loading...

پارتی پاتوق

سایت تفریحی مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران

معرفی بهترین سایت هاست رایگان ایران

استفاده كنندگان از اين هاست ملزم به رعايت قوانين كپي رايت و قوانين جمهوري اسلامي ايران هستند

براي استفاده از لينك زير ثبت نام كنين

اول قوانين و مقررات رو بخونين بعد برين صفحه اول و ثبت نام كنين


http://hostraygan.com/l

آخرین ارسال های انجمن

زندگینامه: نرگس آبیار (۱۳۴۹ -)

"\"\""
سینما و تلویزیون > چهره‌ها- همشهری آنلاین:
نرگس آبیار در سال ۱۳۴۹ به‌ دنیا آمد.

او  بیش از یک دهه به ‌صورت حرفه‌ای به داستان ‌نویسی در حوزه کودک و بعضا دفاع مقدس پرداخت. از برخی از آثار او در عرصه دفاع مقدس می‌توان به این آثار اشاره کرد: \"چشم سوم\" با موضوع عملیات والفجر مقدماتی، \"نه روز بود، نه شب\"درباره زندگی شهید حسن عباسپور،\"شکفتن بر هامون\" داستان زندگی شهید فرید تعریف، \"فلسطین، از اشغال تا انتفاضه\"، \"کوه روی شانه‌های درخت\"،\"نادر\".

برخی دیگر از آثار آبیار عبارتند از: \"پسر کرم به دوش و خندق بلا\" نشر افق 86، \"قهرمان قصه ی خل و چل\" نشر سفیر اردهال 88، \"داستان دو پنج \" نشر سفیر اردهال 88، \"عروس آسمان\" نشر دفتر فرهنگ اسلامی 79، داستان کوتاه \" وقت گل محمدی\"، \"شعرهای یک ماهی سیاه آسمون جل\" نشر سفیر اردهال 1388، \"افسانه چشمه لاغر مردنی\" نشر تجسم خلاق 85، \"عطر خون: براساس زندگی شهید حسین یوسفی\" نشر قدیانی 1386، \"نژادپرستی صهیونیسم\" نشر قبله اول 83 ، \"آیا می‌دانید که ...؟\" نشر قبله اول 83، \"داستان دو خط\" نشر پژوهه 78، \"کوه روی شانه‌های درخت\" نشر شاهد 82، \"بگذار با تو بمانم، معرفی آثار بخش قطعه ادبی\" نشر نماز 82، \"قصه زنی که همه‌اش یاس‌های فلسفی داشت\" نشر روزگار 81، \"به کی می‌گن قهرمان: روایتی داستانی از زندگی شهید سیدعلی اندرزگو\" نشر سوره مهر 88، \"کلاه خود: برگرفته از زندگی شهید علی قزلباش\" نشر شاهد 86 ، \"زندگی غمبار یک بت خوشبخت\" نشر سفیر اردهال 1388، \"مجسمه نمکی \" نشر منادی تربیت 1385 ، \"برای شبنم چه اتفاقی افتاد؟\" نشر سروش 1385،\"روی شانه‌های درخت\"، \"روزی روزگاری\" نشر شباویز 85، و \"دو خط موازی\"،\"عروس آسمان\" دفتر نشر فرهنگ اسلامی 1379.

  • فیلم:

یک روز پس از دهمین روز:  که با استقبال جهانی روبرو شد. این فیلم که در سی ‌و یکمین حضور بین‌المللی‌اش، موفق به دریافت جایزه ویژه (mention) از فستیوال فیلم اروپایی و سه جایزه بین المللی دیگر شد به روایت زندگی پیرمردی می‌پردازد که در ویرانه‌ها به سر می‌برد و به ‌شدت دلبسته شتری است که از آن تیمارداری می‌کند.

 

یک روز پس از دهمین روز: مستندی است که  تا کنون در سی و سه جشنواره بین المللی حضور داشته است. از جمله جوایز این فیلم در جشنواره های جهانی می‌توان به جایزه بزرگ فیلم مستند جشنواره باتومی گرجستان، بهترین مستند کوتاه جشنواره اسماعیلیه مصر، جایزه موفقیت سینمایی جشنواره آزا یونان و بهترین مستندهمایش تصویر عاشورا اشاره کرد.

روز پایان:  دومین ساخته مستند این فیلمساز است که چندی پیش جایزه‌ بهترین فیلم مستند جشنواره‌ سینما حقیقت 92 را دریافت کرد

شیار 143: به عنوان نویسنده و کارگردان فیلم.

 

کارگردان فیلم پرطرفدار «شیار 143» با تهیه کننده این فیلم محمدحسین قاسمی ازدواج کرد.

به گزارش تابناک، بنابراین خبر همزمان با روز مادر و سالروز ولادت حضرت زهرا(س) خبری در صفحه شخصی محمد قاسمی در شبکه اجتماعی فیس بوک منتشر شد که اعلام شد این زوج سینمایی در زندگی شخصی خود نیز همیار گشته و ازدواج کردند.

نرگس آبیار کارگردان زن سینمای ایران است که دو فیلم سینمایی خود را با نام های «اشیا از آنچه در آیینه می بینید به شما نزدیکترند» و «شیار 143» را نیز با محمد قاسمی کار کرده بود.

این دو زوج سینمایی در سی و دومین جشنواره فیلم فجر فیلم موفق «شیار 143» را اکران کردند که استقبال بسیار زیادی از سوی مردم و مسئولان را به همراه داشت.

این فیلم درباره خانواده‌ای است که به نوعی درگیر مساله جنگ بین عراق و ایران می‌شود. نرگس آبیار کارگردان این اثر سعی دارد در «شیار 143» به نقش زنان در دفاع مقدس بپردازد. "\"اشک"

 
دیلی خبر: دو ماراتن لندن امروز شاهد اتفاق نادر بود.مرد ناشناسی که تا کنون نامی از او ذکر نشده است در مسابقه دو ماراتن از نامزد مورد علاقه خود خواستگاری نمود.

مردی پس از طی چند کیلومتر برای تنفس هم که شده جلو تماشاشاچیان دو ماراتن زانو زد و از دختر مورد علاقه خود خواستگاری نمود.

وی با گرفتن جواب بله از عروس خانم همدیگر را برای لحظه ای در اغوش گرفتند و سپس مرد حلقه نامزدی را در انشگت عروس خانم قرار داد.سپس با هم عکس گرفتند و داماد دونده با عشق و علاقه مضاعف به مسابقه ادامه داد.



 


کارشناس و مدرس امداد و نجات هلال احمر استان کرمانشاه، گفت: با اقدام به موقع می‌توان مانع افتادن و یا سیاه شدن ناخن پس از ضربه بر روی آن شد.

به گزارش ایسنا، شهریار نوری‌الاصل درباره برخورد اجسام سنگین بر روی ناخن مانند برخورد چکش به هنگام کوبیدن میخ عنوان کرد: در این هنگام خونریزی در زیر ناخن ایجاد شده که این امر با درد شدید و ضربان دار همراه است.

نوری الاصل خاطرنشان کرد: چنانچه در درمان این مصدومیت کوتاهی شود، خون جمع شده در زیر ناخن لخته شده و موجب پوسیدگی ریشه ناخن و بالاخره افتادن ناخن در طولانی مدت می‌شود.

کارشناس و مدرس امداد و نجات هلال احمر استان کرمانشاه تصریح کرد: همچنین در این موارد احتمال کج در آمدن ناخن در آینده نیز وجود دارد.

به گفته نوری الاصل، در این موارد در همان لحظه که خون‌ریزی در زیر ناخن ایجاد شد، باید یک سنجاق قفلی و یا سوزن ته گرد را با انبردست گرفته و روی شعله اجاق گاز حرارت دهیم و سپس روی ناخن و بالای محل خونریزی فرو کنیم.


وی تصریح کرد: انجام این کار هیچ گونه دردی نداشته و با ایجاد یک سوراخ کوچک بر روی ناخن، خون از محل سوراخ بیرون می‌آید.

نوری الاصل تصریح کرد: باید پس از سوراخ کردن روی ناخن، انگشت را چند بار با دست مالش داده تا همه خون زیر ناخن بیرون آید.

کارشناس و مدرس امداد و نجات هلال احمر استان کرمانشاه تصریح کرد: بعد از این کار باید یک چسب زخم بر روی محل سوراخ زده شود که در نهایت ناخن با انجام این اقدامات سالم می‌ماند و فرد دردی را حس نخواهد کرد.
سوء استفاده احساسی از مردان غربی که در جست و جوی همسرند

 

بسیاری از مردانی که برای یافتن همسر به اوکراین می روند موفق به ازدواج با فرد مورد نظر خود نمی شوند و در نهایت خود را قربانی یک طرح هوشمندانه کلاهبرداری احساس می کنند.

عصر ایران - چند ماه اخیر کشور اوکراین شاهد فراز و نشیب های فراوانی بوده است. افتادن دولت به دست مخالفان روسیه و تظاهرات موافقان و مخالفان دولت موجب بروز ناآرامی های زیادی در این کشور شده است. با این حال به نظر می رسد که در این گیر و دار، برخی شرکت ها درآمد زیادی از مشتریان غربی خود به دست آورده اند و این کسب و کار چیزی نیست جز «همسریابی اینترنتی».

وضعیت وخیم اقتصادی اوکراین پس از استقلال از شوروی سابق سبب شد بسیاری از زنان و دختران اوکراینی با مردانی غربی ازدواج کنند. اما به نظر می رسد این روند در سالهای اخیر شکل خاصی پیدا کرده و زمینه کلاهبرداری زیرکانه این شرکت ها را فراهم ساخته است.

بسیاری از مردان اروپایی و آمریکایی که هنوز دل در گرو ارزش های خانوادگی دارند و از یافتن شریک مناسب زندگی خود در کشورشان ناامید شده اند، در سایت های اینترنتی همسریابی اوکراینی ثبت نام می کنند، علایق و ویژگی های مختلف زنان موجود در سایت را بررسی می کنند و پس از به تفاهم رسیدن با او برای ازدواج راهی اوکراین می شوند. در واقع شاید کمرنگ شدن ارزش های خانوادگی نزد بسیاری از زنان غربی عامل اصلی گرایش برخی مردان به ازدواج با زنانی با تفکر سنتی تر و خانواده گراتر شده است.

اما این گرایش سبب شده بسیاری از شرکت های مختلف اوکراینی با راه اندازی سایت های همسریابی و وعده یافتن «عروس اوکراینی» و شریک ایده آل زندگی، هر ساله پول زیادی به جیب بزنند. یکی از مطرح ترین این شرکت ها تنها در سال گذشته حدود 140 میلیون دلار درآمد داشته است!

بسیاری از زنان و دختران در سراسر اوکراین و یا حتی کشورهای دیگر در این سایت ثبت نام و به صورت آنلاین با مردانی که تمایل به ازدواج با آنها دارند صحبت می کنند.


مردان به ازای هر دقیقه صحبت با این روش باید مبلغی را پرداخت کنند که البته بیشتر آن هم به جیب شرکت همسریابی مربوطه می رود. همچنین پس از ورود مردان به اوکراین، آنها می توانند در رستوران ویژه این شرکت ها با چهره مورد نظر خود غذا بخورند و البته هزینه گزافی را نیز باید به خاطراین پذیرایی بپردازند که باز درصد قابل توجهی از آن به طور مستقیم به حساب شرکت همسریابی مربوطه سرازیر می شود.

اما این همه ماجرا نیست. چرا که ظاهراً برخی از این سایت ها به زنان می گویند چگونه با طولانی کردن صحبت آنلاین با مردان، می توانند دستمزد بیشتری دریافت کنند!

تاد، مرد 43 ساله ای است که در یک شرکت حمل و نقل کار می کند. او حاصل چندین ماه کار و نیز اضافه کاری در شیفت شب خود را پس انداز کرد تا بتواند با اوکراین سفر کند، تنها به این امید که بتواند همسر ایده آل خود را بیابد.

تاد که اهل ایالات متحده است در کشور خودش نتوانسته بود همسر ایده آلی را بیابد و به همین دلیل ساعت ها وقت پای یکی از این سایت های همسریابی اوکراینی صرف کرد و با دقت تمام اطلاعات 1500 زن موجود در آن را مطالعه کرد تا بتواند فردی را شبیه به خودش بیابد.

در پایان و پس از صرف هزاران دلار برای گفت و گوی آنلاین با دو نفر از آنها، برای گفت و گوی حضوری و ازدواج با یکی از آنها راهی اوکراین شد. اما به محض ورود به اوکراین متوجه شد که آن دو زن دیگر جوابش را نمی دهند.

همه مردانی که برای یافتن همسر اوکراینی راهی این کشور می شوند به نوعی در زندگی احساس تنهایی می کنند. برخی از آنها تاکنون ازدواج نکرده، بعضی از همسر خود جدا شده اند و عده ای نیز همسر خود را از دست داده اند.

اما بسیاری از این مردان دست از پا درازتر به کشور خود باز می گردند.

سوء استفاده احساسی

بسیاری از مردانی که برای یافتن همسر به اوکراین می روند موفق به ازدواج با فرد مورد نظر خود نمی شوند. بسیاری از آنها خود را قربانی طرح هوشمندانه ای برای کلاهبرداری از خود می دانند.

در واقع هر قدر مردان زمان بیشتری را به صحبت آنلاین در این سایت ها بگذرانند، سود بیشتری عاید این شرکت های همسریابی اوکراینی می شود.

البته این آزردگی تنها به این مردان محدود نمی شود. هدف برخی از زنانی که با این مردان به صورت آنلاین صحبت کرده اند، تنها کسب در آمد است که البته گاهی موجب عذاب وجدان آنها می شوند. برای نمونه برخی از آنها تنها به خاطر کسب درآمد بیشتر با مردانی مسن صحبت می کنند و خود را مشتاق به ازدواج با آنها نشان می دهند، در حالیکه تنها برای تامین هزینه زندگی خود دست به چنین کاری می زنند.

البته این شرکت های همسریابی خود را از این اتهام مبرا می دانند و بر این باورند که همان طور که این مردان از یافتن همسر مورد نظر در کشور خود ناتوان هستند، شاید در اوکراین هم نتوانند شریک زندگی خود را بیابند. اما شاید نگاهی به تعداد ازدواجهای موفق ورت گرفته از طریق طریق، نشانگر هوشمندانه برای سرکسیه کردن مردان در جستجوی شریک زندگی اوکراینی باشد.

 

منگ‌هانگ ژانگ یا به قولی اهالی سریال «پایتخت» ماهان از ورودش به ایران، گرسنگی کشیدن در ماه اول حضورش در کشور ما، اولین باری که دوغ نوشیده، علاقه به فرهنگ ایرانی، حجاب و مولانا و البته این نکته حرف زد که دیزی را خیلی دوست دارد.
گروه فرهنگی مشرق - صدایش می‌کنم خانم جانگ و علیرضا خمسه سریع می‌گوید اسم او ماهان است، یعنی آنها ماهان صدایش می‌کنند. در این لحظه مصاحبه‌ام با بازیگر زن چینی سریال «پایتخت3» تمام شده اما با تذکر خمسه از او می‌خواهم نامش را برایم بنویسد. گرچه خودش می‌گوید دستخط فارسی‌اش خیلی بد است و ضمن اینکه توضیح می‌دهد عیبی ندارد اگر دلم خواست اسم فامیلش را دوم بنویسم و اسم کوچکش را اول (چون آنها برعکس عمل می‌کنند) می‌نویسد: Zhang Menghan. بعد توضیح می‌دهد که به فارسی اسمش را در کارت دانشجویی‌اش اینطور نوشته‌اند: منگ‌هان ژانگ.
 
منگ‌هان یا به قول پایتختی‌ها ماهان، خوش برخورد و البته خوش خنده است. صادقانه جواب سوال‌هایم را می‌دهد و مدام دستش به شال روی سرش است و آن را جابجا می‌کند. سعی می‌کنم شمرده سوال کنم و او با دقت گوش می‌دهد و آرام آرام فارسی صحبت می‌کند. کمتر پیش می‌آید فعلی را اشتباه بگوید. شاید برایتان جالب باشد بدانید غذای ایرانی مورد علاقه او دیزی است و به مولانا و نی نامه علاقه دارد.
 
گفتگویمان را که در بالکن دفتر تهیه‌کننده «پایتخت» و روی صندلی‌های راحتی آن انجام شد در ادامه می‌خوانید:
 
*شما چه زمانی به ایران آمدید؟
 
- چهار سال و نیم پیش بود، زمستان 2009.
 
*تمام این چهار سال ساکن ایران بودید؟
 
- بله. البته هر سال یکی دو بار به کشورم برمی‌گردم.
 
*چطور پایتان به ایران باز شد؟
 
- در چین زبان فارسی خواندم. البته رشته اصلی‌ام انگلیسی بود و بعد از آن چند زبان دیگر هم انتخاب کردم؛ ژاپنی، آلمانی و فارسی. با مقایسه این زبان‌ها تصمیم گرفتم فارسی را ادامه بدهم.
 
*یعنی شما این چند زبان را بلد هستید؟
 
- من فقط انگلیسی و فارسی می‌توانم بنویسم و بخوانم و بعد از یاد گرفتن فارسی دیگر ژاپنی و آلمانی نمی‌توانم صحبت کنم. چینی را هم که حرفه‌ای صحبت می‌کنم.
 
*درستان که تمام شود به چین برمی‌گردید یا می‌خواهید در ایران بمانید؟
 
- هنوز تصمیم نگرفته‌ام. شاید همچنان رفت و آمد داشته باشم و چند ماه ایران بمانم و چند ماه چین.
 
*شما ازدواج کرده‌اید؟
 
- نه هنوز.
 
*ممکن است با یک ایرانی ازدواج کنید؟
 
- بستگی به اینکه چه کسی باشد دارد. بله. اگر خدا بخواهد.
 
*شما مسلمان هستید؟
 
- هنوز نه.
 
*چطور شد که بازیگر پایتخت شدید؟
 
- مرا سفارت چین معرفی کرد.
 
*خودتان به بازیگری علاقه داشتید؟ سابقه‌ای در این هنر دارید؟
 
- قبلا که در پکن بودم برنامه تلویزیونی انجام دادم اما سریال نبود. بلکه برنامه‌های تفریحی بود.
 
