close
تبلیغات در اینترنت
|سایت تفریحی|دانلود اهنگ جدید|دانلود فیلم جدید|اخبار جدید|
 
مطالب پر بازدید
 
مطالب تصادفی
معرفی بهترین سایت هاست رایگان ایران

استفاده كنندگان از اين هاست ملزم به رعايت قوانين كپي رايت و قوانين جمهوري اسلامي ايران هستند

براي استفاده از لينك زير ثبت نام كنين

اول قوانين و مقررات رو بخونين بعد برين صفحه اول و ثبت نام كنين


http://hostraygan.com/l

آخرین ارسال های انجمن
برگزیده‌های مسابقه عکاسی زیست‌شناسی

 

تعداد بازدید از این مطلب: 688
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


اعلام رسمی طلاق فرزاد حسنی از آزاده نامداری

آزاده نامداری و فرزاد حسنی

آزاده نامداری و فرزاد حسنی

 

"آزاده نامداری" بالأخره ماجرای طلاق از "فرزاد حسنی" را پس از حدود سه ماه رسانه‌ای کرد و در گفتگویی این موضوع را رسماً تأیید کرد.

به گزارش سایت خبرگزاری دانشجو؛ از حدود سه ماه پیش خبری دهان به دهان در میان اهالی رسانه‌ای می چرخید. خبر مربوط بود به پرسر و صداترین ازدواج سال 92،‌ ازدواجی که سید حسن خمینی عاقد آن بود و دو تن از مجریان مطرح کشور، زوج و زوجه آن. «فرزاد حسنی» و «آزاده نامداری» با هم ازدواج کردند و این موضوع را رسماً و با حضور در کنسرت یکی از خوانندگان کشور اعلام کردند.

اتفاقا همین زوج مجری بودند که برای اولین بار به طور مشترک، اجرای برنامه سال تحویل شبکه دو سیما را به عهده گرفتند. اجرایی که اصلاً نتوانست مطابق انتظار بدرخشد و پر حاشیه شد و انتقادات بسیاری را هم برانگیخت؛ درست مثل خود این دو مجری، پر سر و صدا شد و پر حاشیه.

خبر طلاق نامداری و حسنی را مدت ها بود شنیده بودیم، ولی به جهت رعایت حریم شخصی این دو هنرمند،‌ خبر آن را منعکس نکردیم تا حریم شخصی آن ها را فدای یک خبر پرکلیک نکرده باشیم. تا امروز که آزاده نامداری در گفتگوی خود را با روزنامه صبا برای نخستین بار در یک تریبون رسمی این خبر را اعلام کرد.

آزاده نامداری در این گفتگو گفت:‌ آزاده نامداری قطعاً زندگیش آبستن اتفاقاتی بوده و هر جوری هم که مدیریت کرده نتواسته جلوی رخداد بیرونی آن را بگیرد. اما من اصلا سعی نمی کنم که بگویم این اتفاق نیفتاده یا مقصرش کس دیگری بوده است. من می خواهم بگویم که این اتفاق می تواند در زندگی هر کسی بیافتد.

گفتنی است خبر طلاق آزاده نامداری و فرزاد حسنی پیش از این در محافل غیر رسمی نقل شده بود.

تعداد بازدید از این مطلب: 767
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جدیدترین مدل لباس دخترانه برای فصل تابستان (عکس)

 

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11


تعداد بازدید از این مطلب: 494
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


«جن» و «از ما بهتران» در باور ایرانیان

مراسم زار

بابازار یا مامازار ها نیز درمان‌گران کسانی هستند که کالبدشان توسط «زار» تسخیر شده است. حرفه‌ی «بابایی» و «مامایی» توارثی است و از پدر و مادر به فرزندان منتقل می‌شود. اصولاً جادو-پزشکان در هر سرزمینی از پایگاه اجتماعی والایی برخوردارند و مورد احترام و تقدس مردم قرار می‌گیرند.

جادو از جمله مقوله‌هایی است که در مردم‌شناسی بسیار مورد توجه دانشمندان بوده است و در جهت تبیین و تفسیر آن در جوامع مختلف انسانی مطالعات بسیاری صورت گرفته است. به نظر دانشمندان حوزه‌های مردم‌شناسی، قوم‌شناسی و فولکلور، جادو آن نیرو و قدرتی است که با استفاده از روش‌های رازآمیز و به کمک نیروهای ماورا‌ء‌الطبیعه برای نفوذ یا تغییر وقایع هستی به کار برده می‌شود. در ایران، «از ما بهتران» هستند که می‌توانند به بدن ما وارد شوند و باید آن‌ها را از خود راند.

 

معصومه ابراهیمی - پژوهشگر مردم‌شناسی - در گفت‌و گو با ایسنا، در این‌باره اظهار کرد: به طور کلی هر عملیات جادویی در بستری از مناسک و آیین‌های رازآمیز و با بهره‌گیری از نمادها و اوراد و دعا و رفتارهای خاص صورت می‌گیرد. جادو جزو پدیده‌های فرهنگی بسیار کهن است که با دین و اسطوره، زبان، ادبیات و مهمتر از همه با درمانگری و پزشکی ارتباط تنگاتنگ دارد.

 

این پژوهشگر بیان کرد: در شیوه‌ پندار غیر اثباتی و فارغ از جریان علت و معلولی، که «لوسین لوی برول» آن را شیوه‌ی پیش- منطقی می‌نامد، نظامی از قوانین فکری حکم‌فرماست که با نظام عقلانیت کنونی متفاوت است و به شدت پدیده‌هایی مانند جادو را در خود می‌پرورد.

 

او بیان کرد: برخی از قوانین فکری که موجد جادوست، عبارت‌اند از قانون «سرایت» و قانون «همانندی»، که نظام تفکر جادویی را معنا می‌بخشد. برخی از نشانه‌های جادوی سرایت و همانندی را امروزه در مراسم و مناسک جن‌زدایی و دورکردن نیروهای خبیث در مناطق مختلف ایران باز می‌یابیم «پرخوانی» و مراسم «زار» از این جمله‌اند.

 

این استادیار دانشگاه اضافه کرد: جادو-پزشکانی که این مراسم را اجرا می‌کنند پیشینه‌ای کهن در فرهنگ ایران دارند و با نام‌های متعددی مانند «پری‌خوان»، «بابازار» و «مامازار» و «جن‌گیر» یا «بهره‌دار» شناخته می‌شوند. آن‌ها جادو-پزشکانی هستند که می‌دانند کدام دسته از «از مابهتران» به کالبد آدمی درآمده‌اند و برای بیرون راندن آن‌ها عملیات پیچیده‌ی جادویی را اجرا می‌کنند.

 

ابراهیمی همچنین گفت: باور به وجود دیو‌ها و شیاطین از باورهای کهن همه‌ی جوامع بشری است که مردم‌شناسان خاستگاه آن را «آنیمیسم» و اسطوره‌های متحول شده می‌دانند و آن را ردپایی مهم در مطالعه‌ی شیوه‌ی مردمان پیشین در نظر می‌گیرند. من در «کتاب دیوشناسی ایرانی» تلاش کرده‌ام با مطالعه‌ی مردم‌شناختی فرهنگ‌های شهری و روستایی پدیده‌ی دیو‌پنداری، خویش‌کاری‌های دیوها و ارتباط آن‌ها را با آیین‌ها، مناسک و اعمال جادویی را پی‌گیری کنم. در این کتاب بیشتر دیوها و هیولاهای وهمی و حوزه‌ی عملکرد جادویی آن‌ها معرفی شده‌است. این باور‌ها در ایران تا چندی پیش بسیار فراگیر بود ولی از چند دهه‌ی قبل به این سو کمتر شده یا به اشکال نوین و در کسوت پدیده‌های دیگر امتداد یافته است.

 

این پژوهشگر فولکلوریست بیان کرد: به هر حال، شکل سنتی‌تر باور به حلول یا پیکرگردانی دیوها و شیاطین در برخی مناسک محلی بارزتر است. از جمله آیین بادزدایی در جنوب ایران که عملیاتی جادویی برای بیرون راندن باد (به عنوان گونه‌ای از دیو ها و جن‌های شرور) از کالبد کسانی است که «مرکوب» یا «مسخر» نامیده شده و برای درمان آن‌ها اعمال جادویی متنوعی اجرا می‌شود.

 

او اضافه کرد: دیوها و شیاطین از راه‌های مختلفی کالبد آدمی را تسخیر می‌کنند. اما نقطه‌ی اشتراک همه‌ی آن‌ها این است که از ما بهتران معمولاً به صورت نامرئی و عمدتاً به صورت باد یا هوا در می‌آیند و در یک لحظه به داخل کالبد انسان حلول می‌کنند. از این‌رو در بسیاری از نقاط ایران و سرزمین‌های اطراف به تسخیر کالبد آدمی توسط از ما بهتران «باد زدگی» و تسخیرشدگان را «اهل هوا» می‌گویند.