*یعنی شما مجری بودید؟
 
- بله. در سی سی تی وی، پکن تی وی و چند تلویزیون مختلف یک سال و خرده‌ای اجرا می‌کردم.
 
*پس معروف بودید؟
 
- معروف که نه اما مردم بابت آن یک سال مرا می‌شناسند.
 
*مردم شما سریال «پایتخت» را هم دیدند؟
 
- بله چینی‌هایی که در ایران هستند و فارسی بلدند دیده‌اند. چینی‌ها زیاد زبان فارسی را یاد می‌گیرند.
 
*خانواده‌تان هم دیده‌اند؟
 
- بابا و مامانم هنوز‌ آن را ندیده‌اند. اما من می‌خواهم دی وی دی‌اش را بخرم و برایشان بفرستم. این هدیه خوبی است.
 
*پدر و مادرتان درباره دوری از شما و زندگی‌تان در ایران چه نظری دارند؟
 
- برایشان خیلی جالب است. چون ما چینی‌‌ها تا به حال یک خانم با روسری در تلویزیون ندیده‌ بودیم. من هم که اولین بار به ایران آمدم به خانم‌ها با تعجب نگاه می‌کردم. چون قبلا ندیده بودم که یک خانم با حجاب چه شکلی است.
 
*اگر باز هم به شما پیشنهاد بازیگری شود می‌پذیرید؟
 
- اگر فیلمنامه خیلی جالب باشد حتما این کار را می‌کنم.
 
*سیروس مقدم را از قبل می‌شناختید؟
 
- نه قبلا نمی‌شناختم.
 
*او کارگردان بسیار مطرحی در ایران است که سریال‌های زیادی ساخته است.
 
- خارجی‌ها معمولا تلویزیون نگاه نمی‌کنند چون مشکل زبان داریم. معمولا برنامه‌های کودک نگاه می‌کنیم.
 
*چرا؟
 
- چون زبان آن ساده‌تر است و ما متوجه می‌شویم. اما در سریال تند تند حرف می‌زنند و ما نمی‌فهمیم.
 
*دیالوگ‌های «پایتخت» را که متوجه می‌شدید؟
 
- بله چون چندبار تکرار می‌شد متوجه می‌شدم. توضیحات دوستان هم کمک می‌کرد. اما اگر یک سریال دیگر ببینم اکثرا متوجه منظورشان نمی‌شوم. چون اصطلاحات زیادی استفاده می‌کنند. صحبت با لهجه محلی هم باعث می‌شود حرف‌ها برایم نامفهوم باشد.
 
*در چین هم مردم با لهجه صحبت می‌کنند؟
 
- بله لهجه‌های زیادی داریم.
 
*صحبت کردن خود شما به چینی هم با لهجه است؟
 
- بله. من لهجه دارم. اما پدر و مادرم یک لهجه دیگر دارند. خیلی عجیب و غریب و جالب است.
 
*چرا لهجه شما با آنها فرق می‌کند؟
 
- پدر و مادرم 30، 40 سال پیش وقتی بچه بودند در روستا زندگی می‌کردند اما بعد به شهر مهاجرت می‌کنند. بنابراین با لهجه صحبت می‌کنند. من نمی‌توانم دقیقا با لهجه آنها صحبت کنم.
 
*سکانسی در سریال بود که شما در لحظه سال تحویل با زبان چینی دعا می‌کردید. این دعا بداهه بود یا در فیلمنامه نوشته شده بود؟
 
- من همان چیزی که از دلم می‌آمد و اگر در واقعیت هم بود این دعاها را می‌کردم، گفتم. بعد آقای سیروس مقدم گفت چه گفتی ما که نفهمیدیم؟! من هم ترجمه کردم.
 
*پس آن حرف‌ها آرزوهای خودتان بود.
 
- بله. اینطوری می‌توانستم خیلی راحت‌تر و طبیعی‌تر صحبت کنم.
 
*شما بازیگران ایرانی را می‌شناختید؟
 
- یک ایرانی در اپرای پکن بود که بازی می‌کرد او را دیده بودم اما اسم او را حفظ نیستم.
 
*پس در «پایتخت» بود که با سینما و تلویزیون ایران آشنا شدید.
 
- بله همه چیز برای من جدید بود.
 
*در ادبیات فارسی به چه نویسنده یا شاعری علاقه دارید؟
 
- مولانا. مثلا نی نامه را خیلی دوست دارم. مثنوی معنوی و غزلیات شمس هم همینطور.
 
*تا به حال مشاعره کرده اید؟
 
- مشاعر؟
 
*مشاعره. یعنی شما یک بیت شعر می‌خوانید و نفر بعدی با حرف انتهایی آن بیت، شعر دیگری را از حفظ می‌خواند.
 
- نه آن خیلی سخت است! «مشاعر» برای خارجی‌ها واقعا دشوار است. ما نمی‌توانیم مثل ایرانی‌ها به فارسی فکر کنیم و مثل کودکان درس می‌خواندیم و برنامه کودک نگاه می‌کردیم.
 
*چه چیزی برای شما در ایران از همه جالب‌تر بود؟
 
- پیش از اولین باری که من به ایران بیایم هیچوقت یک خانم با چادر ندیده بودم. خانم‌های چادری را خیلی نگاه می‌کردم. جالب‌تر اینکه وقتی سوار اتوبوس شدم دیدم زن و مردها جدا از هم می‌نشینند. فرهنگ ایران هم خیلی برایم جالب است. اکثر چیزهایی که در ایران دیدم برای اولین بار بود.
 
*درباره غذاهای ایرانی چه نظری دارید؟
 
- همه غذاها را اولین بار اینجا خوردم. خیلی جالب بود. من هر چیزی که در بازار می‌دیدم نمی‌دانستم چیست و انگار کاملا یک دنیای جدید را تجربه کردم.
 
*کدام غذای ایرانی را دوست دارید؟ اصلا این غذاها با ذائقه‌تان جور در می‌آید؟
 
- بله. دیزی را خیلی دوست دارم. یادم می‌آید اولین بار در ایران دوغ خوردم. (قهقهه می‌زند) ایرانی‌ها خیلی به من تعارف می‌کنند و فکر می‌کنم از من پذیرایی کردند. مدام می‌گفتند بفرمایید بفرمایید و من گفتم باشه و دوغ را خوردم و آخ...!
 
*خوشتان نیامد؟
 
- اصلا نمی‌توانستم تحمل کنم. اما حالا عادت کرده‌ام. ما دوغ نداریم. ماست ما هم با ماست ایرانی فرق می‌کند. غذا کاملا متفاوت است. مزه، رنگ و همه چیز فرق می‌کند.
 
*ماست شما با ماست ما چه فرقی می‌کند؟
 
- ماست شما خیلی ترش است اما آنجا ما ماست شیرین می‌خوریم. من یک ماه اولی که ایران بودم هیچ غذایی نخوردم.
 
*ما اینجا رستوران چینی هم داریم.
 
- اولین باری که به ایران آمدم نمی‌دانستم رستوران چینی کجا است. فارسی هم بلد نبودم و فقط انگلیسی حرف می‌زدم. پسران ایرانی مدام با من صحبت می‌کردند و من خیلی خوشحال شدم. فکر می‌کردم خیلی خوشگل هستم. بعد از چند سال فهمیدم خارجی بودن من برای مردم جالب است.
 
*غیر از تهران به مناطق دیگر ایران هم رفته‌اید.
 
- بله. اکثر شهرهای شمال را رفته‌ام. از شمال تا جنوب را دیده‌ام. از دریای خزر و اکثر شهرهای که اطراف آن قرار دارند تا جنوب جزیره‌های قشم و هرمز را دیده‌ام.
 
*تا به حال مشهد هم رفته‌اید.
 
- بله.
 
*زیارت در فرهنگ شما هم هست؟
 
- من هیچوقت مثل زیارت شما تجربه نکرده بودم. همه چیز جدید بود. ما هم مسلمان داریم اما آنها از فرهنگ ما دور هستند و با هم در یک شهر زندگی نمی‌کنیم. بلکه در شهر دیگری هستیم. من در شهری کوچک به نام رویان زندگی می‌کردم.
 
*مناطق توریستی یا بناهای تاریخی مثل تخت جمشید را هم دیده‌‌اید؟
 
- بیشتر اصفهان و یزد رفتم. شیراز نرفتم. خیلی جالب است. من اکثر شهرهای ایران رفته‌ام.
 
*شما به فارسی هم راحت می‌نویسید؟
 
- راحت نیست و دستخط من هم خیلی زشت است. اما می‌خواهم این را بگویم که در این چهار سال و نیم خیلی به من خوش گذشت و راضی بودم. انتظار نداشتم یک بار در ایران فیلم بازی کنم و خیلی تجربه خوبی بود. امیدوارم روزی که به چین برگردم، درباره این تجربه مقاله بنویسم. امیدوارم یک کتاب درباره فرهنگ ایران بنویسم و در چین چاپ کنم تا بیشتر مردم چینی فرهنگ ایران را بشناسند و فارسی یاد بگیرند.

 

پایداری ملی:
بزرگسالان به شکل فزاینده در حال ترک دنیای واقعی و تشکیل زندگی در دنیای مجازی هستند چرا که دنیای مجازی به آن ها امکان می دهد خود خیالی شان باشند و با فرد(یا افرادی) که تخیلشان می خواهد رابطه داشته باشند.
کد خبر: ۲۴۹۱
تاریخ انتشار: ۳۱ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۰

رسانه های اجتماعی محبوب ترین بخش های فضای مجازی برای استفاده عموم هستند. از کودکان و نوجوانان گرفته تا مادر بزرگ ها، مدارس، شرکت های دولتی، انجمن های خیریه، برندهای تجاری و ... همه و همه سعی می کنند در رسانه های اجتماعی حضور پیدا کرده و ضمن تولید محتوا برای خود مخاطبان ثابتی دست و پا کنند. دلایل و نیازهای متنوع کاربران روز بروز بر رشد و دامنه گسترش رسانه های اجتماعی می افزاید. کاربران گوناگون در سطوح مختلف سنی، تحصیلی، فرهنگی و با جنسیت، نژاد و زبان های متفاوت بر حسب علائق، اهداف، دلایل و نیازهای خود طیف وسیعی از محتوا را تولید و یا بازنشر می کنند. در نتیجه استفاده و وابستگی به رسانه های اجتماعی رشدی روز افزون داشته و در زندگی فرد جایگاه مشخصی پیدا خواهد کرد، و پس از مدتی جزئی از سبک زندگی فردی و جمعی افراد یک جامعه خواهد شد. در نتیجه شناخت و بررسی ابعاد مختلف رسانه های اجتماعی با توجه به جوان بودن جمعیت کشور ضروری می نماید، در این سری از گزارش ها با رسانه های اجتماعی و تأثیرات آن ها بر سبک زندگی بیشتر آشنا می شویم.
برای مطالعه قسمتهای قبلی این گزارش به این لینکها 1، 2، 3،  مراجعه کنید.


ویکی ها
همانطور که پیشتر اشاره شد ویکی امکان فعالیت افراد مختلف بر روی پروژه ای واحد را فراهم می آورند. این پروژه ها طیف وسیعی از موضوعات همچون موضوعات علمی، تاریخی، مذهبی، سرگرمی، اشخاص، موسیقی و مانند اینها را شامل می شوند. برخی از ویکی ها تنها چند صد کاربر دارند و برخی دیگر با داشتن هزاران و یا صدها هزار مشارکت کننده به عنوان پروژه هایی بین المللی محسوب می شوند. «ویکی پدیا» بزرگترین دانشنامه آزاد روی اینترنت است.

ویکی ها توسط افراد گوناگون و در طول سال ها کامل می شوند، و محصول نهایی نتیجه مشارکت تمام کاربران است. برای مصون ماندن مطالب از انواع انحرافات و خرابکاری ها، ویکی ها معمولا سیستم نظارتی مشخصی اعم از مدیران –در سطوح مختلف-، بازرسان و ناظران را برای خود دارند.
 

از آنجایی که اغلب نویسندگان یک ویکی علاقمند موضوع و مبحث اصلی ویکی هستند معمولا جدال خاصی بین آن ها شکل نگرفته و تنها گاهی اختلاف سلیقه و دیدگاه مشاجراتی را بوجود می آورد، اما در ویکی هایی مانند ویکی پدیا چنین نیست، مشاجرات و جدل هایی که پیرامون تعارضات دینی، عقیدتی و سیاسی اتفاق می افتند در ویکی پدیا امری طبیعی است که اغلب با پیروزی و اعمال نظر مدیران و کاربران ارشد پایان می یابد. ویکی پدیا بزرگترین دانشنامه سکولار جهان است، دانشنامه ای که ششمین مرجع روزانه ساکنین دنیای مجازی برای کسب اطلاعات پیرامون موضوعات مختلف است.
 


ویکی پدیا در رنکینگ الکسا رتبه ششمین سایت برتر جهان مجازی را در اختیار دارد.


مدیران و نویسندگان ارشد ویکی پدیا اکثرا نگاه سکولار داشته و این نگاه را بر تمام مقاله های منتشر شده در آن اعمال می کنند. یکی از وظایف بازرسان، مدیران جزء و روبات ها پیگیری نگاه سکولار حاکم بر ویکی پدیاست. ویکی پدیا اجازه گذاشتن عبارت «صلی الله علیه و آله» برای پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، عبارت های «علیه السلام» و «سلام الله علیها» برای اهل بیت علیهم السلام و عبارت «رحمت الله علیه» برای امام خمینی(رحمت الله علیه) را نمی دهد همچنان که اجازه گذاشتن کلمه حضرت را پیش از نام آن ها. با وجود اعتراض هایی که برخی کاربران به این موضوع کرده اند، ویکی نویسان فارسی که اغلب اختلافات سیاسی خود را به مذهب ربط می دهند و نیز برخی فارسی نویسان ساده اندیش این امر را رعایت قوانین ویکی پدیا به عنوان یک مرجع بین المللی می دانند، قوانینی که می-گویند نام افراد باید بدون لقب و توصیف ذکر شوند. و البته از نگاه مدیران و نویسندگان ویکی پدیا در این میان تفاوتی میان یک پیامبر و یک استاد دانشگاه یا رئیس جمهور نیست.
 

برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید


ویکی نویسان همچنین عبارت های احترام آمیز نسبت به اولیای الهی، علماء و بزرگان اسلام را به بهانه «نادانشنامه»ای بودن حذف می کنند، در حالیکه اصطلاحاتی مانند «ساندیس خور» در این دانشنامه ی بین الملل معتبر صفحه دارند.
 

 

برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید

برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید


منبع تعریف اصطلاح ساندیس خور در ویکی پدیا، فرهنگ اصطلاحات عامیانه اوربان(urban) است.


همچنین برای تبیین نگاه سکولار حاکم بر ویکی پدیا می توان به موارد زیر اشاره کرد:

اگرچه در ویکی پدیا برای پیامبران الهی و اعتقادات پیروان ادیان ابراهیمی از عبارت "باور دارند" استفاده می شود اما برای ادیان شرقی چنین نیست، همچنان که از کورش به عنوان کوروش بزرگ یاد می شود در حالیکه برای پیامبران اولوالعزم چنین نیست.

برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید


برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید


در ویکی پدیا در کنار سایر اعتقادات ادیان الهی، حتی تعریف کلمه پیامبر نیز به باور پیروان ادیان ابراهیمی آورده می شود و به شکل غیرمستقیم این طور القاء می شود که این موضوع عقیده ی تمام انسان ها نیست.
 

برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید


برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید


در این دانشنامه در حالی زندگی نامه بنیانگذاران آئین های شرقی به شکلی دقیق و بدون ابهام آورده می شود که حتی برای تولد پیامبری چون حضرت عیسی علیه السلام نیز از عبارت "باور دارند" برای ایجاد تردید در مخاطب استفاده می شود.


برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید


برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید


برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
برای دیدن سایز اصلی روی عکس کلیک کنید
 



در این مقاله، از عبارت "به باور هندوها" استفاده نشده است.


وبلاگ
وبلاگ نویسی ساده ترین راه ورود به دنیای مجازی است که تمام افراد در هر سنی و با هر سطحی از تحصیلات و اطلاعات می توانند نسبت به آن اقدام کنند. اگرچه در کشورهای توسعه یافته به علت همه گیر شدن استفاده از وب2 وبلاگ نویسی رو به انقراض است اما در سایر جوامع هنوز رواج داشته و طرفدار دارد. در ابتدای پیدایش وبلاگ بسیاری از شخصیت های سیاسی، فکری، فرهنگی و دانشگاهی در سراسر جهان به وبلاگ نویسی روی آوردند.

به علت سهولت در ساخت و نیز ماندگاری و انحصاری بودن کنترل آن توسط صاحب وبلاگ، وبلاگ ها در حوزه جنگ نرم و حمله به اعتقادات، سنت ها و ارزش های یک جامعه و نیز تاثیرگذاری در حوزه های اجتماعی و سیاسی در کنار رواج دادن فحشاء و کلاهبرداری های اینترنتی کاربرد زیادی دارند. از طرف دیگر برخی افراد ناآگاه وبلاگ خود را با دفتر خاطرات روزانه شان اشتباه گرفته و تمام جزئیات زندگی و روابط خانوادگی خود را در آن منعکس می کنند که این موضوع تبعات خاص خودش را برای آن ها در پی خواهد داشت.

جامعه محتوایی
این سایت ها اگرچه از لحاظ به اشتراک گذاری فرمت های مختلف محتوا به خوبی عمل کرده و منبع خوبی برای یافتن فایل های مختلف هستند اما به لحاظ آزاد بودن قوانین اکثر این سایت ها(به تبعیت از حاکمیت لیبرالیسم) فایل هایی که محتوای منحرف کننده دارند نیز در این سایت ها به وفور یافت می شود، انواع موسیقی ها، فیلم های مستهجن، ویدئوهای اهانت آمیز نسبت به اشخاص، ادیان و اعتقادات مذهبی، ویدئوهای نژادپرستانه، کلیپ های ترویج خشونت، جنایت و روابط خارج از عرف از جمله محتواهای ناسالم این سایت ها هستند. یوتیوب مهترین سایت این دسته است، سایتی که در جریان اهانت به پیامبر عظیم الشان اسلام(صلی الله علیه و آله) در نیمه دوم سال 2012 حاضر نشد ویدئوی اهانت آمیز را با وجود اعتراضات میلیونی مسلمانان حذف کند.

 

فروم
فروم ها معمولا پیرامون موضوعات خاص و زیرمجموعه های آن ها شکل می گیرند، موضوعات علمی، مذهبی، دانشگاهی، سرگرمی و غیره. معمولا فروم ها یکسری اعضای ثابت دارند که در هنگام بروز مشکل و یا ایجاد سوال درباره یکی از موضوعات فروم به یکدیگر کمک می کنند و تعداد بسیاری کاربر غیرفعال که به شکل اتفاقی و تنها برای رفع اشکالات و سوالات محدود و ابتدایی خود عضو فروم شده اند.

در فروم ها نیز مانند سایر جوامعی که در فضای مجازی و مبتنی بر ساختار دیگر انواع رسانه های اجتماعی شکل می-گیرند، هم محتوای سالم تولید می شود و هم محتوای ناسالم و انحرافی. بسیاری از فروم های عمومی محل جدل ها و مباحثات اعتقادی، فکری و سیاسی هستند که این ویژگی باعث گرایش معاندان و دشمنان به سمت این سایت ها و رواج اندیشه های انحرافی و ایجاد بدعت ها در میان شرکت کنندگان و مخاطبان مباحث و در قالب استدلالات شبه مستند و منطقی می باشد.

میکرو بلاگ
با توجه به اینکه میکروبلاگ ها تلفیقی از وبلاگ نویسی و شبکه های اجتماعی دنباله محور هستند بسیاری از نکات مثبت و منفی که درباره شبکه های اجتماعی گفته شد درباره میکروبلاگ ها نیز صدق می کند.

پادکست
پادکست ها نه تنها مورد استفاده کاربران عادی قرار می گیرند بلکه برخی از فعالان اجتماعی نیز برای بیان و انتشار نظرات خود از پادکست استفاده می کنند. رسانه های معمولی مانند رادیو و تلویزیون نیز از پادکست برای انتشار برخی از اخبار و برنامه های خود استفاده می کنند، برخی از سایت ها نیز از پادکست برای انتشار محتوای خود در قالب صوت بهره می برند. همچنین در سال های گذشته انتشار کتاب ها و رمان های معروف به شکل پادکست از طرف افراد و سایت هایی که به این منظور راه اندازی شده اند افزایش قابل ملاحظه ای پیدا کرده است.


جهان مجازی
جهان مجازی نوعی رسانه اجتماعی است که در آن افراد با آواتارهای(Avatar) خود زندگی می کنند، جهان موازی یک محیط سه بعدی و شبیه سازی شده ی جهان واقعی است. افراد در این شبکه ها همانند دنیای واقعی زندگی می-کنند، پس از انتخاب آواتار(شخصیت مجازی فرد که می تواند جنسیت، سن، نژاد و خصوصیات متفاوتی با واقعیت فرد داشته باشد) برای خود محل زندگی پیدا کرده، کار و با دوستان خود تفریح می کنند، ازدواج  کرده، بچه دار می شوند و به کلاس دانشگاه می روند. تمام روابط دنیای واقعی در دنیای مجازی نیز وجود دارد، افراد برای خرید مایحتاج خود ناچارند شغلی داشته و درآمد کسب کنند(البته افراد می توانند با پرداخت پول در دنیای واقعی امکانات بیشتری در دنیای مجازی برای خود خریداری کنند به عنوان مثال ویلای بزرگتر و یا ماشین مدل بالاتر)، خوردن، خوابیدن، ورزش و سایر رفتار و روابط انسانی در جهان مجازی وجود دارد.

با وجود آنکه می توان از جهان مجازی برای آموزش بسیاری از مطالب مفید به کودکان و نوجوانان استفاده کرده و در هزینه ها و زمان صرفه جویی نمود اما بیشتر مشتریان جهان مجازی بزرگسالان هستند. بزرگسالانی که به شکل فزاینده در حال ترک دنیای واقعی و تشکیل زندگی در دنیای مجازی هستند چرا که دنیای مجازی به آن ها امکان می دهد خود خیالی شان باشند و با فرد(یا افرادی) که تخیلشان می خواهد رابطه داشته باشند.
          


افراد در جهان مجازی آواتار خود را به هر شکلی که بخواهند می سازند.


معتادان جهان مجازی افراد شکست خورده دنیای واقعی اند که به آرزوهای خود نرسیده و به نوعی از بودن فیزیکی خود احساس حقارت و ضعف کرده و دنیای مجازی را محلی برای فرار از خود واقعی و تجربه زندگی دلخواهشان می-دانند، چرا که افراد سالم و بدون عقده، تن به نقش بازی کردن همچون خاله بازی کودکان نمی دهند. اعتیاد به حضور در جهان مجازی آسیب های متنوعی همچون طلاق، سوءاستفاده های جنسی، اتلاف زمان و هزینه های جامعه، تشدید سرخوردگی، گوشه گیری و امراض روحی معتادان این شبکه ها، نابودی خانواده ها و از بین رفتن بخشی از نیروی انسانی جامعه را در پی خواهد داشت.

رشد حضور افراد در جهان مجازی به گونه ای است که هم اکنون محققان بر شاخه ای از اقتصاد و تبلیغات الکترونیکی که مخصوص این رسانه های اجتماعی است فعالیت می کنند. این جهان ها همانند دنیای واقعی بازار اقتصادی خود را دارند، چرا که ملک، زمین، لباس و سایر اجناس آن ها خریدنی است.
 


وقتی اعتیاد مجازی شود، پس از آن واقعیت می یابد.


در کل می توان چنین در نظر گرفت که رسانه های اجتماعی با وجود اثرات مثبتی که می توانند برای انسان و زندگی او به دنبال داشته باشند اما به جهت حاکمیت لیبرالیسم و رشد ابعاد منفی این رسانه ها و همچنین وابستگی و اعتیاد انسان هایی که برای فرار از زندگی واقعی خود به فضای مجازی پناه می برند، هم اکنون تاثیرات منفی رسانه های اجتماعی بیش از اثرات مثبت آن ها بوده و این رسانه ها ابزاری شده اند برای ترویج اباحی گری، زندگی فردگرایانه و فروپاشی خانواده ها،  نابودی ارزش ها و اتلاف سرمایه های جامعه در دنیای واقعی.

اختصاصی/

 

كار ثبت نام متقاضیان دریافت یارانه نقدی از بیستم تا آخر فروردین ماه انجام می شود، متقاضیان بر اساس رقم سمت راست شماره ملی خود باید به سامانه Refahi.ir مراجعه كنند.
به گزارش خبرنگار اقتصادی باشگاه خبرنگاران؛متقاضیان در ابتدا صفحه ای www.refahi.ir مشاهده می كنند كه شش بند توضیح دارد و مربوط به قوانین و مقرارت دریافت یارانه نقدی است در بند یك تأكید شده مطابق قانون فقط افراد نیازمند می توانند برای دریافت یارانه نقدی ثبت نام كنند مورد بعدی از متقاضی تعهد می خواهد تا صرفا مشخضات افرادی را كه هم اكنون  تحت تكفل دارد درج كند.

در بند سه متقاضی متعهد می شود در صورت درخواست سازمان هدفمندی یارانه ها مدارك لازم را برای اثبات درستی اطلاعات اعلام شده در فرم ارائه كند مورد بعد كه انتظار می رود مورد توجه متقاضی قرارگیرد این است كه اگر مشخص شود.

اطلاعات نادرستی در فرم ها اظهار شده به موجب قانون ضمن استرداد وجود دریافتی تا سه برابر یارانه نقدی دریافت شده متقاضی مشمول جریمه قرار می گیرد.

 در بند پنجم متقاضی یارانه نقدی تأیید می كند اطلاعاتی كه در فرمهای تقاضای یارانه نقدی درج می كند می تواند مبنای ارزیابی مالی و رتبه سنجی اقتصادی اش برای اعطای وام یا سایر تسهیلات از سوی بانكها و موسسسه های مالی قرار گیرد و دست آخر در بند ششم معنا و مفهوم سطح درآمد ماهانه توضیح داده شده است.

بر این اساس میانگین مجموع درآمد ماهانه همه اعضای خانوار در سال 92 شامل درآمد حاصل از شغل اصلی و شغل دوم، دریافت اجاره بها، سود سهام، سود سپرده بانكی، عایدی از مستقلات، حقوق ماهانه مستمری و مواد مشابه دقت شود قبل از پرداخت اقساط مورد نظر می باشد.

در انتهای صفحه اول متقاضی یارانه نقدی باید تمام شش بند دكر شده را تأیید كند كه این به منزله فهم دقیق ازمقررات دریافت یارانه نقدی تلقی می شود صفحه دو شامل پرسش های متداول است در ابتدا سرپرست خانوار متقاضی یارانه نقدی باید شماره ملی خود را در محل تعبیه شده در سمت چپ صفحه بدون خط تیره و فاصله وارد كند.

 سپس آخرین شماره حسابی كه جهت دریافت یارانه اعلام كرده اید را در مستطیل مربوطه وارد كنید دقت شود شماره كارت بانكی را وارد نكنید در ادامه متقاضی یارانه نقدی باید تعداد اعضای خانواده خود را شامل خود و افراد تحت تكفل در سمت چپ و محل مربوطه درج كند پس از تكمیل این سه بخش متقاضی باید كد امنیتی 5 رقمی را واردكند و اطلاعات درج شده را تأییدكند .

در صفحه سوم ابتدا متقاضی یارانه نقدی باید اسم خود و افراد تحت تكفلش را به همراه شماره ملی هر یك نوشته و وضعیت مالك بودن یا نبودن واحد مسكونی را برای هر یك جداگانه مشخص كند در ادامه متقاضی براساس تعریفی كه از سطح درآمد در بند شش صفحه اول مشخص شده كه البته یك بار دیگر هم در مستطیلی كه مشاهده می كنید برایش یادآوری می شود خود را در یكی از پنج گروه درآمدی قرار دهد گروه های درآمدی به این ترتیب است:كمتر از 600 هزار تومان، از 600 هزار تومان تا یك میلیون تومان، از یك تا 2 میلیون تومان، از 2 تا 2.5 میلیون تومان و بیشتر از 2.5 میلیون تومان در ماه.

مرحله آخر اطلاعات محل سكونت خانوار است متقاضی مشخص می كند ساكن شهر، روستا و یا در زمره عشایر كشور است. آنگاه استان و شهرستان محل سكونت را انتخاب می كند درج كد پستی نیز در مرحله بعد قرار دارد و در نهایت بسیار مهم است كه متقاضی شماره تلفن همراه و ثابت خود را در محل تعبیه شده درج كند به تمام متقاضیان دریافت یارانه نقدی به جد توصیه می شود پس از خواندن مندرجات مستطیل انتهای صفحه سوم و آگاهی از جنبه حقوقی اطلاعاتی كه اعلام كرده اند نسبت به تأیید آن اقدام كنند چنانچه تمام مراحل و اطلاعات درج شده باشد به متقاضی دریافت یارانه نقدی كد شناسایی یاز طریق پیامك به شماره تلفن همراه اعلام شده ارسال می شود.


مطالب مرتب

 