 

 

ابراهیمی همچنین بیان کرد: اگرچه جادو-پزشکان با روش‌های درمانی جادویی جن‌بادهای شرور کالبد آدمی را رام یا به اصطلاح «صاف» می‌کنند اما کسی که یک‌بار توسط جن‌ها و شیاطین تسخیر شده باشد تا آخر عمر میانجی و واسطه‌ (مدیوم) میان جن‌ها و آدمیزادگان قرار می‌گیرد. از این‌رو به افراد تسخیر شده «اهل هوا» می‌گویند. دیوها و شیاطین به محض ورود به کالبد آدمی ارتباط او را با جامعه مختل می‌کنند. افراد جن‌زده (پری‌زده) یا تسخیرشده رفتار هیستریک پیدا می‌کنند. حالت غش و صرع به آن‌ها دست می‌دهد و رفتارهای نابه‌هنجار انجام می‌دهند و گاهی حتی برخی از اعضای بدن فرد فلج می‌شود. البته ممکن است آرام و بی‌حرکت هم بماند و ساعت‌ها به گوشه‌ای خیره شود یا همچون دیوانگان فریاد بکشد و لباس از تن بدرد و به خود یا دیگران آسیب برساند. در جنوب ایران به فرد تسخیرشده «هوایی» می‌گویند.

 

او اظهار کرد: در میان اهالی جنوب ایران، بویژه ساکنان استان‌هایی مانند سیستان و بلوچستان، هرمزگان و بوشهر، «بادزدگی» یا «هوایی شدن» پدیده‌ی شناخته‌شده‌ای است و برای درمان آن هم مراسم ویژه‌ای با حضور درمان‌گران محلی که نقش جادو-پزشکان را ایفا می‌کنند، برگزار می‌شود. به مراسم درمان بادزدگی یا رام و مطیع کردن جن‌های درون کالبد انسان‌ها «زار» می‌گویند. زار نام یکی از شرورترین جن‌هایی است که به شکل باد یا هوا کالبد آدمی را تسخیر می‌کند.

 

این پژوهشگر بیان کرد: جادو-پزشکان همچون جادوگران ماهری هستند که به علت برخورداری از قدرت‌های جادویی یا به سبب تمرین و ممارست بر توانایی‌های غیر معمول، توانایی برقراری ارتباط با جهان از ما بهتران را کسب کرده‌اند. آن‌ها میان جهان انسانی و جهان فراانسانی نقش واسطه‌ای دارند.

 

او ادامه داد: از جمله شناخته‌شده‌ترین جادو-پزشکان به باباها یا ماماهای جنوب ایران می‌توان اشاره کرد که در درمان بادزدگی، رام و بیرون راندن جن‌های درون کالبد آدمی فعالیت می‌کنند. باباها و ماماهای جنوب معمولاً سیاه‌پوستان دورگه‌ای هستند که براساس تخصصشان در بیرون راندن جن‌های مختلف نام‌گذاری می‌شوند. مثلاً «بابانوبان» جادو-پزشکی است که در زمینه‌ی جن «نوبان» تخصص دارد.

 

او ادامه داد: بابازار یا مامازار ها نیز درمان‌گران کسانی هستند که کالبدشان توسط «زار» تسخیر شده است. حرفه‌ی «بابایی» و «مامایی» توارثی است و از پدر و مادر به فرزندان منتقل می‌شود. اصولاً جادو-پزشکان در هر سرزمینی از پایگاه اجتماعی والایی برخوردارند و مورد احترام و تقدس مردم قرار می‌گیرند.

 

این پژوهشگر مردم‌شناسی همچنین بیان کرد: شیوه‌ی درمان همه‌ی جادوپزشکان در چند اصل با هم مشترک است؛ مانند استفاده از موسیقی ممتد و یکنواخت (شامل طبل‌کوبی، ذِکرخوانی، آوازخوانی)، قربانی کردن حیوانات، برپایی سفر‌ه‌های غذا که در آن خوراکی‌های مخصوص قرار دارد، کتک زدن و یا سوزندان فرد جن‌زده، سوزندان بخورها و گیاهان خوشبو و رماننده مانند اسپند، یا دود کردن گیاهان بدبو یا مدفوع، خوراندن برخی داروها به بیماران جن‌زده که در آن‌ها حالت توهم پدید می‌آورد، رقص‌های یکنواخت، روغن‌مالی یا عطرآگین کردن بدن بیمار جن‌زده و افروختن آتش تا چند شبانه‌روز.

 

 

ابراهیمی اظهار کرد: اگر از ما بهتران کالبد انسانی را تسخیر کنند، رابطه‌ای متقابل میان آن‌ها و انسان پدید می‌آید. یعنی آنچه بر جسم و روان آدمی بگذرد بر از ما بهتران نیز تأثیر می‌گذارد. بر اساس همین قانون جادویی سرایت کاهنان و جادوپزشکان گاه با کتک زدن و سوزندان فرد جن‌زده به جن درون او صدمه می‌زنند تا جن کالبد را رها کند و از آن خارج شود.

 

این مدرس دانشگاه گفت: کاهنان و جادو-پزشکان برای برقراری رابطه با جن‌ها معمولاً در «مراقبه» و «چله‌نشینی» به سر می‌برند. صرفاً با پشت سر گذاردن دوره‌های طولانی‌مدت تزکیة نفس و روش‌های آرامش روح و روان است که جادوپزشک توانایی مافوق بشری پیدا می‌کند و به تسخیر از ما بهتران دست می‌زند. به غیر از جادو-پزشکان، حتی مردم معمولی نیز بر این باورند که اگر در چله بنشینند یا به مجالس طولانی‌مدت ذکر و دعاخوانی بروند، می‌توانند ارواح و از ما بهتران را نزد خود احضار کنند و آنچه را می‌خواهند از آن‌ها بگیرند.