زن متولد بهمن

بسيار غافلگير كننده، سريع الانتقال، داراي حس پيش بيني، كنجكاو،‌ غير قابل پيش بيني، رفيق باز و كم علاقه به آداب و اصول سنتي زنا شويي از خصوصيات بارز زن متولد ماه بهمن است.زن متولد بهمن بلد نيست كه عشق خود را به شوهرش و فرزندانش حالي كند.اگر اين احتمال وجود دارد كه عاشق يك زن متولد بهمن شويد، به خاطر بسپاريد كه او در امر عشق نيز مثل هر چيز ديگري مجموعه اي از تناقضات است و براي اينكه قلب شما شكسته نشود، او را فرزند« قوس و قزح» يعني رنگارنگ بدانيد و در روابط عاشقانه با او منتظر تداوم و ثبات نباشيد.سياره حاكم بر رفتار او اورانوس و عنصر حاكم بر طبيعت او باد است. به اين دليل با وجود آنكه در عشق خود بسيار جدي و وفادار است، ولي گهگاه بي ثباتي هايي نظير« نسيم و باد» در وي مشاهده مي شود. شما مي توانيد با يك زن متولد برج دلو رابطه اي بسيار شاد و حسنه داشته باشيد، به شرط آنكه او را در تعقيب هوس هاي هزارگانه خود آزاد بگذاريد و بگذاريد به دلخواه خويش با دوستان خود رابطه داشته باشد. هرگز به اين فكر نكنيد كه او را به جايي ويا چيزي پاي بند كنيد. اين زن ممكن است ناگهان تصميم بگيرد به كوه نوردي بپردازد و يا جزو سپاه صلح بشود. او به دنبال ستاره اي مي رود كه ما هرگز آن را نديده ايم.او متعلق به همه كس و همه جاست و در عين حال از آن هيچ كس نمي باشد. عشق او ممكن است بسيار تند و آتشين باشد، در حالي كه خواسته هايش كيفيتي مبهم دارند. يكي از ستاره شناسان معروف اين حالت زن متولد بهمن را به ترانه اي تشبيه كرده است كه خواننده ناگهان متوجه مي شود كه نصف آن را از ياد برده است. شما مي توانيد كماكان پشت پيانو بنشينيد و به نواختن آهنگ ادامه بدهيد اما صداي او رفته رفته آهسته مي شود و بالاخره سكوت مي كند. اصرار يك دختر متولد بهمن به آزادي بسيار جدي است اما وفداري او به كسي كه عشق را در يك چنين قالبي قبول داشته باشد نيز بي نهايت است.اين دختر اگر والديني متولد ارديبهشت، مرداد و يا دي ماه نداشته باشد، به ميزان ثروت شما و اينكه در بانك چقدر پولداريد، علاقه اي نشان نخواهد داد. براي او پول در مرحله سوم اهميت قرار دارد. او اهميت نمي دهد كه شما ثروتمندترين مردشهر باشيد يا نه، اما در عين حال مايل است كه از نظر مقاومات و حرفه و كار معروف باشيد.وقتي شما تور خود را بكار مي بريد تا اين پروانه ناآرام را بگيريد، به اين نكته مهم توجه داشته باشيد كه او هرگز حاضر نخواهد شد زندگي غير قابل پيش بيني خود را با مردي كه نسبت به او صادق نيست، بگذراند. مباني اخلاقي يك زن متولد بهمن ممكن است غريب ترين پديده اي باشد كه در زندگي خود با آن مواجه شده ايد و به كلي با آنچه كه به طور طبيعي از طرف جامعه مورد قبول قرار گرفته است، فرق داشته باشد، اما او بدون اينكه گسيختگي با جامعه پيدا كند، با اين مباني پاي بند مي ماند. او در عين حال به اين حقيقت نيز واقف است كه شما هم ممكن است مباني خاصي براي خود داشته باشيد. اگر در زندگي به دنبال يك زن آرام مي گرديد، دور متولد بهمن ماه را قلم بگيريد، او اگر هر چيز باشد، آرام نيست. براي او عشق جسماني اهميت بيشتري از عشق رواني دارد، به عبارت ديگر او در هر لحظه مي تواند يك عشق افلاطوني را قطع كند. در ضمير ناخود آگاه اين زن هميشه اين احساس قدرت وجود دارد كه تعلق خاطر پيدا كردن به يك نفر اين خطر بزرگ را به همراه خواهد داشت كه نتواند به عشق واقعي خود يعني آزادي مطلق وفادار بماند.اگر شما از نظر علمي، آموزشي، سياسي، هنري و يا هر رشته ديگر ي مشهور و سرشناس باشيد، دختر متولد بهمن برايتان ايده آل است و مطمئنا بهتر از او پيدا نخواهيد كرد مگر آنكه آنقدر بدشانس باشيد كه يكي از نوادر متولدين اين ماه، يعني يكي از آن دختراني كه رفتارشان به شدت موجب تعجب مردم مي گردد،‌سر راهتان قرار بگيرد. استثناء در همه چيزي وجود دارد. رفتار دختر متولد بهمن هميشه اندكي متعجب كننده است، اما برخي واقعا به راه اغراق مي روند. كما اينكه اغلب بسيار مجلس آرا هستند در حالي كه گاهي اين مجلس آرايي جنبه شلوغ بازي هم پيدا مي كند. اين دختر با هر نوع مجلسي جور در مي آيد، خواه يك مجلس رسمي باشد، خواه يك مجلس خودماني و معمولي.فقدان حس سو ء ظن در اين زن از مزاياي چشم گير اوست اما توجه داشته باشيد كه هرگز از حسن نيت او سو ء استفاده نكنيد، چون اگر مچ شما را در حين خيانت بگيرد، قلبش به شدت مي شكند. او بي جهت به شما بدگمان نمي شود و در حالت عادي هرچه بگوييد قبول مي كند ولي تحمل خيانت را ندارد. زن متولد بهمن هرگز پس از خروج شما از منزل كنجكاوي نمي كند كه شما كجا رفته ايد و به اداره تلفن نمي زند كه ببيند كه آنجا هستيد يا نه و يا جيب شما را وارسي نمي كند. خلاصه با خدعه و نيرنگ آشنا نيست،‌ با وجود اين به شما توصيه مي شود قبل از آنكه به فكر سوء استفاده از اين حالت مظنون نبودن بيفتيد، به اين نكته توجه داشته باشيد كه فقدان حس حسادت در او به علت برخوردار بودن از يك شخصيت قوي نيست،‌ بلكه چيزي بالاتر از آن است كه شما فكرش را كرده ايد.در وهله اول مي توان يقين داشت كه او قبل از آنكه دومين نگاه را به شما انداخته باشد، ‌شما را با يكي از قوي ترين ميكروسكوپ هاي دنيا مطالعه كرده است، در ثاني در دنياي او هميشه به قدري موضوع و مسئله براي يك زن متولد بهمن اين ضرب المثل كه مي گويد« از دل برود هر آنكه از ديده رود » صد در صد صادق است. وقتي از جلوي چشم او دور شديد، تا حدود 99 درصد از فكر و خيال او هم دور شده ايد و به اين دليل هم هست كه هرگز دل او براي كسي تنگ نمي شود. به هر صورت اگر اين زن از شما بي وفايي ديد، خيلي ساده ناگهان يك عقب گرد مي كند و در خلاف جهت سابق به حركت در مي آيد. در اين حالت بهتر است وقتي خود را براي برگرداندن او تلف نكنيد.پس از آنكه روابط عاطفي او و شما قطع شد، در عرض مدتي كمتر از يك دقيقه تمام مهر و محبت شما را از فكر و قلب خود بيرون مي ريزد و مي توانيد يقين داشته باشيد كه حتي يكي از خاطرات آن ايام را هم در فكر خود زنده نگاه نمي دارد. بر اين قاعده كلي يك استثناي مهم وجود دارد. زن متولد بهمن، مثل مردي كه در اين ماه به دنيا آمده است، اولين عشق واقعي خود را هرگز فراموش نمي كند.زن متولد بهمن به زندگي زناشوئي پاي بندي زيادي نشان نمي دهد و فقط در شرايط خيلي استثنايي ممكن است با قيد و بند زندگي زناشويي خود را وقف دهد. به همين جهت تعداد زنان طلاق گرفته متولد بهمن به نسبت خيلي بيش از زنان متولد برج هاي ديگر است. پرهيجان ترين احساست در اين زن ممكن است فقط در عرض يكي دو ساعت فروكش كند و هيچ اثري از آن باقي نماند. طبيعي است كه او از جدايي و طلاق خوشش نمي آيد، اما وقوع اين حادثه را فاجعه تلقي نمي كند.اين زن طبيعت تك رو دارد او حتي شوهرش را هم به صورت يكي از دوستان خيلي نزديك خود به حساب مي آورد، پس هيچ دليلي وجود ندارد كه قطع يك رشته دوستي را پايان زندگي بپندارد، علي الخصوص كه او دوستان خود را هر چند گاه يك بار عوض مي كند. مطمئن باشيد كه تا به تمام اسرار دروني قلب شما واقف نشده باشد و با تمام رؤياها و تخيلات شما آشنا نشده باشد، قدم به قلب شما نمي گذارد. در حالي كه مشابه اين حق را براي شما محفوظ نگاه نمي دارد. به اسرار دل او جز خودش هيچ كس نبايد پي ببرد و اگر ديد كه اين احتمال براي كسي به وجود آمده است، با يك مانور ماهرانه او را به كلي از مرحله پرت مي سازد. زن متولد بهمن به راحتي از خطاي شما چشم پوشي مي كند اما دروغ چيز ديگري است. او دروغ و خدعه و نيرنگ را به هيچ وجه دوست ندارد.بهتر است از دختري كه در برج دلو متولد شده است، چيزي قرض نخواهيد.اگر خاطر شما خيلي نزد او عزيز باشد، ممكن است يكي دوبار درخواست شما را اجابت كند، اما دفعه سوم با چنان خونسردي جواب رد مي دهد كه هرگز آن را فراموش نخواهيد كرد. اين شخص اصولا از قرض چه به صورت دريافت و چه به صورت پرداخت خوشش نمي آيد و اگر مجبودر بشود كه از كسي وام بگيرد، به هر طريقه كه شده در رأس موعد مقرر آن را باز مي گرداند. قرض گرفتي از او به طور حتم بزرگترين لطمه را به روابط فيمابين شما خواهد زد.بيشتر زن هايي كه در برج دلو متولد شده اند، داراي ظاهري زيبا و فريبنده هستند اما آنچه عيب است احساسي است كه از ديدن اين زن به شما دست مي دهد، يك لحظه تو دل برو به نظر مي رسد و لحظه اي بعد سرد و بي تفاوت و بي روح، اما به طور كلي پس از متولدين برج ميزان ( مهر ) تعداد خوشگل هاي اين ماه از همه بيشتر است و حداقل اين است كه خيلي بانمك هستند. لباس پوشيدن زن متولد بهمن ممكن است موجب وارد آمدن آن چنان شوكي به شما بشود كه تا ساعت ها نتوانيد از جاي خود حركت كنيد. او نيز مثل هر زن ديگري جلوي بوتيك هاي لباس فروشي توقف زياد دارد، اما كمتر ممكن است فكر كند كه آنچه كه مي پوشد شيك است يا نه و يا قطعات مختلف لباسش به هم مي آيد يا خير. او ممكن است لباسي به تن كند كه موجب حسرت خوردن هر زن ساده ديگري بشود و اخلاق تك روي او ممكن است در يك ميهماني يك نفر بگويد كه همان سال آينده لباس ها به فلان صورت در خواهد آمد و او همان روز عصر از خياط خود بخواهد كه يك چنان لباسي برايش بدوزد و يا آنكه بر عكس ممكن است سال هاي سال به شيوه مادر بزرگ و يا حتي جد خود، لباس معمولي بپوشد.شيوه آرايش موي او نيز خاص خودش است. تغيير رنگ و آرايش موي او ، درست مثل تغييرات شخصيتش غير قابل پيش بيني است. يك روز موي خود را مثل پسرها كوتاه مي كند و فردا كلاه كيس مي گذارد كه موي آن تا حد كمر بلند است، امروز او را با موي نقره اي مي بينيد و فردا با موي مشكي، به طور خلاصه موي اين زن مشابه موي هيچ زن ديگري در دنيا نيست و رنگ و آرايش آن آرام و قرار ندارد.گفت و گو با اين زن ممكن است بسيار جالب باشد، زيرا نحوه سخن گفتن جذابي دارد و اين احساس مطبوع به مرد دست مي دهد كه زني محجوب و مرموز است و بعد ناگهان يكي از آن تغييرات خاص متولدين اين ماه به تجلي مي پردازدو شما بدون مقدمه و به طور كاملا ناگهاني از وي جمله اي مي شنويد كه تا چند لحظه باور كردن آن برايتان مشكل خواهد بود. شما مشغول صحبت از بحران انرژي و اثرات گوناگون آن بر كشورهاي صنعتي هستيد كه ناگهان او مي گويد: « راستي شما خورشت كرفس دوست داريد؟‌» سعي كنيد خونسردي خويش را حفظ كنيد و با قاطعيت به بحث اصلي خود ادامه بدهيد و در عين حال به خاطر داشته باشيد كه او هر چند لحظه يك بار بدون مقدمه از خط خارج مي شود و دوباره به سر جاي اول خود بر مي گردد. به غير از اين نوع اختلالات گفته هاي او هميشه منطقي و مستدل است. در موقع صحبت كردن هرگز طوري حرف نزنيد كه دال بر بالاتر بودن شما از او باشد. عدم تساوي براي اين زن مفهوم ندارد. اگر به اين نكته توجه نكنيد، ديواري غير قابل عبور بين خود و او به وجود آورده ايد.بر طبق باورهاي ستاره شناسان قديم يك زن متولد بهمن مي بايست الزاما يك مادر خوب هم باشد زيرا سياره حاكم بر رفتار او، يعني اورانوس سمبل آينده است و بچه نيز مربوط به دنياي آينده و نسل بعد است، اما تحقيقات نشان مي دهد كه اين نظر خيلي درست نيست و تولد بچه در ابتداي كار، مادر متولد بهمن را به كلي گيج و سردرگم مي سازد. علت هم بسيار روشن است. فكر يك زن متولد بهمن هرگز به يك چيز بخصوص ثابت نمي ماند. او موجود سر به هوايي است كه هر لحظه به موضوعي مي انديشد و اين اخلاق با بچه داري كه تمركز فكر لازم دارد، مغايرت دارد.از آن گذشته،‌او به طور طبيعي قادر به ابراز محبت دروني خود نمي باشد و اين تكنيك غلط ابراز محبت او را بيش از پيش نسبت به بچه هاي خود بيگانه مي سازد. نكته جالب در مورد اين زن،‌ از نقطه نظر رفتاري كه با بچه ها دارد، اين است كه عليرغم بيگانگي كه با بچه هاي خود دارد، با كودكان ديگر بسيار صميمي و رفيق است و اگر او را مثلا در منزل همسايه ببينند، با كمال تعجب مشاهده مي كنيد كه چطور با بچه هاي مردم بازي مي كند اما روابطش با فرزندان خود چنين گرم و دوستانه نيست. آخر مگر نه اين است كه او رفيق بازترين موجود دنيا است؟ خوب حالا چه فرق مي كند كه سن اين رفيق چقدر است؟البته اين نكته را هم نبايد فراموش كرد كه نامناسب بودن تكنيك ابراز محبت او با فرزندانش دليل بر اين نيست كه او به وظايف مادري خود عمل نمي كند. ابدا او به هنگام دفاع از كودكان خود بسيار جدي و حتي شديدا خشن است. آنچه در درجه اول از بچه هاي خويش توقع دارد، گفتن حقيقت است و به اين دليل هرگز بچه اي را كه مرتكب خطايي شده و به گناه خود اعتراف كرده،‌ مورد تنبيه قرار نمي دهد. اين كار يك حسن بزرگ دارد و آن اعتماد بسيار زيادي است كه اين كودكان نسبت به مادر خود پيدا مي كنند.از نظر كودكان او مادري شاد، آسان گير، و به هنگام بيماري مهربان است. براي او يك بچه نامرتب، كثيف و شيطان اما درس خوان بهتر از يك بچه درس نخوان اما بسيار مرتب است. اگر با دختر متولد بهمن ازدواج كرديد، نبايد فراموش كرد كه او قبل از مادر شدن بايد يك زن خانه دار شود و قبل از اين هم كه زن خانه دار شود بايد به وي تفهيم كرد كه ازدواج فصل آخر زندگي تجرد و رفاقت هاي نامحدود و بي بند و بار اين دوره است. كشاندن اين دختر به پاي سفره عقد كار ساده اي نيست و او به هيچ وجه تعجيلي در اضافه كردن نام فاميل شما به اسم خود ندارد. و اين كار را فقط وقتي انجام خواهد داد كه شما راخوب سبك سنگين كرده و فهميده باشد كه تا چه حد مرد ميدان زندگي هستيد. او در لابراتوار حساس ذهنش شما را به خوبي تجزيه و تحليل مي كند.در نهاد زن متولد بهمن حس غريبي وجود دارد كه پيوسته او را تحريك مي كند تا درست در خلاف جهتي كه سوق داده مي شود، گام بردار. از آن گذشته او كسي است كه مي خواهد از هر چيزي سر در بياورد، پس چه در خانه، چه در روابط دوستانه، چه در عشق از فرط كنجكاوي مي خواهد همه راهها را تجربه كند. حس تجربه و دوستي و كنجكاوي چنان در او شديد است كه اگر دقت كنيد، مي بينيد حتي قهوه يا چاي را هر روز يك جور درست مي كند، و يا هر روز كه براي خريد بيرون مي رود، يك مغازه تازه را براي خريد تحت آزمايش قرار مي دهد.از آنجا كه خودش هم نمي داند واقعا چه مي خواهد، بيان احساست دروني برايش بسيار مشكل است. اگر عاشق بشود، به شدت گيج و سر در گم مي گردد زيرا نهايت اين است كه فقط دو سه كلمه براي بيان تمام احساس خويش پيدا مي كند، آن هم دو سه كلمه اي كه به هيچ عنوان گوياي شيفتگي او نخواهند بود. براي او بين دوستي ساده و عشق ساده و عشق فاصله اي بسيار جزئي و مبهم وجود دارد. به اين دليل بر عدم علاقه و فقدان عشق نكنيد، اين حالت تا بعد از ازدواج نيز ادامه پيدا خواهد كرد. داستان عاشقي كه شب و روز فقط به هم مي انديشند، براي او داستاني مسخره است. راستي مسخره نيست كه انسان در دنيايي كه پولدارها در آن زندگي مي كنند،‌ فقط به يك نفر فكر كند؟ او شريك زندگي شما مي شود اما جزئي از شما نمي شود. شما خودتان هستيد، او هم خودش هست با استقلالش، اگر نمي خواهيد او را از دست بدهيد، با آزادگي او مخالفت نكنيد، كمااينكه او نيز هرگز چنين نخواهد كرد.بهترين راه براي بريدن از او نشان دادن حسادت، ‌داشتن سو ء ظن، گرفتن حالت تملك، محافظه كاري بيش از حد و انتقاد از شيوه خاص زندگي اوست. شما هم چنين مي توانيد از راه بي اعتنايي به خيل دوستان او كه از هر قماش و مقوله اي مي باشند، و به تعداد گوناگون و در اوقات مختلف به منزل شما خواهند آمد نيز به اين مقصود برسيد.اين زن قوه ادراك و قدرت انتقال و حس پيش بيني عجيبي دارد. او موجودي است كه چند روز جلوتر از ديگران زندگي مي كند و به اين ترتيب تنها كسي است كه مي تواند شما را دقيقا از عواقب كارها با خبر سازد. به نفع شماست كه آنچه را كه راجع به آينده مي گويد، با اطمينان خاطر قبول كنيد. قرت او در آينده نگري واقعا شگفت انگيز است.

زن متولد بهمن

باور كنيد نمي توانم او را به خوبي توصيف كنم و بگويم شبيه به چيست. چون او پيرو هيچ چيز نيست. گاهي موهايش را مثل پسرها كوتاه مي كند و دامني مي پوشد كه قوزك پايش را هم مي پوشاند. زنان متولد برج بهمن اولين كساني بودند كه سايه چشم صورتي، قرمز روشن و آلبالويي و رژلب ارغواني مصرف كردند. چون گرايش زيادي به جفت و جور كردن رنگها دارند .
همه ما مي خواهيم كه ديگران ما را دوست بدارند اما هر يك به روشهاي مختلف. تا جايي كه مي توانيد به او آزادي و استقلال دهيد تا شما را دوست بدارد. اگر همسر شما متولد اين برج است انتظار نداشته باشيد كه آرام بنشيند، دمپايي شما را جفت كند و بچه را در تخت بخوابند و هر شب شير كاكائو درست كند. در غير اينصورت يك شب وقتي به خانه بر مي گرديد مي بينيد كه طغيان كرده، شيركاكائو را روي تخت ريخته ، دمپايي شما را پوشيده و از خانه بيرون مي رود. قطعاً پس از ازدواج براي خود حساب بانكي جداگانه اي دارد. او دوست دارد كه مردش بيرون از خانه كار كند شايد مجبورشويد در منزل بمانيد از نوزادتان نگهداري كنيد ! اومي خواهد درخشش خود را حفظ كند و دوست ندارد كه ببيند با يك كهنه كهنه بچه از جلا افتاده است ؟ از آنجا كه نظرش در باره همه چيز تغيير ميكند، گاهي دو رو به نظر ميرسد. گاهي نيز عمداً سعي مي كند، شما را عصباني كند. بهترين برخورد اين است كه يك كلمه هم حرف نزنيد و پيشنهاد نكنيد(صم ويكم باشيد) چون مطمئناً بر خلاف نظر شما عمل خواهد كرد.
او بچه ها را مثل هم تربيت مي كند. او مي تواند خيلي افراطي باشد و بدون هيچ نگراني در اتوبوس به  بچه شير بدهد.
او مي خواهد بچه ها را متناسب با قرن جديد تربيت كند و آنها را به مدارس خارجي بفرستد.
دختر متولد اين برج تندر و صاعقه طالع بيني است.

چگونه می توانید یک زن متولد بهمن را جلب کرده و خشنود سازید

ماه بهمن در بین تمام ماهها یکی از روح گراترین و پیشرفته ترین ماههاست.زن
بهمن ماهی اگر محیط و شرایط مشوق او باشد,از شهرت خیلی خوشش می آید.او صفاتی نزدیک به نبوغ دارد.زمانی که با رفتار کمی عجیب و غیر قابل پیش بینی اش شما را ناراحت می کند,این را به یاد داشته باشید و رویش حساب کنید.از نطر فکری و روحی معمولا ثابت قدم و با وقار است و همیشه می داند مقصود و هدفش چیست.گرچه در مسایل عشقی به آسانی نوسان پیدا می کند,لیکن موجودی با محبت است و علاقه خودش را نشان می دهد,
البته او را به آسانی نمی توان بدست آورد.او هرگز خود را به پای شما نخواهد افکند,زیرا معمولا کمی سرد و کناره جوست.لازم است اظهار علاقه زیادی به او بکنید و ممکن است برای از بین بردن خودداری او مجبور شوید وقت زیادی صرف
کنید.حتی پس از اینهمه باز ممکن است وقت خود را بی جهت تلف کنید.مگر اینکه ار جهت شخصیتی,هوش و درک کلی با او برابر باشید.
هنگامی که از ورای خویشتنداری اش به او می نگرید,او را دوست داشتنی, اجتماعی,شوخ باهوش و جذاب می یابید.معمولا بوسیله حلقه ای از دوستان وتحسین کنندگان احاطه شده است.اگر بتوانید توجه او را جلب کنید موجود خوشبختی هستید,زیرا شخصیت او غنی است و از صفات خوب و مخصوص خود,آزادانه دیگران را برخوردار می کند.زن متولد بهمن با زمان حرکت می کند
و اگر بخواهید از نظر هوش با او برابری کنید بایستی در جریان مسایل جاری و هنری قرار داشته باشید.اگر می خواهید برایش جاذبه داشته باشید بایستی روراست,صمیمی,بی پیرایه و بی ریا باشید.جروبحث,پرخاش و اختلاف او را خیلی ناراحت می کند و نمی تواند چنین حال و هوایی را تحمل کند.او میل دارد
رابطه اش با شما مبتنی بر برابری باشد نه اینکه او بر شما یا شما بر او مسلط
باشید.
بیش از هر چیز تحت تاثیر عقاید شما قرار می گیرد بشرط اینکه این عقاید مترقی و آرمانی باشد.