 

 

او ادامه داد: در جنوب ایران باباها و ماماها با لباس‌های یکسره سفید و چوب خیزرانی در دست شناخته می‌شوند. معمولاً به دستور بابا و ماما در تمام محله طبل کوبیده می‌شود و آن نشانه‌ی این است که جن‌بادی کسی را تسخیر کرده است و برای درمان آن قرار است مراسم زار برپا شود. محلی‌ها اصطلاحاً اجرای مراسم زار را «بازی» می‌گویند.

 

 

این پژوهشگر گفت: با شنیدن صدای طبل همه به سمت محل اجرای مراسم می‌شتابند. برخی افراد نیز لباس سفید به تن دارند. آن‌ها «اهل هوا» هستند؛ یعنی کسانی که با درمان بابا و ماما بهبود یافته‌اند. جن درون آن‌ها یا از کالبدشان خارج شده یا رام و بی‌آزار شده است. اگرچه آن‌ها بهبودی یافته‌اند اما در همه‌ی عمر ملزم به رعایت برخی قوانین و شرایط هستند. از جمله پوشیدن لباس‌های یکسره سفید و پاکیزه، شستشو و عطرآگین کردن بدن، دست نزدن به مردار، دست نزدن به ناپاکی‌هایی مانند نجاست، نیاشامیدن مسکرات و از همه مهم‌تر شرکت کردن در مراسم و «بازی‌هایی» که برای افراد جن‌زده برگزار می‌شود.

 

 

ابراهیمی بیان کرد: اگر اهل هوا شایست‌ها و ناشایست‌ها را رعایت نکنند مجدداً گرفتار و مسخّر جن‌بادها می‌شوند. از این‌رو به غیر از مردم عادی، اهل هوا نیز در اجرای مراسم زار شرکت می‌کنند. باباها و ماماها هم در چند مرحله به اجرای مراسم می‌پردازند. معمولاً در مرحله‌ی اول بیمار در حجاب و پرده نگهداشته می‌شود.

 

او افزود: بابازار و یا مامازار به بدن بیمار ضمادی تهیه شده از هفت گیاه بی‌خار و خاک هفت گذرگاه می‌مالد و با چوب خیزران به بدن بیمار ضربه می‌زند و آن را متبرک می‌کند. عصا و چوب خیزران در تمام مراحل اجرای مراسم در دست بابازار یا مامازار است. پس از آن انگشت شست پای بیمار با ریسمانی از موی بز بسته می‌شود تا قدرت جن‌باد کم شود. سپس با تشدید محرک‌های حسی از طریق حالت خلسه و موسیقی و رقص، کف زدن و دود کردن کندر و اسفند و آوازخوانی، او را به مرحله‌ای از خلسه می‌رسانند که از خود بی‌خود می‌شود.

 

این پژوهشگر همچنین گفت: در این مرحله بابازار یا مامازار با جن درون فرد رابطه برقرار می‌کنند و از او می‌خواهد که از پیکر آن فرد بیرون بیاید. معمولاً جن‌بادها خواسته‌های ریز و درشتی دارند و تا خواسته‌های آن‌ها انجام نشود «مرکب» خود را ترک نمی‌کنند. جن‌بادها معمولاً خوراکی می‌خواهند. از این‌رو در طول مراسم درمان سفره‌ای گسترده می‌شود و خوراکی‌هایی چون خرما و خون حیوان قربانی که معمولاً بز است در آن قرار داده می‌شود و در سفره‌ی گل‌های رنگارنگ، میوه‌های تازه، میوه‌ی درخت کنار، شیرینی و تخم‌مرغ می‌گذارند.

 

او افزود: ممکن است جن‌باد به بابا یا ماما بفهماند که قطعه‌ای طلا یا جواهر یا حتی عصای خیزران می‌خواهد. به هرحال جادوپزشک، پس از برآوردن خواسته‌های جن‌باد، با اعمال خاصی او را تسخیر می‌کند. پس از اجرای مراسم بیمار هویت جدیدی کسب می‌کند و به حلقة‌ی «اهل هوا» می‌پیوند و رعایت برخی شایست‌ها و ناشایست‌ها بر او واجب می‌شود. مراحل سه‌گانة‌ی درمان بیمار نوعی «مراسم گذار» را یادآوری می‌کند که برخی مردم‌شناسان همچون «ون‌جنپ» به آن پرداخته‌اند.

تعداد بازدید از این مطلب: 579
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


خواستگاری در حین مسابقه دو! (+عکس)
 
دیلی خبر: دو ماراتن لندن امروز شاهد اتفاق نادر بود.مرد ناشناسی که تا کنون نامی از او ذکر نشده است در مسابقه دو ماراتن از نامزد مورد علاقه خود خواستگاری نمود.

مردی پس از طی چند کیلومتر برای تنفس هم که شده جلو تماشاشاچیان دو ماراتن زانو زد و از دختر مورد علاقه خود خواستگاری نمود.

وی با گرفتن جواب بله از عروس خانم همدیگر را برای لحظه ای در اغوش گرفتند و سپس مرد حلقه نامزدی را در انشگت عروس خانم قرار داد.سپس با هم عکس گرفتند و داماد دونده با عشق و علاقه مضاعف به مسابقه ادامه داد.



تعداد بازدید از این مطلب: 361
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


بیوگرافی بازیگر چینی پایتخت ۳ + عکس چو چانگ

 

منگ‌هانگ ژانگ یا به قولی اهالی سریال «پایتخت» ماهان از ورودش به ایران، گرسنگی کشیدن در ماه اول حضورش در کشور ما، اولین باری که دوغ نوشیده، علاقه به فرهنگ ایرانی، حجاب و مولانا و البته این نکته حرف زد که دیزی را خیلی دوست دارد.
گروه فرهنگی مشرق - صدایش می‌کنم خانم جانگ و علیرضا خمسه سریع می‌گوید اسم او ماهان است، یعنی آنها ماهان صدایش می‌کنند. در این لحظه مصاحبه‌ام با بازیگر زن چینی سریال «پایتخت3» تمام شده اما با تذکر خمسه از او می‌خواهم نامش را برایم بنویسد. گرچه خودش می‌گوید دستخط فارسی‌اش خیلی بد است و ضمن اینکه توضیح می‌دهد عیبی ندارد اگر دلم خواست اسم فامیلش را دوم بنویسم و اسم کوچکش را اول (چون آنها برعکس عمل می‌کنند) می‌نویسد: Zhang Menghan. بعد توضیح می‌دهد که به فارسی اسمش را در کارت دانشجویی‌اش اینطور نوشته‌اند: منگ‌هان ژانگ.
 
منگ‌هان یا به قول پایتختی‌ها ماهان، خوش برخورد و البته خوش خنده است. صادقانه جواب سوال‌هایم را می‌دهد و مدام دستش به شال روی سرش است و آن را جابجا می‌کند. سعی می‌کنم شمرده سوال کنم و او با دقت گوش می‌دهد و آرام آرام فارسی صحبت می‌کند. کمتر پیش می‌آید فعلی را اشتباه بگوید. شاید برایتان جالب باشد بدانید غذای ایرانی مورد علاقه او دیزی است و به مولانا و نی نامه علاقه دارد.
 
گفتگویمان را که در بالکن دفتر تهیه‌کننده «پایتخت» و روی صندلی‌های راحتی آن انجام شد در ادامه می‌خوانید:
 
*شما چه زمانی به ایران آمدید؟
 
- چهار سال و نیم پیش بود، زمستان 2009.
 
*تمام این چهار سال ساکن ایران بودید؟
 
- بله. البته هر سال یکی دو بار به کشورم برمی‌گردم.
 
*چطور پایتان به ایران باز شد؟
 
- در چین زبان فارسی خواندم. البته رشته اصلی‌ام انگلیسی بود و بعد از آن چند زبان دیگر هم انتخاب کردم؛ ژاپنی، آلمانی و فارسی. با مقایسه این زبان‌ها تصمیم گرفتم فارسی را ادامه بدهم.
 
*یعنی شما این چند زبان را بلد هستید؟
 
- من فقط انگلیسی و فارسی می‌توانم بنویسم و بخوانم و بعد از یاد گرفتن فارسی دیگر ژاپنی و آلمانی نمی‌توانم صحبت کنم. چینی را هم که حرفه‌ای صحبت می‌کنم.
 
*درستان که تمام شود به چین برمی‌گردید یا می‌خواهید در ایران بمانید؟
 
- هنوز تصمیم نگرفته‌ام. شاید همچنان رفت و آمد داشته باشم و چند ماه ایران بمانم و چند ماه چین.
 
*شما ازدواج کرده‌اید؟
 
- نه هنوز.
 
*ممکن است با یک ایرانی ازدواج کنید؟
 
- بستگی به اینکه چه کسی باشد دارد. بله. اگر خدا بخواهد.
 
*شما مسلمان هستید؟
 
- هنوز نه.
 
*چطور شد که بازیگر پایتخت شدید؟
 
- مرا سفارت چین معرفی کرد.
 
*خودتان به بازیگری علاقه داشتید؟ سابقه‌ای در این هنر دارید؟
 
- قبلا که در پکن بودم برنامه تلویزیونی انجام دادم اما سریال نبود. بلکه برنامه‌های تفریحی بود.
 