 

 

آیا می دانستید استفاده از Wi-Fi رایگان که معمولا در فرودگاه ها یا کافی شاپ ها عرضه می شوند برای انجام کارهای مهم مثل حواله های بانکی یا انجام ثبت نام های محرمانه مناسب نیستند و گاها خطراتی هم به دنبال دارند ؟اگر نمی دانستید تا انتهای این گزارش با ما باشید تا این اسرار برای شما فاش شود.
به گزارش مشرق، استفاده از Wi-Fi رایگان در انجام این کارهای مهم یک سری مشکلات اساسی دارد که یکی از آنها Snooping یا جاسوسی است . در واقع باز بودن شبکه برای تمام کاربران این اجازه را به افراد می دهد تا بتوانند ارتباطات دیگر را چک کنند . بگذارید این گونه برای شما توضیح دهیم .
زمانی که شما و دیگر اعضای خانواده در حال استفاده از یک WiFi در منزل خود هستید و هر کدام از یک دستگاه استفاده می کنید ، هیچ کس نمی تواند ببیند که دیگری چه سایتی را باز کرده یا در حال انجام چه کاری است . این به دلیل همان رمز گذاری منحصر به فردی که برای هر فرستنده و گیرنده به طور جداگانه انجام می شود است . اما در مکان های عمومی که اینترنت را به صورت رایگان در اختیار شما قرار می دهند به دلیل اینکه هیچ کلمه ی عبوری برای اتصال به مودم وجود ندارد این رمز گذاری انجام نمی شود و افراد می توانند چک کنند که شما چه سایتی را باز کرده اید یا در حال حاضر مشغول انجام چه کاری هستید . نرم افزارهایی در این زمینه وجود دارند که به افراد این امکان را می دهند تا تراکنش های اینترنتی دیگران را کنترل کنند . مثل Firesheep یا یک برنامه ی دیگر مثل Wireshark که کمی پیشرفته تر است و نکات ریز را هم در اختیار فرد جاسوس قرار می دهد.
حال برای اینکه از این امر جلوگیری کنید می توانید جدا از انجام ندادن این کارها در مکان های عمومی ، از سرورهای HTTPS استفاده کرده یا اینکه از شبکه های شخصی مجازی کمک بگیرید . در این صورت آن فرد جاسوس دیگر نمی تواند شما را ردیابی کند .
خطر مهم دیگری که وجود دارد Malicious Hotspots یا نقاط مخرب هستند . اگر شما در مکان های عمومی به شبکه های Public متصل شوید به این معناست که به عموم افراد اجازه ی سهیم شدن را داده اید . در این صورت اگر شما سایت بانک خود را باز کنید که معمولا HTTPS می باشد ، فرد هکر به کمک نرم افزار sslstrip می تواند نام دامنه ای که شما وارد کرده اید را طوری تغییر دهد که شبیه به نام مورد نظر شما باشد . در این صورت شما را به یک سایت دیگر لینک می کند و می تواند زمانی که شما رمز های خود را وارد می کنید همه را کپی کرده و حساب شما را خالی کند ! به همین راحتی . یکی دیگر از ابزار هایی که هکرها از آن استفاده می کنند WiFi Pineapple است که به کمک آن زمانی که شما در حال جستجو برای اتصال به WiFi هستید به دستگاه شما متصل شده و به عنوان یک واسط و رابط بین شما و مودم اصلی عمل می کند . حال خودتان حساب کنید که چه کارهایی که به کمک آن نمی توان انجام داد .
از دیگر نکاتی که انجام آنها ضروری است انتخاب شبکه ی Public است و حواستان باشد که Work Network یا Home Network را انتخاب نکنید . همچنین چک کنید که Firewall سیستم تان فعال بوده و همچنین کامپیوترتان را هم به روز نگه دارید .

 

دانلود سریال از بوسه تا عشق قسمت 124Reviewed by Admin on Apr 13Rating:

۱۲۴

Az Bose Ta Eshgh 124 دانلود سریال از بوسه تا عشق قسمت 124

منتشر کننده فایل : باکس فیلم
اطلاعات بیشتر: Turkishdrama
ژانر: درام | رمانتیک
سال انتشار: ۲۰۱۱
کشور: ترکیه
زبان: دوبله فارسی
کیفیت: عالی – HDTV
خلاصه سریالاین داستان ۴ شخصیت اصلی داره- کنان ،لامیا، کامیل و سویدان و با تجربه کردن خوشی و تلخی های روزگار روابط این چهار شخصیت پیچیده تر و عمیق تر میشه.شخصیت های مکمل این داستان ،درونمایه واقع گرایانه و رنگارنگی را فراهم می اورند و مکانی که این داستان در ان اتفاق میفتد دریچه ای برای نمایش جزیره زیبای ترکیه است. حسین کنان موسیقیدان حساس و با استعدادی است که سعی میکنه فقر و درد دوران کودکی و ترحم اقوامش را فراموش کند .کودکی او با خودکشی پدرش به جرم سرقت و در زندانی نمور و بیرحمی عمویش ،سئیب بی عجین شده که او را بزرگ و تربیت کرده.کنان در مورد عشق نخستینش لیلا ، نالایقی نشان میدهد و عشق خود را فدای سفر به خارج میکند و تمام فکر و ذهن خودشُ درگیر کار و شغلش میکنه و تبدیل به ویولونیست معروفی ومشهوری میشه اما تمام احساسات ناب و خالصش رو فدای موقعیتش میکنه و…


DownloaD دانلود سریال از بوسه تا عشق قسمت 124| لینک دانلود: آلبا فایل | لینک دانلود: آپلود باکس | قسمت ۲۴


DownloaD دانلود سریال از بوسه تا عشق قسمت 124| لینک دانلود: آلبا فایل | لینک دانلود: آپلود باکس | قسمت ۲۳


DownloaD دانلود سریال از بوسه تا عشق قسمت 124| لینک دانلود: آلبا فایل | لینک دانلود: آپلود باکس | قسمت ۲۲


DownloaD دانلود سریال از بوسه تا عشق قسمت 124| لینک دانلود: آلبا فایل | لینک دانلود: آپلود باکس | قسمت ۲۱


 

پسر بزرگ ناصر محمدخانی کجاست؟ چه می‌کند؟ کسی که ۱۱ سال پیش در یک روز پاییزی وقتی به خانه برگشت، با جسد غرق در خون مادرش روبه‌رو شد
به گزارش مشرق، هفته‌نامه تماشاگران در آخرین شماره سال ۹۲، سراغ علی محمدخانی رفته و با وی گفت‌وگو کرده است:

«همه چیز خیلی ساده اتفاق می‌افتد. او برای تمرین به باشگاهی در فرشته رفته بود. مربی‌اش پرسید او را می‌شناسی؟ پسری ۲۲ ساله که تمرینش را کرده و دارد می‌رود خانه. مربی می‌گوید او علی است، پسر ناصر محمدخانی؛ پسری که همه فکر می‌کردند قطر است اما برگشته. پیدایش می‌کنیم. او چند روز بعد روبه‌رویمان نشسته. استیلش که حسابی شبیه فوتبالیست‌هاست. انگیزه زیادی دارد و آمده تا حرف بزند. از فوتبال می‌گوید. از این می‌گوید که چقدر پدرش را دوست دارد و چقدر در این سال‌ها سختی کشیده.

او حالا دیگر به زندگی برگشته و در این گفت‌و‌گو بعد از ۱۱ سال از همه آن چیزهایی می‌گوید که یا دوستشان دارد یا از آنها بیزار است. او که آسیب دیده، جایی بعد از مصاحبه می‌گوید: «به اینکه نام خانوادگی‌ام محمدخانی است، افتخار می‌کنم و اگر خودم هم جای بابایم را نگیرم، حتما پسردار می‌شوم و پسرم نام او را در فوتبال زنده نگه می‌دارد.»

بگوییم علی محمد خانی فوتبالیست یا علی محمدخانی پسر فوتبالیست؟

هرجفتش. نه خب بازی هم کرده‌ام؛ هم در قطر و هم در ایران. هم فوتبالیست هستم، هم پسر فوتبالیست.

کدامش پررنگ‌تر است؟

فکر کنم پسر فوتبالیست.

گفتی در قطر هم بازی می‌کردی به شکل حرفه‌ای. فکر می‌کنم برای تیم الاهلی، درست است؟

بله

پدرت هم در الاهلی بازی می‌کرد؟

نه. بابا باشگاه القطر بود.

آنجا که رفتی چون شنیدند که پسر ناصر محمدخانی هستی، قبولت کردند؟

نه. اتفاقا در ایران که بازی می‌کردم در باشگاه راه‌آهن، مربی کارت من را نمی‌داد که بازی کنم. من نمی‌گویم بهترین بازیکن بودم ولی حقم بود که فیکس بازی کنم. نیم فصل شد ولی باز هم من را بازی ندادند. به بابا گفتم که اگر می‌شود تیمم را عوض کنم چون کارت من را نمی‌دهند و هر بار یک بهانه‌ای می‌آورند. بابا تماس گرفت و دوباره رفتم قرارداد بستم. گفتند این طوری کارت بازی‌ات می‌آید اما دوباره‌ همان آش بود و همان کاسه.

رفتی راه آهن چون پدرت هم از‌ همان جا شروع کرده بود؟

دقیقا. اتفاقا من‌ همان موقع می‌توانستم بروم در پرسپولیس بازی کنم ولی بابا گفت من از راه‌آهن شروع کرده‌ام، تو هم از راه‌آهن شروع کن. من در شهر ری به مدرسه تربیت بدنی می‌رفتم، خب گفتم نزدیک است، پس‌ به تیم راه‌آهن می‌روم. چند باری برای بازی رفتم، حتی نمی‌گفتند که کارتت نیامده و من را روی نیکمت می‌گذاشتند. کمی که پیگیر شدم، دیدم اصلا کارت من نیامده. بعد به بابا گفتم، بابا گفت خب بیا پرسپولیس زیر نظر عمو رحیم.

رحیم یوسفی؟

بله.

به همه پرسپولیسی‌های قدیم عمو می‌گفتی؟

بله. ولی همه به آقای یوسفی عمو رحیم می‌گفتند. رفتم پرسپولیس ۲ ماه تمرین کردم. موقع بازی‌ها هم نبود، بدنسازی بود.‌ همان موقع، سربازی من هم نزدیک می‌شد، به بابا گفتم من می‌روم قطر.

چند سال قطر بودی؟

از ۱۱ تا ۱۶ سالگی، حدود ۵ سال آنجا بودم، بعد یک سال، یک سال و نیم آمدم ایران.

پس وقتی اوضاع داشت سخت می‌شد، رفتی.

سخت، اگر بازی می‌کردم که نمی‌رفتم.

بار اول کی به قطر رفتی؟

بار اول ۱۱ سالم بود. البته من متولد قطر هستم.

پدرت بال راست بازی می‌کرد. تو چطور؟

من خیلی دوست داشتم در پست بابا بازی کنم ولی آن موقع که من در الاهلی بازی می‌کردم، تاکتیک فرق داشت، اما در امید، من بال راست و چپ بازی می‌کردم یا پشت مهاجم بودم.

دو پا بودی؟

بله، دوپا بودم، ولی از وقتی یک پایم را عمل کردم، دیگر یک پایم را از دست دادم. پای چپم حتی از پای راستم بهتر بود. البته اولش هیچ فرقی نداشت، دو پایم مثل هم بودند.

به نظرت تفاوت تو و پدرت چیست؟

بابا از من خیلی باهوش‌تر بود.

ازدواج یک زن و مرد در کشور فلوریدا که هر دوی آنها عمل تغییر جنسیت انجام داده بودند حسابی جنجال به پا کرد و در اینترنت سر و صدای بسیاری به ران انداخت.عکس های این زوج را در ادامه ببینید..

 

یک زن و مرد فلوریدایی که هردو عمل تغییر جنسیت انجام داده اند به زودی با هم ازدواج خواهند کرد. آقای ” مارک کامینگز” سابقا دختری به نام ” مارتیزا” و خانم ” جسیکا او دانیل” نیز پسری به نام ” شاون” بوده اند و اکنون هویت جدیدی دارند و همین مسئله از ازدواج آنان یک سوژه خبری ساخته است

هردوی آنها به دلیل فشارهای روانی دست به خودکشی زده اند و بعد از مدتها تحمل فشار موفق شده اند تغییر جنسیت دهند. آنها در جلسات مشاوره روانشناسی با هم آشنا شده و در یک نگاه عاشق هم شدند. و بعد از مدتی نامزدی اکنون تصمیم به ازدواج دارند. مارک در این مورد میگوید: زمانیکه جسیکا را دیدم احساس کردم ما میتوانیم باهم خوشبخت باشیم و شرایط یکدیگر را به خوبی درک میکنیم. مارک در سال ۲۰۰۳ عمل تغییر جنسیت داد ، او سابقا به عنوان یک زن بدنسازی میکرد و اکنون که یک مرد است با جدیت بیشتری به کار بدنسازی میپردازد. جسیکا بعد از آشنایی با مارک عمل تغییر جنسیت انجام داد . او میگوید: ابتدا فکر میکردم تمایلات همجنسگرانه دارم و همین باعث آزار و اذیت من شده بود اما وقتی مطالعات زیادی انجام دادم فهمیدم که باید عمل تغییر جنسیت انجام دهم. اکنون از زندگی ام خیلی راضی هستم و احساس آرامش میکنم.

hamjens3 ازدواج تغییر جنسیتی ها جنجال به پا کرد!+عکس hamjens1 ازدواج تغییر جنسیتی ها جنجال به پا کرد!+عکس hamjens2 ازدواج تغییر جنسیتی ها جنجال به پا کرد!+عکس

 

دختر بدکاره ای  که یکبارگی تبدیل به مرد شد
پلیس ها با صحنه ای عجیب روبرو شدند.هنگامی که مامورین پلیس چین جهت دستگیر نمودن او اقدام نمودند دختر بی بندوبار شروع به فرار کرد.او اینقدر سریع می دوید که حتی مامورین از او عقب افتاده بودند.با تقسیم شدن مامورین پلیس اکثر راههای فرار برای دختر بسته شده بود.تنها راه فرار پیش روی او بالا رفتن از درخت بود.به گفته مامور پلیس "کوان یین سائی" دویدن دختر هیچ شباهتی به زنان نداشت.
 
اقدام عجیب فرار دختر بی بندوبار از دست پلیس (عکس)
 

او از روی فنس هایی می پرید که ما قادر به انجام ان نبودیم.مانند گربه ها از درخت بالا رفت.پس از چند ساعت صحبت کردن ما با او عاقبت راضی شد و از درخت پایین امد.از او درخواست مدرک شناسایی نمودیم.او گفت در حین فرار مدارکش را گم نموده است.هیکل و بازوهای قوی او مانند مردان بود.هنگامی که دختر روسپی فهمید که همه چیز او لو رفته است به پلیس گفت من مرد 31 ساله به نام  Luo Shihهستم. پلیس چین در گزارشی اورده است از هر 10 زنی که انها به جرم فاحشگی دستگیر می نمایند یکی از انها مرد است که لباس زنانه به تن می نماید.

 

 

 

این دختر تاکید میکند که پدرش از سن ۴ سالگی تا ۱۳ سالگی از او سوء استفاده جنسی کرده است و او را مورد آزار و اذیت خود قرار می داده است. او در ویدئوی منتشر شده اش که تا کنون بیش از ۲۰۰۰ بیننده داشته است بدون هیچگونه آرایشی ظاهر شده و چهره ای دردمند و خسته دارد.

http://www.funarnia.ir/wp-content/uploads/2014/01/Beautiful-girl-who-at-age-4-was-raped-by-her-father-www.funarnia.ir-1392-10-29-1.jpg

http://www.funarnia.ir/wp-content/uploads/2014/01/Beautiful-girl-who-at-age-4-was-raped-by-her-father-www.funarnia.ir-1392-10-29-2.jpg

او با چشمانی اشکبار میگوید: میخواهم در مورد مردی صحبت کنم که درحق من ظلم کرده است، دوشیزگی ام را از من گرفته و معصومیت مرا خدشه دار کرده است. او حالا باید این ویدئو را تماشا کند.او میگوید پدرش نه تنها به او تجاوز کرده است بلکه بارها او را به مرگ تهدید کرده و حتی مادرش را کشته است.

http://www.funarnia.ir/wp-content/uploads/2014/01/Beautiful-girl-who-at-age-4-was-raped-by-her-father-www.funarnia.ir-1392-10-29-3.jpg

او توضیح میدهد با اینکه سن کمی داشته بخوبی به یاد دارد که مادرش را غرق در خون دیده است و پدرش در آن لحظات به دنبال او بوده تا وی را نیز به سرنوشت مادرش دچار کند. او ادعا میکند که هنوز هم شبها این تصاویر را در کابوسهای شبانه اش میبیند.

http://www.funarnia.ir/wp-content/uploads/2014/01/Beautiful-girl-who-at-age-4-was-raped-by-her-father-www.funarnia.ir-1392-10-29-4.jpg

وی از سن ۱۳ سالگی از خانه گریخته است  و با تحمل مشکلات بسیار توانسته موفقیتهایی در زندگی شخصی اش داشته باشد. او ادامه میدهد که عاشق هنر پیشگی است چرا که از این طریق میتوان از حقایق زندگی گریخت و شخص دیگری بود.

ونسان ون گوگ

 

ونسان ون گوگ
VanGogh 1887 Selbstbildnis.jpg
خودنگارهٔ ون گوگ (۱۸۸۸)
زادهٔ ۳۰ مارس ۱۸۵۳
زوندِرت، برابانت شمالی، هلند
درگذشت ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰ (۳۷ سالگی)
اور، نزدیک پاریس، فرانسه
ملّیت Flag of the Netherlands.svg هلندی
حوزهٔ فعالیت نقاشی، طراحی، چاپ[۱]
جنبش پسادریافتگری
آثار برجسته سیب‌زمینی‌خورها، شب پر ستاره، گل‌های آفتابگردان، تراس کافه در شب
امضا  


وَنسان وَن گوگ یا فینسِنت ویلم فان خوخ (به هلندی: Vincent Willem van Gogh) (زاده ۳۰ مارس ۱۸۵۳ - درگذشته ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰) یک نقاش نامدار هلندی بود. هرچند او در زمان حیاتش در گمنامی به سر می‌برد و در تمام طول عمر خود تنها یک تابلو یعنی تاکستان سرخ را فروخت،[۲] اما اکنون به عنوان یکی از تاثیرگذارترین نقاشان پسادریافتگر شناخته می‌شود.