*یعنی شما مجری بودید؟
 
- بله. در سی سی تی وی، پکن تی وی و چند تلویزیون مختلف یک سال و خرده‌ای اجرا می‌کردم.
 
*پس معروف بودید؟
 
- معروف که نه اما مردم بابت آن یک سال مرا می‌شناسند.
 
*مردم شما سریال «پایتخت» را هم دیدند؟
 
- بله چینی‌هایی که در ایران هستند و فارسی بلدند دیده‌اند. چینی‌ها زیاد زبان فارسی را یاد می‌گیرند.
 
*خانواده‌تان هم دیده‌اند؟
 
- بابا و مامانم هنوز‌ آن را ندیده‌اند. اما من می‌خواهم دی وی دی‌اش را بخرم و برایشان بفرستم. این هدیه خوبی است.
 
*پدر و مادرتان درباره دوری از شما و زندگی‌تان در ایران چه نظری دارند؟
 
- برایشان خیلی جالب است. چون ما چینی‌‌ها تا به حال یک خانم با روسری در تلویزیون ندیده‌ بودیم. من هم که اولین بار به ایران آمدم به خانم‌ها با تعجب نگاه می‌کردم. چون قبلا ندیده بودم که یک خانم با حجاب چه شکلی است.
 
*اگر باز هم به شما پیشنهاد بازیگری شود می‌پذیرید؟
 
- اگر فیلمنامه خیلی جالب باشد حتما این کار را می‌کنم.
 
*سیروس مقدم را از قبل می‌شناختید؟
 
- نه قبلا نمی‌شناختم.
 
*او کارگردان بسیار مطرحی در ایران است که سریال‌های زیادی ساخته است.
 
- خارجی‌ها معمولا تلویزیون نگاه نمی‌کنند چون مشکل زبان داریم. معمولا برنامه‌های کودک نگاه می‌کنیم.
 
*چرا؟
 
- چون زبان آن ساده‌تر است و ما متوجه می‌شویم. اما در سریال تند تند حرف می‌زنند و ما نمی‌فهمیم.
 
*دیالوگ‌های «پایتخت» را که متوجه می‌شدید؟
 
- بله چون چندبار تکرار می‌شد متوجه می‌شدم. توضیحات دوستان هم کمک می‌کرد. اما اگر یک سریال دیگر ببینم اکثرا متوجه منظورشان نمی‌شوم. چون اصطلاحات زیادی استفاده می‌کنند. صحبت با لهجه محلی هم باعث می‌شود حرف‌ها برایم نامفهوم باشد.
 
*در چین هم مردم با لهجه صحبت می‌کنند؟
 
- بله لهجه‌های زیادی داریم.
 
*صحبت کردن خود شما به چینی هم با لهجه است؟
 
- بله. من لهجه دارم. اما پدر و مادرم یک لهجه دیگر دارند. خیلی عجیب و غریب و جالب است.
 
*چرا لهجه شما با آنها فرق می‌کند؟
 
- پدر و مادرم 30، 40 سال پیش وقتی بچه بودند در روستا زندگی می‌کردند اما بعد به شهر مهاجرت می‌کنند. بنابراین با لهجه صحبت می‌کنند. من نمی‌توانم دقیقا با لهجه آنها صحبت کنم.
 
*سکانسی در سریال بود که شما در لحظه سال تحویل با زبان چینی دعا می‌کردید. این دعا بداهه بود یا در فیلمنامه نوشته شده بود؟
 
- من همان چیزی که از دلم می‌آمد و اگر در واقعیت هم بود این دعاها را می‌کردم، گفتم. بعد آقای سیروس مقدم گفت چه گفتی ما که نفهمیدیم؟! من هم ترجمه کردم.
 
*پس آن حرف‌ها آرزوهای خودتان بود.
 
- بله. اینطوری می‌توانستم خیلی راحت‌تر و طبیعی‌تر صحبت کنم.
 
*شما بازیگران ایرانی را می‌شناختید؟
 
- یک ایرانی در اپرای پکن بود که بازی می‌کرد او را دیده بودم اما اسم او را حفظ نیستم.
 
*پس در «پایتخت» بود که با سینما و تلویزیون ایران آشنا شدید.
 
- بله همه چیز برای من جدید بود.
 
*در ادبیات فارسی به چه نویسنده یا شاعری علاقه دارید؟
 
- مولانا. مثلا نی نامه را خیلی دوست دارم. مثنوی معنوی و غزلیات شمس هم همینطور.
 
*تا به حال مشاعره کرده اید؟
 
- مشاعر؟
 
*مشاعره. یعنی شما یک بیت شعر می‌خوانید و نفر بعدی با حرف انتهایی آن بیت، شعر دیگری را از حفظ می‌خواند.
 
- نه آن خیلی سخت است! «مشاعر» برای خارجی‌ها واقعا دشوار است. ما نمی‌توانیم مثل ایرانی‌ها به فارسی فکر کنیم و مثل کودکان درس می‌خواندیم و برنامه کودک نگاه می‌کردیم.
 
*چه چیزی برای شما در ایران از همه جالب‌تر بود؟
 
- پیش از اولین باری که من به ایران بیایم هیچوقت یک خانم با چادر ندیده بودم. خانم‌های چادری را خیلی نگاه می‌کردم. جالب‌تر اینکه وقتی سوار اتوبوس شدم دیدم زن و مردها جدا از هم می‌نشینند. فرهنگ ایران هم خیلی برایم جالب است. اکثر چیزهایی که در ایران دیدم برای اولین بار بود.
 
*درباره غذاهای ایرانی چه نظری دارید؟
 
- همه غذاها را اولین بار اینجا خوردم. خیلی جالب بود. من هر چیزی که در بازار می‌دیدم نمی‌دانستم چیست و انگار کاملا یک دنیای جدید را تجربه کردم.
 
*کدام غذای ایرانی را دوست دارید؟ اصلا این غذاها با ذائقه‌تان جور در می‌آید؟
 
- بله. دیزی را خیلی دوست دارم. یادم می‌آید اولین بار در ایران دوغ خوردم. (قهقهه می‌زند) ایرانی‌ها خیلی به من تعارف می‌کنند و فکر می‌کنم از من پذیرایی کردند. مدام می‌گفتند بفرمایید بفرمایید و من گفتم باشه و دوغ را خوردم و آخ...!
 
*خوشتان نیامد؟
 
- اصلا نمی‌توانستم تحمل کنم. اما حالا عادت کرده‌ام. ما دوغ نداریم. ماست ما هم با ماست ایرانی فرق می‌کند. غذا کاملا متفاوت است. مزه، رنگ و همه چیز فرق می‌کند.
 
*ماست شما با ماست ما چه فرقی می‌کند؟
 
- ماست شما خیلی ترش است اما آنجا ما ماست شیرین می‌خوریم. من یک ماه اولی که ایران بودم هیچ غذایی نخوردم.
 
*ما اینجا رستوران چینی هم داریم.
 
- اولین باری که به ایران آمدم نمی‌دانستم رستوران چینی کجا است. فارسی هم بلد نبودم و فقط انگلیسی حرف می‌زدم. پسران ایرانی مدام با من صحبت می‌کردند و من خیلی خوشحال شدم. فکر می‌کردم خیلی خوشگل هستم. بعد از چند سال فهمیدم خارجی بودن من برای مردم جالب است.
 
*غیر از تهران به مناطق دیگر ایران هم رفته‌اید.
 
- بله. اکثر شهرهای شمال را رفته‌ام. از شمال تا جنوب را دیده‌ام. از دریای خزر و اکثر شهرهای که اطراف آن قرار دارند تا جنوب جزیره‌های قشم و هرمز را دیده‌ام.
 
*تا به حال مشهد هم رفته‌اید.
 
- بله.
 
*زیارت در فرهنگ شما هم هست؟
 
- من هیچوقت مثل زیارت شما تجربه نکرده بودم. همه چیز جدید بود. ما هم مسلمان داریم اما آنها از فرهنگ ما دور هستند و با هم در یک شهر زندگی نمی‌کنیم. بلکه در شهر دیگری هستیم. من در شهری کوچک به نام رویان زندگی می‌کردم.
 
*مناطق توریستی یا بناهای تاریخی مثل تخت جمشید را هم دیده‌‌اید؟
 
- بیشتر اصفهان و یزد رفتم. شیراز نرفتم. خیلی جالب است. من اکثر شهرهای ایران رفته‌ام.
 
*شما به فارسی هم راحت می‌نویسید؟
 
- راحت نیست و دستخط من هم خیلی زشت است. اما می‌خواهم این را بگویم که در این چهار سال و نیم خیلی به من خوش گذشت و راضی بودم. انتظار نداشتم یک بار در ایران فیلم بازی کنم و خیلی تجربه خوبی بود. امیدوارم روزی که به چین برگردم، درباره این تجربه مقاله بنویسم. امیدوارم یک کتاب درباره فرهنگ ایران بنویسم و در چین چاپ کنم تا بیشتر مردم چینی فرهنگ ایران را بشناسند و فارسی یاد بگیرند.
تعداد بازدید از این مطلب: 387
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


جزئیات "ثت نام دریافت یارانه ها" +فرم ثبت نام
اختصاصی/

 

كار ثبت نام متقاضیان دریافت یارانه نقدی از بیستم تا آخر فروردین ماه انجام می شود، متقاضیان بر اساس رقم سمت راست شماره ملی خود باید به سامانه Refahi.ir مراجعه كنند.
به گزارش خبرنگار اقتصادی باشگاه خبرنگاران؛متقاضیان در ابتدا صفحه ای www.refahi.ir مشاهده می كنند كه شش بند توضیح دارد و مربوط به قوانین و مقرارت دریافت یارانه نقدی است در بند یك تأكید شده مطابق قانون فقط افراد نیازمند می توانند برای دریافت یارانه نقدی ثبت نام كنند مورد بعدی از متقاضی تعهد می خواهد تا صرفا مشخضات افرادی را كه هم اكنون  تحت تكفل دارد درج كند.