ون گوگ جوانی خود را به عنوان دلال آثار هنری و معلم گذراند. مدتی نیز در انگلستان و همچنین در میان کارگران معادن زغال سنگ شهر بوریناژ در بلژیک به عنوان مبلغ مسیحی فعالیت کرد. وی فعالیت‌های جدی خود را به عنوان طراح و نقاش از سال ۱۸۸۰ و در سن ۲۷ سالگی شروع کرد، و از آن‌جاکه در سن ۳۷ سالگی درگذشت، در واقع تمام آثارش را در ۱۰ سال پایانی عمر خویش آفرید که شامل بیش از ۹۰۰ نقاشی، بیش از ۱۱۰۰ طراحی و ۱۰ چاپ[۱] می‌باشد.

ون گوگ شیفته نقاشی از مردم طبقهٔ کارگر مانند تابلوی سیب‌زمینی‌خورها، کافه‌های شبانه مانند تراس کافه در شب، مناظر طبیعی فرانسه، گل‌های آفتابگردان، شب پر ستاره و خودنگاره بود. وی در اواخر عمر به شدت از بیماری روانی و فشار روحی رنج می‌برد و به اعتقاد اکثریت همین موضوع به خودکشی او منجر شد.

زندگی‌نامه

کودکی و جوانی (۱۸۵۳ - ۱۸۸۰)

ونسان ون گوگ در سال ۱۸۵۳ در زوندِرت[۳] در استان برابانت شمالی هلند، نزدیک مرز بلژیک به دنیا آمد. او پسر آنا کورنلیا کاربنتوس و تئودوروس ون گوگ بود. پدر و پدر بزرگش کشیش بودند و سه‌تا از عموهایش دلال آثار نقاشی. اسم پدربزرگ و عموی او نیز ونسان بود که به او «عمو کنت» می‌گفت. همچنین ونسان نام برادر بزرگ‌تر وی و فرزند اول خانواده بود که چندی پس از تولد و یک سال قبل از تولد ونسان درگذشته بود.

برادر محبوب و حامی‌اش تئودوروس ون گوگ، ملقب به تئو، چهار سال بعد از ونسان در ۱ مه ۱۸۵۷ به‌دنیا آمد. سپس خانواده ون گوگ دارای چهار فرزند دیگر شد، یک پسر به نام کور و سه دختر به نام‌های آنا، الیزابت و ویل. ونسان اغلب کودک ساکت و آرامی بود.

در سال ۱۸۶۰ وارد دبستان روستای زاندرت شد. جایی که یک کشیش کاتولیک به ۲۳۰۰ دانش‌آموز درس می‌داد.

از سال ۱۸۶۱ همراه خواهرش ویل در خانه تحت تعلیم یک معلم خصوصی بود تا این‌که در سال ۱۸۶۴ به یک مدرسه شبانه‌روزی به نام سنت پرولی[۴] در زونبرگ[۵] رفت. دوری از خانواده او را افسرده می‌کرد و این مساله را در بزرگ‌سالی نیز عنوان کرد. در سال ۱۸۶۶ به یک دبیرستان به نام ویلن کلس[۶] در تلبوری[۷] رفت و در آن‌جا تحت نظر کنستانتین هایزمن، که در پاریس به موفقیت‌هایی رسیده بود، اصول اولیه طراحی را آموخت.

در سال ۱۸۶۸ ونسان ناگهان به خانه بازگشت؛ بعدها تعریف وی از دوران نوجوانی‌اش این بود: «دوران نوجوانی من، تاریک، سرد و بی‌حاصل بود...»

ونسان در سال ۱۸۶۹ نزد عمویش ونسان در یک بنگاه خرید و فروش آثار هنری مشغول به کار شد و پس از مدتی از طرف عمویش به لندن فرستاده شد. این دوران خوبی برای ونسان بود و در بیست سالگی از پدرش بیشتر پول در می‌آورد.

در همین دوران او عاشق دختر صاحب‌خانه‌اش اگنی لویر[۸] شد ولی از وی جواب رد شنید. ونسان به‌تدریج منزوی شد و به مذهب روی آورد. پدر و عمویش او را به پاریس فرستادند. در آن‌جا بود که ونسان از این‌که با هنر مانند یک کالای مصرفی برخورد می‌کرد پشیمان شد و این روحیه را به مشتریان نیز منتقل می‌کرد تا این‌که در ۱۸۷۶ از کار اخراج شد.

اعتقاد مذهبی او به تدریج شدیدتر شد تا آن‌جا که به انگلستان بازگشت و در یک مدرسه به صورت داوطلبانه و بدون دستمزد به تدریس مشغول شد. او تصور می‌کرد در مسیر درست زندگی قرار گرفته‌است. این مدرسه در بندر رمسگیت[۹] قرار داشت و این فرصتی بود تا ونسان چند طرحی از مناظر آن‌جا بکشد.

مدتی بعد جای مدرسه عوض شد و ونسان هم به خانه بازگشت و شش ماه را در یک کتاب‌فروشی به کار مشغول بود، ولی این کار وی را راضی نمی‌کرد و وی بیشتر وقت خود را در اتاق پشت مغازه به طراحی و ترجمه انجیل به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی می‌گذراند.

در این دوران به گواهی هم اتاقی‌اش گورلیتز[۱۰] که معلمی جوان بود به شدت صرفه‌جو بود و از مصرف گوشت پرهیز می‌کرد.

در سال ۱۸۷۷ وی تصمیم داشت روحانی شود و تحصیلات الهیات را در دانشگاه ادامه دهد. بنابراین خانواده‌اش او را به آمستردام و نزد دیگر عمویش جان[۱۱] که یک فرمانده نیروی دریایی بود فرستادند. ولی وی موفق به تحصیل در الهیات نشد و آن‌جا را ترک کرد.

ون گوگ جوانی خود را به عنوان دلال آثار هنری، معلم و واعظ مذهبی گذراند. او در این دوران باورهای دینی عمیقی داشت و مدتی در انگلستان و نیز در میان کارگران معادن زغال سنگ شهر بوریناژ واقع در بلژیک به عنوان مبلغ دین مسیحی فعالیت کرد.

زندگی هنری (۱۸۸۰ - ۱۸۹۰)

سیب‌زمینی‌خورها، رنگ روغن، ۱۸۸۵

ونسان ون گوگ فعالیت هنری خود را به عنوان طراح و نقاش از سال ۱۸۸۰ و در سن ۲۷ سالگی شروع کرد. وی پس از مواجهه با آثار ژان فرانسوا میله عمیقاً تحت تاثیر نقاشی‌های او و پیام اجتماعی آن‌ها قرار گرفت و در همین زمان بود که طراحی را به‌صورت جدی و حرفه‌ای شروع کرد. او از آنجاکه در سن ۳۷ سالگی درگذشت، در واقع تمام آثارش را در ۱۰ سال آخر عمر خویش آفرید که شامل بیش از ۹۰۰ نقاشی، بیش از ۱۱۰۰ طراحی و ۱۰ چاپ[۱] می‌باشد. برخی از مشهورترین آن‌ها در ۲ سال پایانی عمرش کشیده شده‌اند.

ون گوگ در ابتدا تحت تاثیر نقاشی‌های هلندی از رنگ‌های تیره و محزون استفاده می‌کرد تا این‌که برادر جوان‌ترش تئو که به خرید و فروش تابلوهای نقاشی اشتغال داشت بعدها باعث آشنایی او با نقاشان دریافتگر شد.[۱۲] آشنایی وی با جنبش‌های دریافتگری و نودریافتگری در پاریس پیشرفت هنری او را سرعت بخشید.

ون گوگ شیفته نقاشی از کافه‌های شبانه، مردم طبقهٔ کارگر، مناظر طبیعی فرانسه و گل‌های آفتاب‌گردان بود. مجموعهٔ گل‌های آفتابگردان او که تعدادی از آن‌ها از معروف‌ترین نقاشی‌هایش نیز محسوب می‌شوند شامل ۱۱ اثر می‌باشد. خودنگاره‌ها و شب‌های پرستارهٔ وی از دیگر نقاشی‌های برجستهٔ او محسوب می‌شوند.

ماجرای بریده شدن گوش ونگوک

درباره اصل ماجرا تردیدی وجود ندارد و خود نقاش هم در یک "خودنگاره" تصویر آن را کشیده است. ون گوگ تا روز ۲۳ دسامبر دو گوش درسته داشت، اما روز بعد که او را در بستر غرق خون یافتند، جای گوش چپ او خالی بود و به یاد نمی‌آورد چه بلایی به سرش آمده است. درباره چگونگی ماجرا حرف و حدیث زیاد است و دو روایت بر سر زبانها است:

اول: ون گوگ، که در اوایل سال ۱۸۸۸ به توصیه برادر کوچک و مهربانش تئو به شهر آرل در جنوب فرانسه کوچ کرده بود، چند ماه بعد به ناراحتی روحی و افسردگی شدید دچار شد؛ او در کابوس‌های وحشتناک و هذیان‌آلود دست و پا می‌زد و به عوالم جنون نزدیک می‌شد. هنرمند رنجور و حساس که از مدتی پیش در گوش چپ خود صداهایی تحمل‌ناپذیر می‌شنید، تصمیم گرفت با اقدامی قطعی خود را از شر گوش راحت کند.

دوم: روایت دیگر این است که ون گوگ به یک روسپی به نام راشل دل بسته بود و چون مال و منالی نداشت به او بدهد، به دلبر خود قول داده بود که به او یک "هدیه گرانبها" تقدیم کند، و این البته گوش خودش بود. برای این روایت گواه واقعی وجود دارد، زیرا راشل واقعا گوش بریده را دریافت کرد.[۱۳]

مرگ (۱۸۹۰)

پرترهٔ دکتر گاشه، ونسان این اثر را در آخرین سال زندگی خود خلق کرد، ۱۸۹۰

ون گوگ در آخرین سال زندگی خود یعنی ۱۸۹۰ به دکتر گاشه روانشناسی که پیسارو به او معرفی کرده بود، مراجعه کرد. اولین برداشت ون گوگ از گاشه که چهره‌اش را نیز کشیده‌است،[۱۴] این بود که دکتر از خود او بیمارتر است.

روز به روز فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیق‌تر می‌شد با این حال او تنها در ۲ ماه پایانی عمرش ۹۰ نقاشی برجای گذاشت. ونسان ون گوگ در ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی در شهر "اور سور اواز" در فرانسه در اثر شلیک گلوله به شکمش زخمی شد و روز بعد در مهمان‌سرای رَوو درگذشت. ونسان آخرین احساسش را به برادر خود، که قبل از مرگش بر بالین وی آمده بود، این‌گونه بیان کرد: «غم برای همیشه باقی خواهد ماند». شش ماه بعد تئو نیز درگذشت.

مقبره ونسان ون گوگ و برادرش تئو

بر اساس تصور عامه مردم وی خودکشی کرده‌است ولی بر اساس تحقیقات صورت گرفته، مرگ وی در اثر شلیک گلوله از یک تفنگ معیوب توسط دو نوجوان مست صورت گرفته است و وی بعدا تصمیم گرفت که برای حفاظت از آنها، مسئولیت واقعه را بر عهده بگیرد. محققان معتقدند که گلوله با زاویه به قسمت فوقانی شکم ون گوگ اصابت کرده و نه بطور مستقیم. در حالی که در صورت خودکشی انتظار می‌رود گلوله به طور مستقیم به فرد اصابت کند.

محققان بر اساس شواهد و نامه‌های بدست‌آمده معتقدند که ون‌گوگ نیت خودکشی نداشته اما زمانی که با مرگ و یا خطر آن مواجه شد، خود را تسلیم مرگ کرده‌است.[۱۵] وی تنها یک دهه آخر عمر خود را به صورت حرفه‌ای مشغول نقاشی بود و اکثر تابلوهایی که باعث شهرت او شده‌اند در طول سه سال آخر عمرش یعنی سال‌هایی که مدام گرفتار حمله‌های عصبی و افسردگی بود، کشیده شده‌اند. امروز بسیاری از مردم بعضی از این تابلوها را می‌شناسند؛ شب پر ستاره، گل‌های آفتابگردان، تراس کافه در شب، درختان سرو و بعضی از نگاره‌ها و خودنگاره‌هایش به صورت تصاویر چاپی، شهرت جهانی دارند و در بسیاری از اتاق‌های سادهٔ مردم عادی نیز دیده می‌شوند و این همان چیزی است که ون گوگ می‌خواست. او دوست داشت تابلوهایش تاثیر مستقیم و قوی اوکی‌یوئه‌های ژاپنی را داشته باشند که بسیار تحسینشان می‌کرد. آرزو داشت هنر صاف و ساده‌ای بیافریند که نه تنها هنرشناسان متمول را خوش بیاید، بلکه مایهٔ شعف و تسلای خاطر همه انسان‌ها باشد.[۱۶] گفته می‌شود که «گندم‌زار با کلاغ‌ها» آخرین اثر ون گوگ است لیکن پیرامون این مطلب، میان پژوهشگران هنر اختلاف نظر وجود دارد.

تئودوروس ون گوگ

چهره تئو ون گوگ، ۱۸۸۷. پیش از این تصور می‌شد این یک خودنگاره از ونسان باشد ولی تحقیقاتی در سال ۲۰۱۱ نشان داده‌است که این چهره تئو است.[۱۷]
نوشتار اصلی: تئودوروس ون گوگ

برادر محبوب و حامی‌اش تئودوروس ون گوگ ملقب به تئو چهار سال بعد از ونسان در ۱ مه ۱۸۵۷ به‌دنیا آمد. وی به فروش تابلوهای نقاشی اشتغال داشت و باعث آشنایی ونسان با نقاشان امپرسیونیست شد. تئو حتی زمانی که خود دستش تنگ بود مخارج ونسان را می‌پرداخت و در ازای آن ونسان تابلوهایش را برای او می‌فرستاد. او مخارج سفر ونسان به ارل در جنوب فرانسه و اقامتش در آن شهر را از درآمد خود پرداخت. ونسان امیدوار بود بتواند چند سال در آن‌جا با خیال آسوده کار کند تا سرانجام روزی با فروش تابلوهایش زحمات برادرش را جبران کند، البته این آرزوی ونسان هیچ‌گاه برآورده نشد.

تئودوروس همیشه با ونسان رابطهٔ بسیار صمیمی‌ای داشت و نامه‌های بسیاری به یکدیگر می‌نوشتند. تئو در واقع تنها فردی بود که در زمان حیات ونسان او و نقاشی‌هایش را عمیقاً درک می‌کرد. او همچنین تنها کسی بود که هنگام مرگ ونسان در کنارش بود و هر کاری که از دستش برمی‌آمد برای نجات زندگی او انجام داد. تئو شش ماه پس از مرگ ونسان، در سن ۳۳ سالگی درگذشت.

نامه‌های ونسان به تئو

ونسان در انزوای خود خواسته‌اش در آرل همه اندیشه‌ها و امیدهایش را در نامه‌هایی به تئو، که به صورت خاطره‌نگاری‌های روزانه درآمده بود می‌نوشت. در این نامه‌ها رسالتی که نقاش در خود احساس می‌کرده، تلاش‌ها و کام‌یابی‌ها، تنهایی غم‌بار و آرزوی داشتن هم‌صحبتی همدل به خوبی آشکار است.

در یکی از نامه‌هایش به تئو می‌نویسد: «ایده تازه‌ای در سرم بود و این پیش‌طرحی از آن است. این بار موضوع تابلو همان اتاق خواب خودم است، اتاقی که در آن فقط رنگ است که اهمیت دارد؛ و ضمن آن که با سادگی و یک‌دستی خود شکوهی به اشیا داده‌است، نشان می‌دهد که این اتاق چیزی جز محل خواب و استراحت نیست. خلاصه بگویم، نگاه کردن به این تابلو باید موجب استراحت فکر و بیش از آن آسودگی خیال شود.»[۱۸]

آثار

  • رنگ روغن: ۸۶۰ عدد[۱۹]
  • آب‌رنگ: ۱۵۰ عدد
  • طراحی: ۱۰۳۹ عدد
  • پیش‌طرح ضمیمه نامه: ۱۳۳ عدد
  • چاپ: ۱۰ عدد (شامل ۹ چاپ سنگی و ۱ چاپ فلزی)[۱]
  • نامه‌ها: ۸۷۴ عدد

آثار درباره ون گوگ

کتاب‌ها و فیلم‌های داستانی و مستند زیادی درباره ون‌گوگ و آثارش نوشته و ساخته شده است. از جمله: کتاب شور زندگی و فیلمی اقتباسی با همین نام (Lust For Life (۱۹۵۶ ساخته وینسنت مینلی Vincente Minnelli، با بازی کرک داگلاس و آنتونی کویین.[۲۰]

نگارخانه

جستارهای وابسته

پانویس

  1. چاپ‌های ونسان ون گوگ، وب‌گاه vggallery.com‏.
  2. وب‌گاه vangoghgallery.com
  3. Zundert
  4. Jan Provily
  5. Zevenbergen
  6. Willen ll collese
  7. Tilbury
  8. Eugénie Loyer
  9. Ramsgate
  10. Gorlitz
  11. jan van Gogh
  12. ارنست هانس گامبریچ(۱۳۸۵)، ص ۵۳۲
  13. چه بلایی بر سر گوش ون گوگ آمد؟، .‏
  14. چهره دکتر گاشه: مرد همراه پیپ، vggallery.com.‏
  15. http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/10/111017_l34_vangogh_biograpghy_suicide.shtml
  16. ارنست هانس گامبریچ(۱۳۸۵)، ص ۵۳۴
  17. چهره تئو ون گوگ، وب‌گاه موزه ون گوگ.
  18. ارنست هانس گامبریچ(۱۳۸۵)، ص ۵۳۶
  19. نگارخانه ونسان ون گوگ، وب‌گاه vggallery.com‏.
  20. IMDb Search

منابع


   

 

در گیر و دار اتفاقات ناخوشایند زندگی تئودور، وی با یک برنامه کامپیوتری بسیار هوشمند به نام سامانتا (با صدای اسکارلت یوهانسون) مواجه می شود. برنامه‌ای که بسیار باهوش و جذاب است تئودور نیز رفته رفته به او عادت میکند. اما جذابیت سامانتا برای تئودور به حدی است که وی تصمیم میگیرد به جای تجربه کردن یک عشق حقیقی، به سامانتا عشق بورزد و...
کد خبر: ۳۸۹۳۹۲
تاریخ انتشار: ۰۹ فروردين ۱۳۹۳ - ۲۳:۳۴ - 29 March 2014
یکی از مهم‌ترین فیلم‌های سال 2013 که منتقدان و تماشاچیان را همزمان با خود همراه ساخت، درباره دنیای جدید و مواجهه انسانی با پدیده‌های جدید، آن هم در دورانی است که فاصله انسان‌ها از هم، بیش از هر دوران دیگری شده است؛ فیلمی که ثابت می‌کند همچنان می‌توان در پی سینمای قصه‌گو بود و آثاری با روایت‌های غیرتکراری را به تماشا نشست و در انتها از شگفتی نهفته در یک اثر سینمایی مبهوت شد.

به گزارش «تابناک»، اسپایک جونز کارگردان میانسال و کاربلد سینمای آمریکا بسیار گزیده پسند است و به همین دلیل در سال‌های اخیر آثار محدودی تولید کرده که اکثر آنها با موفقیت‌هایی همراه بوده اما آخرین فیلمی که نام او در مقام کارگردانش به ثبت رسیده، منحصر به فردترین ساخته‌اش به حساب می‌آید و احتمالاً جزو آثاری است که در سال‌های متمادی و شاید چند دهه درباره‌اش گفتارهایی در میان باشد، چرا که درباره مضمونی است که داستان امروز جامعه بشری است و هرچه تکنولوژی و ارتباطات آنلاین توسعه بیشتری بیابد، بیش از پیش اهمیت می‌یابد.

«او (دختر) / Her» که در سال 2013 رونمایی شد و جزو بخت‌های اصلی دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم 2014 بود، در زمان آینده در شهر لس آنجلس اتفاق می افتد. تئودور « خواکین فونیکس » مرد میانسالی است که شغلش نوشتن نامه های عاشقانه از طرف افراد متقاضی به نامزدشان است. تئودور نامه های عاشقانه را به خوبی نگارش میکند؛ گویی که عاشق ترین فرد روی زمین است. اما وی در زندگی شخصی خودش چندان موفق نیست. رابطه اش با کاترین (رونی مارا) به شکست انجامیده و تئودور از نظر وضعیت روحی در شرایط خوبی به سر نمی برد.

در گیر و دار اتفاقات ناخوشایند زندگی تئودور، وی با یک برنامه کامپیوتری بسیار هوشمند به نام سامانتا (با صدای اسکارلت یوهانسون) مواجه می شود. برنامه‌ای که بسیار باهوش و جذاب است تئودور نیز رفته رفته به او عادت میکند. اما جذابیت سامانتا برای تئودور به حدی است که وی تصمیم میگیرد به جای تجربه کردن یک عشق حقیقی، به سامانتا عشق بورزد و...

«او» برخلاف تصویر رایجی که از زمان آینده در هالیوود ترسیم می شود، چندان رغبتی به فاجعه بار نشان داده این دوره ندارد. در آینده ای که اسپایک جونز در «او» ترسیم کرده، بسیاری از بیماری ها درمان پذیر شده اند، مشکلات سیاسی حل شده و معیشت مردم نیز در وضعیت خوبی به سر می برد. جونز با به تصویر کشیدن این دنیای ایده آل و فوق العاده قصد داشته از مزیت های تکنولوژی در آینده پرده بردارد و بگوید که تکنولوژی آنچنان هم که عام و خاص نگرانش هستند، پدیده مشکل زایی نیست.

اما در این دنیای شاد و جذاب، مشکل تنهایی انسان ها کماکان حل نشده باقی مانده و تئودور یکی از همین افراد هست که فیلم تمرکز خود را بر او و نحوه زندگی اش قرار داده است. تئودور فرد درونگرایی است که با وجود توانا بودن در نگارش نامه های عاشقانه از جانب دیگران برای نامزدشان، خود در زندگی با مشکلات متعددی در رابطه اش با کاترین مواجه است و نتیجه اش جدایی این دو بوده. جونز پس از برهم خوردن رابطه، تئودور را در وضعیت روحی بدی متصور می شود اما خیلی سریع به واسطه تکنولوژی هوشمندی به نام «سامانتا» به کمک تئودور می آید.

سیستم عامل هوشمند سامانتا دقیقاً همانی است که تئودور در زندگی اش کم داشته. سیستم عاملی بسیار باهوش و خوش صحبت که در مورد همه مسائل اطلاعات دارد و تنها مشکل اش عدم درک عشق و عواطف انسانی است و اغلب سوالاتی هم که از تئودور می پرسد در همین موارد خلاصه می شود. دیالوگ هایی که مابین تئودور و سامانتا در جریان فیلم شنیده می شود، به جزئیات ریز زندگی یک انسان اشاره دارد. اشاره هایی به تنهایی و عدم درک متقابل دو انسان از یکدیگر که تئودور قصد توضیح دادن آن به سامانتا را دارد و سامانتا نیز هربار با شنیدن آن ، پیشرفته تر شده و خود را برای سرویس دادن هرچه بهتر به تئودور آماده می کند.

دیالوگ هایی که میان تئودور و سامانتا در فیلم «او» رد و بدل می شود، فوق العاده جذاب و شنیدنی است. جونز با تسلط و هوشمندی تمام، موفق شده تنهایی یک انسان را نه با تاکید بر تصاویری که اغلب در آنها موسیقی شنیده می شود، بلکه با دیالوگ های شنیدنی میان یک انسان و سیستم عامل بر زبان بیاورد.

شوخی های تئودور با سامانتا بیشتر از آنکه یک شوخی رایج میان انسان و تست کردن تکنولوژی هوشمند مقابلش باشد، ریشه در تنهایی تئودور و نیاز به صحبت کردن و ارتباط برقرار کردن با یک جنس مخالف دارد. وقتی که سامانتا درباره عشق از تئودور سوال میکند، تئودور در ابتدا به واسطه اینکه طرف مقابل صحبتش یک سیستم عامل هست، از ارائه توضیح دقیق خودداری میکند اما به مرور که سامانتا مفهوم عشق را درک میکند و بیشتر وارد ذهن تئودور میشود، تئودور هم تصمیم می گیرد تا سامانتا را وارد خلوت و تنهایی خود کند و رابطه اش با سامانتا را گسترش دهد.


دانلود

 
تجربه مشاهده برخی از پدیده‌ها از فضا بسیار دیدنی است. در این میان رخدادهای طبیعی جزو چشم‌نوازترین و متفاوت‌ترین پدیده‌ها محسوب می‌شوند، مانند آذرخش‌ها!

 
تجربه مشاهده برخی از پدیده‌ها از فضا بسیار دیدنی است. در این میان رخدادهای طبیعی جزو چشم‌نوازترین و متفاوت‌ترین پدیده‌ها محسوب می‌شوند. رقابت میان مادر طبیعت و مصنوعات بشر گاه به خلق صحنه‌های زیبایی منجر می‌شود که از فضا جلوه‌ای تاثیرگذارتر می‌یابند.
 
به گزارش خبرآنلاین، عکس زیر که توسط فضانوردان ایستگاه فضایی بین‌المللی و از ارتفاع 400 کیلومتری زمین گرفته شده است؛ رقابت میان درخشش آذرخش و تابش شهرهای شب‌زده را در قابی واحد به تصویر می‌کشد.

 

 تاریخ عکس که توسط خدمه ماموریت 38 ساکن ایستگاه فضایی گرفته شده، مربوط به دسامبر 2013 / آذر 1392 و هنگام عبور از فراز خلیج فارس است. علاوه بر لذت بردن از زیبایی عکس، مطالعه بر روی آذرخش یکی از پروژه‌های فضانوردان محسوب می‌شود. خدمه ایستگاه تلاش دارند مشخص کنند که آیا انواع خاصی از آذرخش‌ها منبع تولید درخشش‌های پر انرژی موسوم به درخشش پرتو گاما (Gamma-Ray Flash) هستند؛ یا اینکه عوامل دیگری در این میان دخیل هستند. آنها همچنین تلاش دارند دریابند کدام نوع از انواع آذرخش در این پدیده تاثیرگذارند.
 
پرتوهای گاما معمولا در اثر انفجار هسته‌ای، شراره‌های خورشیدی و ابر نواخترها ایجاد می‌شوند؛ اما دانشمندان کشف کرده‌اند که این پرتوها تا 500 بار در روز و در بالای ابرهای آذرخشی در جو زمین ظاهر می شوند. پس از آنکه ایستگاه فضایی بین‌المللی از دسامبر 2013 / آذر 1392 و به عنوان بخشی از آزمایش «ایستگاه آتش‌نشانی» ناسا به مجموعه ابزارهای آزمایشی جدیدی مجهز شد؛ به دانشمندان امکان داد تا آذرخش و درخشش پرتو گاما را با استفاده از ابزاری واحد تجزیه و تحلیل کنند.

 
از آن زمان تا کنون، حال و روز وانگ روز به روز بدتر می شود . او دیگر شنا نمی کند. برای مدت ها پس از مرگ " گی بی" وانگ تمایلی به رفتن به اتاق شب نداشت و حتی گریه می کرد.

"وانگ " 30 ساله آخرین و تنها خرس قطبی قاره آفریقا هنوز نتوانسته است با گذشت قریب به 3 ماه از مرگ همسرش، او را فراموش کند.

به گزارش عصر ایران به نقل از سی ان ان " وانگ" زمانی که یک ساله بود در سال 1985 از باغ وحشی در ژاپن به باغ وحش ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی آورده شد و " گی بی" همتای مونث او نیز به طور همزمان از باغ وحشی در کانادا به ژوهانسبورگ منتقل شد.

این زوج خرس قطبی نزدیک به 29 سال با یکیدگر زندگی کردند تا اینکه در 13 ژانویه سال جاری " گی بی" در حالی که مشغول شنا در آب بود ، سکته کرد و مرد.

مسئولان باغ وحش ژوهانسبورگ می گویند ، وانگ به مدت 24 ساعت در کنار جسد همسرش ماند و اجازه نداد مسئولان باغ وحش به بدن همسرش نزدیک شوند و به اتاق شب نرفت و در کنار جسد همسرش در آفتاب ماند.

از آن زمان تا کنون، حال و روز وانگ روز به روز بدتر می شود . او دیگر شنا نمی کند. برای مدت ها پس از مرگ " گی بی" وانگ تمایلی به رفتن به اتاق شب نداشت و حتی گریه می کرد.

آخرین و تنها خرس قطبی قاره آفریقا دچار افسردگی شدید شده است. حتی کادوی ولنتاین را که امسال از سوی مسئولان باغ وحش به او هدیه داده شد و حاوی خوراکی های دلپذیرش بود و روی آن نوشته شده بود " وانگ ما تو را دوست داریم" پاره کرد.

وانگ کادوی ولنتاین امسال را به دندان گرفته است

 


از زمان مرگ گی بی "وانگ " از سرگرمی های مورد علاقه مشترک شان با شریک زندگی اش در دوران زندگی مشترک 29 ساله شان، دوری می جوید.

وانگ و گی بی قادر به جفت گیری نبودند چون ماده خرس های قطبی برای جفت گیری باید دستکم 30 روز در دمای منهای 20 درجه بمانند.

مسئولان باغ وحش ژوهانسبورگ در 3 ماه گذشته راه های مختلفی را برای درمان افسردگی " وانگ " رفته اند اما هیچ کدام از اقدامات آنها جواب نداده است. علاقه وافر وانگ به شریک زندگی اش بیش از حد بوده است و بر خلاف رویه رایج در میان خرس های قطبی است که عموما عادت دارند به صورت انفرادی زندگی کنند.

وانگ از بیماری کبد رنج می برد و این در حلی است که از زمان مرگ شریک زندگی اش ، در آب و هوای گرم می ماند و تمایلی به شنا کردن و رفتن به ماشین برفی هدیه شده از سوی یک کمپانی ندارد. مسئولان باغ وحش می گویند ادامه این رفتارهای او عمر وانگ را کوتاه تر خواهد کرد.

گفتنی است خرس های قطبی غالبا در طبیعت بیش از 20 سال عمر نمی کنند و متوسط وزن آنها 400 کیلوگرم است. وانگ هم اکنون 30 سال دارد و به لحاظ سنی یک خرس قطبی پیر محسوب می شود. او هم اکنون 250 کیلوگرم وزن دارد.





"گی بی" زوج وانگ که 3 ماه پیش به هنگام شنا سکته کرد

 

رستورانی که همراه با مرده ها غذا می خورید!! + عکس
به حق چیزهای نشنیده و ندیده!همین یکی را ندیده بودیم که انسان جرات نماید و در کنار مردگان غذا صرف نماید.انسانها همیشه دوستدار ارامش هستند.دوست دارند رستورانی که در ان غذا میل می نمایند چشم انداز خوب و...

 

به حق چیزهای نشنیده و ندیده!همین یکی را ندیده بودیم که انسان جرات نماید و در کنار مردگان غذا صرف نماید.انسانها همیشه دوستدار ارامش هستند.دوست دارند رستورانی که در ان غذا میل می نمایند چشم انداز خوب و صاحب غذاهای لذیذی باشد.اما اینکه یکباره انسان در رستورانی غذا بخورد که کنارش قبور مردگان باشد تعجب انگیز است.
در هندوستان رستورانی وجود دارد که مشتریانش مجبورند در کنار مردگان غذا میل نمایند.جای تعجب اور این رستوران انجاست که حتی صاحب رستوران می گوید مردگان به کسب و کارش رونق خاصی بخشیده اند.رستوران "نیولاکی" در شهر احمد اباد هندوستان قرار دارد.در واقع این رستوران در میان قبرستان بنا شده است.


صاحب رستوران کریشان کوتی به صاحبان عزا اجازه می دهد که مردگانشان را در رستوران او دفن نمایند.البته کوتی در مورد اینکه صاحب مرده از چه درجه و مقامی برخوردار است خیلی حساس است.مردگان باید از مقام و منزلت خوبی در احمد اباد برخوردار باشند تا بتوانند در رستوران دفن شوند.در این رستوران قبور مردگان دورتا دور رستوران را احاطه کرده اند.

کوتی می گوید مردگان واقعا برایش شانس می اورند.کسب و کارش شلوغ شده است.افراد دوست دارند غذا صرف نمودن در کنار مردگان را تجربه نمایند.وی می افزاید اول صبحب که کرکره های رستوران بالا کشیده می شود خدمتکاران در ابتدا روی قبور را تمیز می نمایند و روی قبور را با گل های جدید تزئین می نمایند.به گزارش دیلی خبر برخی از اهالی احمد اباد می گویند در کنار این رستوران افراد صاحب نامی از قرن 16 دفن می باشند.کوتی می افزاید ما در اول هر صبح که وارد رستوران می شویم به مردگان احترام می گذاریم.

 

حالگیری های اساسی در روابط جنسی

حالگیری های اساسی در روابط جنسی
بسیاری از زوجهای جوان به دلیل عدم آشنایی و در پاره ای از موارد نبود آگاهی کافی درباره نحوه برخورد با روابط عاطفی و زناشویی بین همسران ، با مشکلاتی مواجه هستند، که متاسفانه این مشکلات در برخی از موارد تبدیل به بحران های خانوادگی می گرد که آثار آن در معضلاتی همچون افزایش آمار طلاق در جامعه ، تنوع طلبی جنسی و.... قابل مشاهده می باشد.

با هدف پیش گیری از ایجاد این گونه مشکلات و با احترام به حریم خانواده ، جهت افزایش دانایی زوجهای جوان و کمک به بهبود واستحکام روابط همسران اقدام به تهیه و ارائه مطلب زیر نموده ایم.


خراب کردن رابطه جنسی میان همسران کار چندان سختی نیست. کافی است که با خیالی راحت و آسوده، توصیه‌های ذکر شده در ادامه این نوشتار را عملی کنید و مطمئن باشید که از آن پس، ازدواجتان فاقد هرگونه رابطه جنسی با همسر یا دستکم بدون لذت خواهد بود. البته بعد از آن و به مرور زمان، بکلی احساس تنهایی و بی‌کسی خواهید کرد.


رابطه جنسی به خاطر احساساتی که همراه آن است خیلی راحت خراب می‌شود. تمایلات جنسی ما به سادگی تحت تاثیر اعتماد به نفس، ناامنی‌های احساسی، فشار‌ها، انتقاد‌ها و انتظارات است. پس برای اینکه حسابی رابطه جنسی با همسرتان را خراب کنید، راه‌های زیر را عملی کنید:


1 -حالگیری اول: فقط چون ازدواج کرده‌اید انتظار رابطه جنسی داشته باشید
هر همسری باید وظایف زناشویی خود را انجام دهد به همین خاطر همسرتان موظف است که با شما رابطه جنسی داشته باشد. این یکی از فواید ازدواج است.


2 -حالگیری دوم : هر هفته فقط در یک زمان و مکان خاص رابطه جنسی داشته باشید
با این کار دیگر هیچ کدام از شما با یک زمان یا مکان جدید سورپرایز نخواهید شد. «پنج شنبه شب، ساعت نه و نیم، در تختخواب». مطمئناً هیچکس از یکنواختی در رابطه جنسی لذت نمی‌برد.


3-حالگیری سوم : برای رابطه جنسی خود هربار از یک الگو پیروی کنید
دقت کنید که هر بار یکسری کارهای یکنواخت و روتین شده را پشت هم انجام دهید. اصلاً مگر در رابطه جنسی تنوع هم مهم است؟


4 - حالگیری چهارم : فقط خودتان را  در نظر بگیرید
اگر در رابطه جنسی فقط خودتان را در نظر میگیرید و می‌دانید که همسرتان از برخی رفتارهای شما خوشش نمی‌آید. بخصوص وقتی معتقدید اگر واقعاً شما را دوست دارد پس باید تحمل کند، ضربه‌ای اساسی و موفقیت‌آمیز به رابطه خود زده‌اید!


5 - حالگیری پنجم : فقط با هدف رابطه جنسی همسرتان را نوازش کنید
واقعاً چه کسی به نوازش غیرجنسی نیاز دارد؟ این طوری همسرتان می‌فهمد که نوازش کردن و رابطه جنسی با هم یکسان است.


6 - حالگیری ششم : برای برقراری رابطه جنسی پیش نوازی را کنار بگذارید
در دنیایی با این سرعت بالا که ما زندگی می‌کنیم، دیگر چه کسی وقت دارد که آرام آرام رابطه جنسی را شروع کند؟ نیازی نیست این همه همدیگر را اذیت کنید. دست از اتلاف وقت بردارید و یکسره سراغ عمل اصلی بروید. از این گذشته، هر دوی شما باید صبح بروید سر کار پس باید به اندازه کافی هم بخوابید!

 

7 -حالگیری هفتم : از عملکرد جنسی همسرتان انتقاد کنید
اگر این کار را نکنید همسرتان چطور باید با عیب و ایرادهای کار خود آشنا شود؟ اگر این کار را نکنید تا آخر می‌خواهد کارهایی را انجام دهد که شما را آزار می‌دهد!


8 - حالگیری هشتم : از ظاهر همسرتان انتقاد کنید
هرچه سن همسرتان بالا‌تر می‌رود و دیگر کمتر به ظاهر خود رسیدگی می‌کند، حتماً به او بگویید که چقدر ظاهر او میل جنسی شما را سرکوب می‌کند. این کار باعث می‌شود کمی به خودش بیاید و به وضع ظاهرش رسیدگی بیشتری کند.


9 - حالگیری نهم : موقع رابطه جنسی بگذارید تلویزیون روشن بماند
نباید بگذارید که رابطه جنسی باعث شود از برنامه تلویزیونی مورد علاقه‌تان عقب بمانید. پس تلویزیون را روشن نگه دارید و حین رابطه جنسی برنامه مورد علاقه‌تان را هم نگاه کنید.


10 -حالگیری دهم :قبل از رابطه جنسی، حین رابطه جنسی، بعد از رابطه جنسی خبررسانی کنید!
در دنیای ارتباطات باید بگذارید همه از وضعیت زندگی جنسی شما مطلع باشند. به نظر شما اگر هر اتفاقی که می‌افتد را در فیسبوک خبررسانی نکنید آیا اصلاً آن اتفاق رخ داده است؟!


11-حالگیری یازدهم : تا جایی که می‌توانید سریع تمامش کنید، یعنی به محض اینکه ارضاء شدید
در رابطه جنسی فقط خود شما مهم هستید. هیچ نیازی نیست که از همسرتان بپرسید که آیا می‌توانید کاری هم برای راضی کردن او بکنید یا نه. تصورتان این باشد که اگر چیزی نگفته است یعنی همه چیز عالی است.


12 -حالگیری دوازدهم :وقتی رابطه جنسی تمام شد سریع حال و هوایتان را تغییر دهید
هرچه زود‌تر کارتان را تمام کنید سریع‌تر می‌توانید بخوابید. حرف زدن را بگذارید برای فردا سر صبحانه و هیچ نیازی هم به در آغوش گرفتن همدیگر نیست.


موارد فوق بخشی از راه‌هایی است که بشدت می‌تواند روی زندگی جنسی شما و همسرتان تاثیر گذاشته و صدمات جبران ناپذیری به آن وارد کند اما همیشه بدانید که رابطه جنسی صحیح و رضایتبخش یکی از کلیدهای اصلی پایداری روابط زناشویی است.‌‌

 

رها کردن همسرتان بدون اینکه وی ارضا شود او را بسیار عصبی و پریشان خاطر نموده؛ به نحوی که این حالت می‌تواند تا مدت‌ها اثرش باقی بماند و به گونه‌های مختلف مانند بهانه جویی، دعوا، خیانت، و... خود را نمودار سازد. برعکس، اگر نمی‌خواهید به روابط خود ضربه بزنید، همیشه با کسب آگاهی‌های لازم در این زمینه به بهبود زندگی جنسی خود و همسرتان کمک کنید.

 


به عکس قاتل ناصرالدین شاه یعنی میرزا رضای کرمانی که در صحن شاه عبدالعظیم در شهر ری، ناصرالدین شاه را به گلوله بست، نگاه کنید. این عکس را همه دیده‌اند. میرزا رضا در حالی که زنجیر شده است، سر زنجیر را...

 

به عکس قاتل ناصرالدین شاه یعنی میرزا رضای کرمانی که در صحن شاه عبدالعظیم در شهر ری، ناصرالدین شاه را به گلوله بست، نگاه کنید. این عکس را همه دیده‌اند. میرزا رضا در حالی که زنجیر شده است، سر زنجیر را یک امنیه سیه چرده به دست دارد.
این امنیه سیه چرده، پدر رضا شاه است که از بادکوبه به ایران مهاجرت کرد و مدت‌ها جزو عساکر قزاق بود. اما بعدها به علت اعتیاد به مواد مخدر از سپاه قزاق اخراج شد و به خدمت کامران میرزا نایب‌السلطنه درآمد. (امنیه دولتی شد)

در تمام دوران خدمت ۱۷ ساله رضا شاه و در طول ۳۷ سال سلطنت محمدرضا شاه هیچ تاریخ نگار و نویسنده‌ای حق نداشت به این مطلب اشاره کند و هیچ عکسی از پدر رضا شاه به چاپ نرسید و هر وقت این عکس معروف به مناسبت‌های تاریخی در نشریات چاپ می‌شد، فقط زیر آن می‌نوشتند: "میرزا رضا کرمانی” قاتل ناصرالدین شاه! و اشاره‌ای به نام امنیه‌ای که زنجیر میرزا رضا را در دست داشت نمی‌کردند.

 

حمله به تتلو با چاقو در شمال کشور!! + عکس
«تتلو» یکی از خواننده های زیرزمینی کشور که چندی پیش دستگیری اش با حاشیه هایی همراه بود، طبق اعلام این خواننده در صفحه فیس بوکش، عید امسال در شمال کشور با چاقو مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفته است.


«تتلو» یکی از خواننده های زیرزمینی کشور که چندی پیش دستگیری اش با حاشیه هایی همراه بود، طبق اعلام این خواننده در صفحه فیس بوکش، عید امسال در شمال کشور با چاقو مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفته است.

یک میلیون تومان که برای سال ۵۲ ثروت کلانی به شمار می‌آمد... طی کردن مراحل قانونی برای دادگاهی شدن صاحب چک بی‌محل، خیلی طول نکشید. خوب می‌دانستم رای دادگاه دو حالت بیشتر ندارد؛ یا صاحب چک باید پول را می‌داد یا راهی زندان می‌شد...
کد خبر: ۳۸۸۶۸۰
تاریخ انتشار: ۰۵ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۳:۰۸ - 25 March 2014

از باورهای اشتباه میان عوام و حتی برخی نخبگان، استقلال و سلامت سیستم قضایی در دوره پهلوی دوم است، حال آنکه قطعاً چنین نبوده و فسادهای آشکاری که در این سیستم در دوران محمدرضا پهلوی رقم خورد، قابل چشم پوشی نیست. یکی از قضات کشور که در آن دوران جامعه وکالت بر تن داشته، یکی از همین روایات‌ را که نشانه خوبی برای وضعیت جالب و تهوع آور سیستم قضایی در آن دوران است، عیان کرده است.

به گزارش «تابناک»، یکی از دروغ‌های بزرگی که در دهه‌های اخیر تکرار شده و متأسفانه بخشی از طبقه تحصیل کرده ایرانی نیز بدون تکیه بر مستندات مشخص به تکرارش پرداخته‌ و می پردازند، سیستم قضایی مستقل رژیم پهلوی است و حتی تأکید بر سلامت این سیستم قضایی است؛ ادعایی که به سادگی قابل نقض است. کافی است به دادگاه مصدق و دکتر فاطمی توجه کرد و مستنداتی که نشان می‌دهد محمدرضا پهلوی نتیجه دادگاه این دو چهره تاریخی را پیش از برگزاری هر دادگاهی اعلام کرده بود.

مطابق با کتاب «ضد کودتا»ی کرمیت روزولت، روزولت در یکم شهریور پس از کودتا به ایران می رود و سرنوشت مصدق و دیگر رهبران جبهه ملی را جویا شده و از محمدرضا شاه می پرسد: «میل دارم بدانم در مورد مصدق، ریاحی و دیگران، که علیه شما توطئه کرده‌اند، چه فکری کرده‌اید؟» شاه می گوید: «در این مورد زیاد فکر کرده‌ام. مصدق محاکمه می شود. (در این موقع لب‌های شاه می‌لرزید) و به سه سال محکوم خواهد گشت... ریاحی نیز مجازات مشابهی دارد. ولی یک استثنا وجود دارد و آن، حسین فاطمی است. او هنوز دستگیر نشده ولی به زودی او را پیدا می‌کنند. فاطمی، بیش از همه ناسزاگویی کرد. هم او بود که توده‌ای‌ها را واداشت مجسمه‌های من و پدرم را سرنگون و خرد کنند. او، پس از دستگیری، اعدام خواهد شد.» (صفحات 200 و 201)

طبیعتاً بر هیچ کس پوشیده نیست که سرنوشت مصدق و فاطمی چه شد و این دو چهره آزادی خواه و پرچمداران استقلال صنعت نفت، چه بر سرشان آمد. با این حال روایات دیگری نیز درباره سستی، عدم استقلال و فساد عیان سیستم قضایی در دوران پهلوی وجود دارد که نشان می‌دهد هرگونه تعبیر به استقلال یا سلامت مجموعه قضاییِ پهلوی دوم، حکم یک افسانه را داشته که با تاریخ سر ناسازگاری دارد.

جهانگیر مستوفی، رئیس شعبه چهارم وکلای دادگستری که از قضا در آن دوران وکیل بوده، روایت جالبی درباره قائقه آتشین، ملقب به گوگوش، یکی از بازیگران و خوانندگان صاحب نفوذ در آن دوران مطرح کرده که این عدم استقلال را به خوبی به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد تا چه میزان عمل به مر قانون در آن دوران بازیچه و از آرمان‌های دست نیافتنی بوده است!

مستوفی در این باره در نسیم بیداری نوشته است: طبیعتاً بر هیچ کس پوشیده نیست که سرنوشت مصدق و فاطمی چه شد و این دو چهره آزادی خواه و پرچم داران استقلال صنعت نفت، چه بر سرشان آمد. با این حال روایت‌های دیگری نیز درباره سستی، عدم استقلال و فساد عیان سیستم قضایی در دوران پهلوی وجود دارد که نشان می‌دهد هرگونه تعبیر به استقلال یا سلامت مجموعه قضاییِ پهلوی دوم، حکم یک افسانه را داشته که با تاریخ سر ناسازگاری دارد.

جهانگیر مستوفی رئیس شعبه چهارم وکلای دادگستری که از قضا در آن دوران وکیل بوده، روایت جالبی را در خصوص قائقه آتشین ملقب به گوگوشش یکی از بازیگران و خوانندگان صاحب نفوذ در آن دوران مطرح کرده که این عدم استقلال را به خوبی به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که تا چه میزان عمل به مر قانون در آن دوران بازیچه و جزو آرمان‌های دست نیافتنی بود «سال‌های تحصیل من در دانشگاه تهران مصادف بود با کودتای ۲۸ مرداد که در دانشگاه، خفقان شدید حکم‌فرما بود و معمولاً کلاس درس، سربازی با تفنگ می‌ایستاد و از تجمع بیش از دو نفر در محوطه دانشگاه و دورن کلاس‌ها جلوگیری می‌کرد. آن روز‌ها دلم می‌خواست زود‌تر وکیل شوم و باری از این مشکلات و بی‌عدالتی‌ها بردارم؛ خامی و آزاداندیشی دوران جوانی بود. وقتی وکیل شدم، دیدم تفاوت میان چیزی که من می‌خواستم با آنچه عملاً انجام می‌شود، از زمین تا آسمان است.

خاطره جالبی که دارم از سال‌های اول وکالتم بود. آن سال‌ها افراد زیادی برای وکالت داوطلب نمی‌شدند و بنابر این پرونده‌های خاص ممکن بود سهم هر فردی شود. تابستان سال ۵۲ بود. از آن تابستان‌های گرم که فعالیت جریان‌های مختلف سیاسی هم بر گرمای آن می‌افزود تا جایی که زندگی را سخت می‌کرد! بازار موسیقی هم داغ بود و هر خواننده‌ای برای خود هوادارانی داشت. اگر کسی از این جماعت می‌توانست با دربار هم ارتباط پیدا کند، برای خودش قدرتی دست و پا می‌کرد و به قول معروف «نانش در روغن» بود.

تیرماه بود که یکی از دوستان دوران دانشگاه با من تماس گرفت و پیگیری پرونده‌ای را به من سپرد. آن روز درباره مشکل توضیحی نداد و فقط گفت مشکل دعوای مالی است. برای روز پنجشنبه وقت دادم و روز موعود مردی میانه سال به سراغم آمد که فرد موجهی به نظر می‌رسید. او از کیفش یک فقره چک درآورد و از من پرسید که می‌توانم آن را برایش نقد کنم یا نه؟

معلوم بود که این چک برگشتی، متعلق به فرد مهمی است که برای نقد کردن آن نیازمند وکیل شده است. رقم چک بسیار بالا بود؛ یک میلیون تومان که برای سال ۵۲ ثروت کلانی به حساب می‌آمد. پای چک را هم فردی امضاء کرده بود که در آن زمان همه او را می‌شناختند و خواننده معروفی بود. چک متعلق به گوگوش بود.

طی کردن مراحل قانونی برای دادگاهی شدن صاحب چک بی‌محل، خیلی طول نکشید. خوب می‌دانستم رای دادگاه دو حالت بیشتر ندارد؛ یا صاحب چک باید پول را می‌داد یا راهی زندان می‌شد. روز دادگاه فرارسید. من و موکلم در کمال خوش باوری در دادگاه حاضر شدیم. گوگوش هم آمد. کسی هم همرانش نبود. فکر می‌کردم برای خودش وکیل بیاورد تا در صورت ناتوانی مالی، راهی زندان نشود اما او فقط وارد دادگاه شد، به قاضی اعلام کرد مبلغ چک را ندارد که پردازد و از در دیگر خارج شد، بدون اینکه مشکلی برایش ایجاد شود. قاضی حتی از او یک تعهد ساده هم نگرفت تا دل ما خنک شود. این موضوع تا مدت‌ها نقل رسانه‌ها و محافل حقوقی آن زمان بود که البته فایده‌ای هم نداشت. اینجا بود که فاصله آرمان و آرزو با واقعیت‌های جاری جامعه را متوجه شدم!
».

گوگوش از خوانندگان معتمد دربار بود و خوانندگی او در جشن‌های دربار از جمله جشن تولد رضا پهلوی، پسر محمدرضا شاه مشهور است و ظاهراً به همین دلیل، سیستم قضایی وقت جرأت نقد چک‌های او و همسر اولش محمد قربانی را نداشته است.

 

پس از مشورت سه نفره، قرار شد بنده در جواب، قصه بزبز قندي را بگويم. همان قصه معروف که گرگ به در خانه آمد و گفت من مادرتان هستم، بچه‌ها گفتند دستت را نشان بده، گرگ هم پنجه‌هايش را نشان داد، و آنها فهميدند با چه کسي طرف هستند.

به اين فکر افتاديم تا مشت محکمي بر دهان استکبار بکوبيم. پس از مشورت سه نفره، قرار شد بنده در جواب، قصه بزبز قندي را بگويم.

، ظريف در كتاب خاطراتش با نام آقاي سفير مي‌نويسد: در ايام جنگ، يکبار نماينده آمريکا در يکي از کميته‌ها در مقر سازمان ملل در سخنراني خود به کشور ما حمله مي کند. هيات ايراني که در نيويورک مسئوليت داشتند تصميم به پاسخگويي مي‌گيرند. ظريف مي‌گويد : "ما به اين فکر افتاديم تا مشت محکمي بر دهان استکبار بکوبيم.

پس از مشورت سه نفره، قرار شد بنده در جواب، قصه بزبز قندي را بگويم. همان قصه معروف که گرگ به در خانه آمد و گفت من مادرتان هستم، بچه‌ها گفتند دستت را نشان بده، گرگ هم پنجه‌هايش را نشان داد، و آنها فهميدند با چه کسي طرف هستند.

در آن جلسه گفتيم ما اين قصه را براي بچه‌هايمان تعريف مي‌کنيم تا بدانند که چطور با استعمار مبارزه کنند. اکنون نيز به ‌آمريکا مي‌گوييم پنجه هايش را از زير در وارد کند تا ما خون مردم ويتنام و فلسطين را بر دست‌هاي او ببينيم و بدانيم غصه‌اي که براي حقوق بشر ايران مي‌خورد، غصه گرگ است".

ما اين متن را طوري تدوين کرديم که قابل فهم باشد. نماينده امريکا نيز در پاسخ گفت که نماينده محترم ايران آن قدر براي اين کميته ارزش قائل است که افسانه اي براي آن تعريف مي کند.

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
درباره ما
پارتی پاتوق محل مطالب آموزشی علمی تفریحی و معرفی فیلم و سریال
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • پیوندهای روزانه
    تبلیغ یکساله
    هاست رایگان
    کافی نت سهندیه تبریز


     

    آمار سایت
  • کل مطالب : 1125
  • کل نظرات : 489
  • افراد آنلاین : 4
  • تعداد اعضا : 989
  • آی پی امروز : 78
  • آی پی دیروز : 89
  • بازدید امروز : 1,004
  • باردید دیروز : 1,202
  • گوگل امروز : 7
  • گوگل دیروز : 3
  • بازدید هفته : 1,004
  • بازدید ماه : 41,428
  • بازدید سال : 41,428
  • بازدید کلی : 7,426,540
  • کدهای اختصاصی
    یکسال تبلیغ 30تومن

    سفارش دهید

    بهترین سایت هاست رایگان


    دانلود آهنگ های جدید - دانلود آهنگ های جدید