در بند سه متقاضی متعهد می شود در صورت درخواست سازمان هدفمندی یارانه ها مدارك لازم را برای اثبات درستی اطلاعات اعلام شده در فرم ارائه كند مورد بعد كه انتظار می رود مورد توجه متقاضی قرارگیرد این است كه اگر مشخص شود.

اطلاعات نادرستی در فرم ها اظهار شده به موجب قانون ضمن استرداد وجود دریافتی تا سه برابر یارانه نقدی دریافت شده متقاضی مشمول جریمه قرار می گیرد.

 در بند پنجم متقاضی یارانه نقدی تأیید می كند اطلاعاتی كه در فرمهای تقاضای یارانه نقدی درج می كند می تواند مبنای ارزیابی مالی و رتبه سنجی اقتصادی اش برای اعطای وام یا سایر تسهیلات از سوی بانكها و موسسسه های مالی قرار گیرد و دست آخر در بند ششم معنا و مفهوم سطح درآمد ماهانه توضیح داده شده است.

بر این اساس میانگین مجموع درآمد ماهانه همه اعضای خانوار در سال 92 شامل درآمد حاصل از شغل اصلی و شغل دوم، دریافت اجاره بها، سود سهام، سود سپرده بانكی، عایدی از مستقلات، حقوق ماهانه مستمری و مواد مشابه دقت شود قبل از پرداخت اقساط مورد نظر می باشد.

در انتهای صفحه اول متقاضی یارانه نقدی باید تمام شش بند دكر شده را تأیید كند كه این به منزله فهم دقیق ازمقررات دریافت یارانه نقدی تلقی می شود صفحه دو شامل پرسش های متداول است در ابتدا سرپرست خانوار متقاضی یارانه نقدی باید شماره ملی خود را در محل تعبیه شده در سمت چپ صفحه بدون خط تیره و فاصله وارد كند.

 سپس آخرین شماره حسابی كه جهت دریافت یارانه اعلام كرده اید را در مستطیل مربوطه وارد كنید دقت شود شماره كارت بانكی را وارد نكنید در ادامه متقاضی یارانه نقدی باید تعداد اعضای خانواده خود را شامل خود و افراد تحت تكفل در سمت چپ و محل مربوطه درج كند پس از تكمیل این سه بخش متقاضی باید كد امنیتی 5 رقمی را واردكند و اطلاعات درج شده را تأییدكند .

در صفحه سوم ابتدا متقاضی یارانه نقدی باید اسم خود و افراد تحت تكفلش را به همراه شماره ملی هر یك نوشته و وضعیت مالك بودن یا نبودن واحد مسكونی را برای هر یك جداگانه مشخص كند در ادامه متقاضی براساس تعریفی كه از سطح درآمد در بند شش صفحه اول مشخص شده كه البته یك بار دیگر هم در مستطیلی كه مشاهده می كنید برایش یادآوری می شود خود را در یكی از پنج گروه درآمدی قرار دهد گروه های درآمدی به این ترتیب است:كمتر از 600 هزار تومان، از 600 هزار تومان تا یك میلیون تومان، از یك تا 2 میلیون تومان، از 2 تا 2.5 میلیون تومان و بیشتر از 2.5 میلیون تومان در ماه.

مرحله آخر اطلاعات محل سكونت خانوار است متقاضی مشخص می كند ساكن شهر، روستا و یا در زمره عشایر كشور است. آنگاه استان و شهرستان محل سكونت را انتخاب می كند درج كد پستی نیز در مرحله بعد قرار دارد و در نهایت بسیار مهم است كه متقاضی شماره تلفن همراه و ثابت خود را در محل تعبیه شده درج كند به تمام متقاضیان دریافت یارانه نقدی به جد توصیه می شود پس از خواندن مندرجات مستطیل انتهای صفحه سوم و آگاهی از جنبه حقوقی اطلاعاتی كه اعلام كرده اند نسبت به تأیید آن اقدام كنند چنانچه تمام مراحل و اطلاعات درج شده باشد به متقاضی دریافت یارانه نقدی كد شناسایی یاز طریق پیامك به شماره تلفن همراه اعلام شده ارسال می شود.


مطالب مرتب

تعداد بازدید از این مطلب: 419
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0




تعداد صفحات : 12


 
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد