close
تبلیغات در اینترنت
|سایت تفریحی|دانلود اهنگ جدید|دانلود فیلم جدید|اخبار جدید|
 
مطالب پر بازدید
 
مطالب تصادفی
معرفی بهترین سایت هاست رایگان ایران

استفاده كنندگان از اين هاست ملزم به رعايت قوانين كپي رايت و قوانين جمهوري اسلامي ايران هستند

براي استفاده از لينك زير ثبت نام كنين

اول قوانين و مقررات رو بخونين بعد برين صفحه اول و ثبت نام كنين


http://hostraygan.com/l

آخرین ارسال های انجمن
جزئیات "ثت نام دریافت یارانه ها" +فرم ثبت نام
اختصاصی/

 

كار ثبت نام متقاضیان دریافت یارانه نقدی از بیستم تا آخر فروردین ماه انجام می شود، متقاضیان بر اساس رقم سمت راست شماره ملی خود باید به سامانه Refahi.ir مراجعه كنند.
به گزارش خبرنگار اقتصادی باشگاه خبرنگاران؛متقاضیان در ابتدا صفحه ای www.refahi.ir مشاهده می كنند كه شش بند توضیح دارد و مربوط به قوانین و مقرارت دریافت یارانه نقدی است در بند یك تأكید شده مطابق قانون فقط افراد نیازمند می توانند برای دریافت یارانه نقدی ثبت نام كنند مورد بعدی از متقاضی تعهد می خواهد تا صرفا مشخضات افرادی را كه هم اكنون  تحت تكفل دارد درج كند.

در بند سه متقاضی متعهد می شود در صورت درخواست سازمان هدفمندی یارانه ها مدارك لازم را برای اثبات درستی اطلاعات اعلام شده در فرم ارائه كند مورد بعد كه انتظار می رود مورد توجه متقاضی قرارگیرد این است كه اگر مشخص شود.

اطلاعات نادرستی در فرم ها اظهار شده به موجب قانون ضمن استرداد وجود دریافتی تا سه برابر یارانه نقدی دریافت شده متقاضی مشمول جریمه قرار می گیرد.

 در بند پنجم متقاضی یارانه نقدی تأیید می كند اطلاعاتی كه در فرمهای تقاضای یارانه نقدی درج می كند می تواند مبنای ارزیابی مالی و رتبه سنجی اقتصادی اش برای اعطای وام یا سایر تسهیلات از سوی بانكها و موسسسه های مالی قرار گیرد و دست آخر در بند ششم معنا و مفهوم سطح درآمد ماهانه توضیح داده شده است.

بر این اساس میانگین مجموع درآمد ماهانه همه اعضای خانوار در سال 92 شامل درآمد حاصل از شغل اصلی و شغل دوم، دریافت اجاره بها، سود سهام، سود سپرده بانكی، عایدی از مستقلات، حقوق ماهانه مستمری و مواد مشابه دقت شود قبل از پرداخت اقساط مورد نظر می باشد.

در انتهای صفحه اول متقاضی یارانه نقدی باید تمام شش بند دكر شده را تأیید كند كه این به منزله فهم دقیق ازمقررات دریافت یارانه نقدی تلقی می شود صفحه دو شامل پرسش های متداول است در ابتدا سرپرست خانوار متقاضی یارانه نقدی باید شماره ملی خود را در محل تعبیه شده در سمت چپ صفحه بدون خط تیره و فاصله وارد كند.

 سپس آخرین شماره حسابی كه جهت دریافت یارانه اعلام كرده اید را در مستطیل مربوطه وارد كنید دقت شود شماره كارت بانكی را وارد نكنید در ادامه متقاضی یارانه نقدی باید تعداد اعضای خانواده خود را شامل خود و افراد تحت تكفل در سمت چپ و محل مربوطه درج كند پس از تكمیل این سه بخش متقاضی باید كد امنیتی 5 رقمی را واردكند و اطلاعات درج شده را تأییدكند .

در صفحه سوم ابتدا متقاضی یارانه نقدی باید اسم خود و افراد تحت تكفلش را به همراه شماره ملی هر یك نوشته و وضعیت مالك بودن یا نبودن واحد مسكونی را برای هر یك جداگانه مشخص كند در ادامه متقاضی براساس تعریفی كه از سطح درآمد در بند شش صفحه اول مشخص شده كه البته یك بار دیگر هم در مستطیلی كه مشاهده می كنید برایش یادآوری می شود خود را در یكی از پنج گروه درآمدی قرار دهد گروه های درآمدی به این ترتیب است:كمتر از 600 هزار تومان، از 600 هزار تومان تا یك میلیون تومان، از یك تا 2 میلیون تومان، از 2 تا 2.5 میلیون تومان و بیشتر از 2.5 میلیون تومان در ماه.

مرحله آخر اطلاعات محل سكونت خانوار است متقاضی مشخص می كند ساكن شهر، روستا و یا در زمره عشایر كشور است. آنگاه استان و شهرستان محل سكونت را انتخاب می كند درج كد پستی نیز در مرحله بعد قرار دارد و در نهایت بسیار مهم است كه متقاضی شماره تلفن همراه و ثابت خود را در محل تعبیه شده درج كند به تمام متقاضیان دریافت یارانه نقدی به جد توصیه می شود پس از خواندن مندرجات مستطیل انتهای صفحه سوم و آگاهی از جنبه حقوقی اطلاعاتی كه اعلام كرده اند نسبت به تأیید آن اقدام كنند چنانچه تمام مراحل و اطلاعات درج شده باشد به متقاضی دریافت یارانه نقدی كد شناسایی یاز طریق پیامك به شماره تلفن همراه اعلام شده ارسال می شود.


مطالب مرتب

تعداد بازدید از این مطلب: 337
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


زن متولد بهمن

 

زن متولد بهمن

بسيار غافلگير كننده، سريع الانتقال، داراي حس پيش بيني، كنجكاو،‌ غير قابل پيش بيني، رفيق باز و كم علاقه به آداب و اصول سنتي زنا شويي از خصوصيات بارز زن متولد ماه بهمن است.زن متولد بهمن بلد نيست كه عشق خود را به شوهرش و فرزندانش حالي كند.اگر اين احتمال وجود دارد كه عاشق يك زن متولد بهمن شويد، به خاطر بسپاريد كه او در امر عشق نيز مثل هر چيز ديگري مجموعه اي از تناقضات است و براي اينكه قلب شما شكسته نشود، او را فرزند« قوس و قزح» يعني رنگارنگ بدانيد و در روابط عاشقانه با او منتظر تداوم و ثبات نباشيد.سياره حاكم بر رفتار او اورانوس و عنصر حاكم بر طبيعت او باد است. به اين دليل با وجود آنكه در عشق خود بسيار جدي و وفادار است، ولي گهگاه بي ثباتي هايي نظير« نسيم و باد» در وي مشاهده مي شود. شما مي توانيد با يك زن متولد برج دلو رابطه اي بسيار شاد و حسنه داشته باشيد، به شرط آنكه او را در تعقيب هوس هاي هزارگانه خود آزاد بگذاريد و بگذاريد به دلخواه خويش با دوستان خود رابطه داشته باشد. هرگز به اين فكر نكنيد كه او را به جايي ويا چيزي پاي بند كنيد. اين زن ممكن است ناگهان تصميم بگيرد به كوه نوردي بپردازد و يا جزو سپاه صلح بشود. او به دنبال ستاره اي مي رود كه ما هرگز آن را نديده ايم.او متعلق به همه كس و همه جاست و در عين حال از آن هيچ كس نمي باشد. عشق او ممكن است بسيار تند و آتشين باشد، در حالي كه خواسته هايش كيفيتي مبهم دارند. يكي از ستاره شناسان معروف اين حالت زن متولد بهمن را به ترانه اي تشبيه كرده است كه خواننده ناگهان متوجه مي شود كه نصف آن را از ياد برده است. شما مي توانيد كماكان پشت پيانو بنشينيد و به نواختن آهنگ ادامه بدهيد اما صداي او رفته رفته آهسته مي شود و بالاخره سكوت مي كند. اصرار يك دختر متولد بهمن به آزادي بسيار جدي است اما وفداري او به كسي كه عشق را در يك چنين قالبي قبول داشته باشد نيز بي نهايت است.اين دختر اگر والديني متولد ارديبهشت، مرداد و يا دي ماه نداشته باشد، به ميزان ثروت شما و اينكه در بانك چقدر پولداريد، علاقه اي نشان نخواهد داد. براي او پول در مرحله سوم اهميت قرار دارد. او اهميت نمي دهد كه شما ثروتمندترين مردشهر باشيد يا نه، اما در عين حال مايل است كه از نظر مقاومات و حرفه و كار معروف باشيد.وقتي شما تور خود را بكار مي بريد تا اين پروانه ناآرام را بگيريد، به اين نكته مهم توجه داشته باشيد كه او هرگز حاضر نخواهد شد زندگي غير قابل پيش بيني خود را با مردي كه نسبت به او صادق نيست، بگذراند. مباني اخلاقي يك زن متولد بهمن ممكن است غريب ترين پديده اي باشد كه در زندگي خود با آن مواجه شده ايد و به كلي با آنچه كه به طور طبيعي از طرف جامعه مورد قبول قرار گرفته است، فرق داشته باشد، اما او بدون اينكه گسيختگي با جامعه پيدا كند، با اين مباني پاي بند مي ماند. او در عين حال به اين حقيقت نيز واقف است كه شما هم ممكن است مباني خاصي براي خود داشته باشيد. اگر در زندگي به دنبال يك زن آرام مي گرديد، دور متولد بهمن ماه را قلم بگيريد، او اگر هر چيز باشد، آرام نيست. براي او عشق جسماني اهميت بيشتري از عشق رواني دارد، به عبارت ديگر او در هر لحظه مي تواند يك عشق افلاطوني را قطع كند. در ضمير ناخود آگاه اين زن هميشه اين احساس قدرت وجود دارد كه تعلق خاطر پيدا كردن به يك نفر اين خطر بزرگ را به همراه خواهد داشت كه نتواند به عشق واقعي خود يعني آزادي مطلق وفادار بماند.اگر شما از نظر علمي، آموزشي، سياسي، هنري و يا هر رشته ديگر ي مشهور و سرشناس باشيد، دختر متولد بهمن برايتان ايده آل است و مطمئنا بهتر از او پيدا نخواهيد كرد مگر آنكه آنقدر بدشانس باشيد كه يكي از نوادر متولدين اين ماه، يعني يكي از آن دختراني كه رفتارشان به شدت موجب تعجب مردم مي گردد،‌سر راهتان قرار بگيرد. استثناء در همه چيزي وجود دارد. رفتار دختر متولد بهمن هميشه اندكي متعجب كننده است، اما برخي واقعا به راه اغراق مي روند. كما اينكه اغلب بسيار مجلس آرا هستند در حالي كه گاهي اين مجلس آرايي جنبه شلوغ بازي هم پيدا مي كند. اين دختر با هر نوع مجلسي جور در مي آيد، خواه يك مجلس رسمي باشد، خواه يك مجلس خودماني و معمولي.فقدان حس سو ء ظن در اين زن از مزاياي چشم گير اوست اما توجه داشته باشيد كه هرگز از حسن نيت او سو ء استفاده نكنيد، چون اگر مچ شما را در حين خيانت بگيرد، قلبش به شدت مي شكند. او بي جهت به شما بدگمان نمي شود و در حالت عادي هرچه بگوييد قبول مي كند ولي تحمل خيانت را ندارد. زن متولد بهمن هرگز پس از خروج شما از منزل كنجكاوي نمي كند كه شما كجا رفته ايد و به اداره تلفن نمي زند كه ببيند كه آنجا هستيد يا نه و يا جيب شما را وارسي نمي كند. خلاصه با خدعه و نيرنگ آشنا نيست،‌ با وجود اين به شما توصيه مي شود قبل از آنكه به فكر سوء استفاده از اين حالت مظنون نبودن بيفتيد، به اين نكته توجه داشته باشيد كه فقدان حس حسادت در او به علت برخوردار بودن از يك شخصيت قوي نيست،‌ بلكه چيزي بالاتر از آن است كه شما فكرش را كرده ايد.در وهله اول مي توان يقين داشت كه او قبل از آنكه دومين نگاه را به شما انداخته باشد، ‌شما را با يكي از قوي ترين ميكروسكوپ هاي دنيا مطالعه كرده است، در ثاني در دنياي او هميشه به قدري موضوع و مسئله براي يك زن متولد بهمن اين ضرب المثل كه مي گويد« از دل برود هر آنكه از ديده رود » صد در صد صادق است. وقتي از جلوي چشم او دور شديد، تا حدود 99 درصد از فكر و خيال او هم دور شده ايد و به اين دليل هم هست كه هرگز دل او براي كسي تنگ نمي شود. به هر صورت اگر اين زن از شما بي وفايي ديد، خيلي ساده ناگهان يك عقب گرد مي كند و در خلاف جهت سابق به حركت در مي آيد. در اين حالت بهتر است وقتي خود را براي برگرداندن او تلف نكنيد.پس از آنكه روابط عاطفي او و شما قطع شد، در عرض مدتي كمتر از يك دقيقه تمام مهر و محبت شما را از فكر و قلب خود بيرون مي ريزد و مي توانيد يقين داشته باشيد كه حتي يكي از خاطرات آن ايام را هم در فكر خود زنده نگاه نمي دارد. بر اين قاعده كلي يك استثناي مهم وجود دارد. زن متولد بهمن، مثل مردي كه در اين ماه به دنيا آمده است، اولين عشق واقعي خود را هرگز فراموش نمي كند.زن متولد بهمن به زندگي زناشوئي پاي بندي زيادي نشان نمي دهد و فقط در شرايط خيلي استثنايي ممكن است با قيد و بند زندگي زناشويي خود را وقف دهد. به همين جهت تعداد زنان طلاق گرفته متولد بهمن به نسبت خيلي بيش از زنان متولد برج هاي ديگر است. پرهيجان ترين احساست در اين زن ممكن است فقط در عرض يكي دو ساعت فروكش كند و هيچ اثري از آن باقي نماند. طبيعي است كه او از جدايي و طلاق خوشش نمي آيد، اما وقوع اين حادثه را فاجعه تلقي نمي كند.اين زن طبيعت تك رو دارد او حتي شوهرش را هم به صورت يكي از دوستان خيلي نزديك خود به حساب مي آورد، پس هيچ دليلي وجود ندارد كه قطع يك رشته دوستي را پايان زندگي بپندارد، علي الخصوص كه او دوستان خود را هر چند گاه يك بار عوض مي كند. مطمئن باشيد كه تا به تمام اسرار دروني قلب شما واقف نشده باشد و با تمام رؤياها و تخيلات شما آشنا نشده باشد، قدم به قلب شما نمي گذارد. در حالي كه مشابه اين حق را براي شما محفوظ نگاه نمي دارد. به اسرار دل او جز خودش هيچ كس نبايد پي ببرد و اگر ديد كه اين احتمال براي كسي به وجود آمده است، با يك مانور ماهرانه او را به كلي از مرحله پرت مي سازد. زن متولد بهمن به راحتي از خطاي شما چشم پوشي مي كند اما دروغ چيز ديگري است. او دروغ و خدعه و نيرنگ را به هيچ وجه دوست ندارد.بهتر است از دختري كه در برج دلو متولد شده است، چيزي قرض نخواهيد.اگر خاطر شما خيلي نزد او عزيز باشد، ممكن است يكي دوبار درخواست شما را اجابت كند، اما دفعه سوم با چنان خونسردي جواب رد مي دهد كه هرگز آن را فراموش نخواهيد كرد. اين شخص اصولا از قرض چه به صورت دريافت و چه به صورت پرداخت خوشش نمي آيد و اگر مجبودر بشود كه از كسي وام بگيرد، به هر طريقه كه شده در رأس موعد مقرر آن را باز مي گرداند. قرض گرفتي از او به طور حتم بزرگترين لطمه را به روابط فيمابين شما خواهد زد.بيشتر زن هايي كه در برج دلو متولد شده اند، داراي ظاهري زيبا و فريبنده هستند اما آنچه عيب است احساسي است كه از ديدن اين زن به شما دست مي دهد، يك لحظه تو دل برو به نظر مي رسد و لحظه اي بعد سرد و بي تفاوت و بي روح، اما به طور كلي پس از متولدين برج ميزان ( مهر ) تعداد خوشگل هاي اين ماه از همه بيشتر است و حداقل اين است كه خيلي بانمك هستند. لباس پوشيدن زن متولد بهمن ممكن است موجب وارد آمدن آن چنان شوكي به شما بشود كه تا ساعت ها نتوانيد از جاي خود حركت كنيد. او نيز مثل هر زن ديگري جلوي بوتيك هاي لباس فروشي توقف زياد دارد، اما كمتر ممكن است فكر كند كه آنچه كه مي پوشد شيك است يا نه و يا قطعات مختلف لباسش به هم مي آيد يا خير. او ممكن است لباسي به تن كند كه موجب حسرت خوردن هر زن ساده ديگري بشود و اخلاق تك روي او ممكن است در يك ميهماني يك نفر بگويد كه همان سال آينده لباس ها به فلان صورت در خواهد آمد و او همان روز عصر از خياط خود بخواهد كه يك چنان لباسي برايش بدوزد و يا آنكه بر عكس ممكن است سال هاي سال به شيوه مادر بزرگ و يا حتي جد خود، لباس معمولي بپوشد.شيوه آرايش موي او نيز خاص خودش است. تغيير رنگ و آرايش موي او ، درست مثل تغييرات شخصيتش غير قابل پيش بيني است. يك روز موي خود را مثل پسرها كوتاه مي كند و فردا كلاه كيس مي گذارد كه موي آن تا حد كمر بلند است، امروز او را با موي نقره اي مي بينيد و فردا با موي مشكي، به طور خلاصه موي اين زن مشابه موي هيچ زن ديگري در دنيا نيست و رنگ و آرايش آن آرام و قرار ندارد.گفت و گو با اين زن ممكن است بسيار جالب باشد، زيرا نحوه سخن گفتن جذابي دارد و اين احساس مطبوع به مرد دست مي دهد كه زني محجوب و مرموز است و بعد ناگهان يكي از آن تغييرات خاص متولدين اين ماه به تجلي مي پردازدو شما بدون مقدمه و به طور كاملا ناگهاني از وي جمله اي مي شنويد كه تا چند لحظه باور كردن آن برايتان مشكل خواهد بود. شما مشغول صحبت از بحران انرژي و اثرات گوناگون آن بر كشورهاي صنعتي هستيد كه ناگهان او مي گويد: « راستي شما خورشت كرفس دوست داريد؟‌» سعي كنيد خونسردي خويش را حفظ كنيد و با قاطعيت به بحث اصلي خود ادامه بدهيد و در عين حال به خاطر داشته باشيد كه او هر چند لحظه يك بار بدون مقدمه از خط خارج مي شود و دوباره به سر جاي اول خود بر مي گردد. به غير از اين نوع اختلالات گفته هاي او هميشه منطقي و مستدل است. در موقع صحبت كردن هرگز طوري حرف نزنيد كه دال بر بالاتر بودن شما از او باشد. عدم تساوي براي اين زن مفهوم ندارد. اگر به اين نكته توجه نكنيد، ديواري غير قابل عبور بين خود و او به وجود آورده ايد.بر طبق باورهاي ستاره شناسان قديم يك زن متولد بهمن مي بايست الزاما يك مادر خوب هم باشد زيرا سياره حاكم بر رفتار او، يعني اورانوس سمبل آينده است و بچه نيز مربوط به دنياي آينده و نسل بعد است، اما تحقيقات نشان مي دهد كه اين نظر خيلي درست نيست و تولد بچه در ابتداي كار، مادر متولد بهمن را به كلي گيج و سردرگم مي سازد. علت هم بسيار روشن است. فكر يك زن متولد بهمن هرگز به يك چيز بخصوص ثابت نمي ماند. او موجود سر به هوايي است كه هر لحظه به موضوعي مي انديشد و اين اخلاق با بچه داري كه تمركز فكر لازم دارد، مغايرت دارد.از آن گذشته،‌او به طور طبيعي قادر به ابراز محبت دروني خود نمي باشد و اين تكنيك غلط ابراز محبت او را بيش از پيش نسبت به بچه هاي خود بيگانه مي سازد. نكته جالب در مورد اين زن،‌ از نقطه نظر رفتاري كه با بچه ها دارد، اين است كه عليرغم بيگانگي كه با بچه هاي خود دارد، با كودكان ديگر بسيار صميمي و رفيق است و اگر او را مثلا در منزل همسايه ببينند، با كمال تعجب مشاهده مي كنيد كه چطور با بچه هاي مردم بازي مي كند اما روابطش با فرزندان خود چنين گرم و دوستانه نيست. آخر مگر نه اين است كه او رفيق بازترين موجود دنيا است؟ خوب حالا چه فرق مي كند كه سن اين رفيق چقدر است؟البته اين نكته را هم نبايد فراموش كرد كه نامناسب بودن تكنيك ابراز محبت او با فرزندانش دليل بر اين نيست كه او به وظايف مادري خود عمل نمي كند. ابدا او به هنگام دفاع از كودكان خود بسيار جدي و حتي شديدا خشن است. آنچه در درجه اول از بچه هاي خويش توقع دارد، گفتن حقيقت است و به اين دليل هرگز بچه اي را كه مرتكب خطايي شده و به گناه خود اعتراف كرده،‌ مورد تنبيه قرار نمي دهد. اين كار يك حسن بزرگ دارد و آن اعتماد بسيار زيادي است كه اين كودكان نسبت به مادر خود پيدا مي كنند.از نظر كودكان او مادري شاد، آسان گير، و به هنگام بيماري مهربان است. براي او يك بچه نامرتب، كثيف و شيطان اما درس خوان بهتر از يك بچه درس نخوان اما بسيار مرتب است. اگر با دختر متولد بهمن ازدواج كرديد، نبايد فراموش كرد كه او قبل از مادر شدن بايد يك زن خانه دار شود و قبل از اين هم كه زن خانه دار شود بايد به وي تفهيم كرد كه ازدواج فصل آخر زندگي تجرد و رفاقت هاي نامحدود و بي بند و بار اين دوره است. كشاندن اين دختر به پاي سفره عقد كار ساده اي نيست و او به هيچ وجه تعجيلي در اضافه كردن نام فاميل شما به اسم خود ندارد. و اين كار را فقط وقتي انجام خواهد داد كه شما راخوب سبك سنگين كرده و فهميده باشد كه تا چه حد مرد ميدان زندگي هستيد. او در لابراتوار حساس ذهنش شما را به خوبي تجزيه و تحليل مي كند.در نهاد زن متولد بهمن حس غريبي وجود دارد كه پيوسته او را تحريك مي كند تا درست در خلاف جهتي كه سوق داده مي شود، گام بردار. از آن گذشته او كسي است كه مي خواهد از هر چيزي سر در بياورد، پس چه در خانه، چه در روابط دوستانه، چه در عشق از فرط كنجكاوي مي خواهد همه راهها را تجربه كند. حس تجربه و دوستي و كنجكاوي چنان در او شديد است كه اگر دقت كنيد، مي بينيد حتي قهوه يا چاي را هر روز يك جور درست مي كند، و يا هر روز كه براي خريد بيرون مي رود، يك مغازه تازه را براي خريد تحت آزمايش قرار مي دهد.از آنجا كه خودش هم نمي داند واقعا چه مي خواهد، بيان احساست دروني برايش بسيار مشكل است. اگر عاشق بشود، به شدت گيج و سر در گم مي گردد زيرا نهايت اين است كه فقط دو سه كلمه براي بيان تمام احساس خويش پيدا مي كند، آن هم دو سه كلمه اي كه به هيچ عنوان گوياي شيفتگي او نخواهند بود. براي او بين دوستي ساده و عشق ساده و عشق فاصله اي بسيار جزئي و مبهم وجود دارد. به اين دليل بر عدم علاقه و فقدان عشق نكنيد، اين حالت تا بعد از ازدواج نيز ادامه پيدا خواهد كرد. داستان عاشقي كه شب و روز فقط به هم مي انديشند، براي او داستاني مسخره است. راستي مسخره نيست كه انسان در دنيايي كه پولدارها در آن زندگي مي كنند،‌ فقط به يك نفر فكر كند؟ او شريك زندگي شما مي شود اما جزئي از شما نمي شود. شما خودتان هستيد، او هم خودش هست با استقلالش، اگر نمي خواهيد او را از دست بدهيد، با آزادگي او مخالفت نكنيد، كمااينكه او نيز هرگز چنين نخواهد كرد.بهترين راه براي بريدن از او نشان دادن حسادت، ‌داشتن سو ء ظن، گرفتن حالت تملك، محافظه كاري بيش از حد و انتقاد از شيوه خاص زندگي اوست. شما هم چنين مي توانيد از راه بي اعتنايي به خيل دوستان او كه از هر قماش و مقوله اي مي باشند، و به تعداد گوناگون و در اوقات مختلف به منزل شما خواهند آمد نيز به اين مقصود برسيد.اين زن قوه ادراك و قدرت انتقال و حس پيش بيني عجيبي دارد. او موجودي است كه چند روز جلوتر از ديگران زندگي مي كند و به اين ترتيب تنها كسي است كه مي تواند شما را دقيقا از عواقب كارها با خبر سازد. به نفع شماست كه آنچه را كه راجع به آينده مي گويد، با اطمينان خاطر قبول كنيد. قرت او در آينده نگري واقعا شگفت انگيز است.

زن متولد بهمن

باور كنيد نمي توانم او را به خوبي توصيف كنم و بگويم شبيه به چيست. چون او پيرو هيچ چيز نيست. گاهي موهايش را مثل پسرها كوتاه مي كند و دامني مي پوشد كه قوزك پايش را هم مي پوشاند. زنان متولد برج بهمن اولين كساني بودند كه سايه چشم صورتي، قرمز روشن و آلبالويي و رژلب ارغواني مصرف كردند. چون گرايش زيادي به جفت و جور كردن رنگها دارند .
همه ما مي خواهيم كه ديگران ما را دوست بدارند اما هر يك به روشهاي مختلف. تا جايي كه مي توانيد به او آزادي و استقلال دهيد تا شما را دوست بدارد. اگر همسر شما متولد اين برج است انتظار نداشته باشيد كه آرام بنشيند، دمپايي شما را جفت كند و بچه را در تخت بخوابند و هر شب شير كاكائو درست كند. در غير اينصورت يك شب وقتي به خانه بر مي گرديد مي بينيد كه طغيان كرده، شيركاكائو را روي تخت ريخته ، دمپايي شما را پوشيده و از خانه بيرون مي رود. قطعاً پس از ازدواج براي خود حساب بانكي جداگانه اي دارد. او دوست دارد كه مردش بيرون از خانه كار كند شايد مجبورشويد در منزل بمانيد از نوزادتان نگهداري كنيد ! اومي خواهد درخشش خود را حفظ كند و دوست ندارد كه ببيند با يك كهنه كهنه بچه از جلا افتاده است ؟ از آنجا كه نظرش در باره همه چيز تغيير ميكند، گاهي دو رو به نظر ميرسد. گاهي نيز عمداً سعي مي كند، شما را عصباني كند. بهترين برخورد اين است كه يك كلمه هم حرف نزنيد و پيشنهاد نكنيد(صم ويكم باشيد) چون مطمئناً بر خلاف نظر شما عمل خواهد كرد.
او بچه ها را مثل هم تربيت مي كند. او مي تواند خيلي افراطي باشد و بدون هيچ نگراني در اتوبوس به  بچه شير بدهد.
او مي خواهد بچه ها را متناسب با قرن جديد تربيت كند و آنها را به مدارس خارجي بفرستد.
دختر متولد اين برج تندر و صاعقه طالع بيني است.

چگونه می توانید یک زن متولد بهمن را جلب کرده و خشنود سازید

ماه بهمن در بین تمام ماهها یکی از روح گراترین و پیشرفته ترین ماههاست.زن
بهمن ماهی اگر محیط و شرایط مشوق او باشد,از شهرت خیلی خوشش می آید.او صفاتی نزدیک به نبوغ دارد.زمانی که با رفتار کمی عجیب و غیر قابل پیش بینی اش شما را ناراحت می کند,این را به یاد داشته باشید و رویش حساب کنید.از نطر فکری و روحی معمولا ثابت قدم و با وقار است و همیشه می داند مقصود و هدفش چیست.گرچه در مسایل عشقی به آسانی نوسان پیدا می کند,لیکن موجودی با محبت است و علاقه خودش را نشان می دهد,
البته او را به آسانی نمی توان بدست آورد.او هرگز خود را به پای شما نخواهد افکند,زیرا معمولا کمی سرد و کناره جوست.لازم است اظهار علاقه زیادی به او بکنید و ممکن است برای از بین بردن خودداری او مجبور شوید وقت زیادی صرف
کنید.حتی پس از اینهمه باز ممکن است وقت خود را بی جهت تلف کنید.مگر اینکه ار جهت شخصیتی,هوش و درک کلی با او برابر باشید.
هنگامی که از ورای خویشتنداری اش به او می نگرید,او را دوست داشتنی, اجتماعی,شوخ باهوش و جذاب می یابید.معمولا بوسیله حلقه ای از دوستان وتحسین کنندگان احاطه شده است.اگر بتوانید توجه او را جلب کنید موجود خوشبختی هستید,زیرا شخصیت او غنی است و از صفات خوب و مخصوص خود,آزادانه دیگران را برخوردار می کند.زن متولد بهمن با زمان حرکت می کند
و اگر بخواهید از نظر هوش با او برابری کنید بایستی در جریان مسایل جاری و هنری قرار داشته باشید.اگر می خواهید برایش جاذبه داشته باشید بایستی روراست,صمیمی,بی پیرایه و بی ریا باشید.جروبحث,پرخاش و اختلاف او را خیلی ناراحت می کند و نمی تواند چنین حال و هوایی را تحمل کند.او میل دارد
رابطه اش با شما مبتنی بر برابری باشد نه اینکه او بر شما یا شما بر او مسلط
باشید.
بیش از هر چیز تحت تاثیر عقاید شما قرار می گیرد بشرط اینکه این عقاید مترقی و آرمانی باشد.

 

تعداد بازدید از این مطلب: 286
برچسب‌ها: زن متولد بهمن ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


روایت پسر محمدخانی از لاله و شهلا

 

پسر بزرگ ناصر محمدخانی کجاست؟ چه می‌کند؟ کسی که ۱۱ سال پیش در یک روز پاییزی وقتی به خانه برگشت، با جسد غرق در خون مادرش روبه‌رو شد
به گزارش مشرق، هفته‌نامه تماشاگران در آخرین شماره سال ۹۲، سراغ علی محمدخانی رفته و با وی گفت‌وگو کرده است:

«همه چیز خیلی ساده اتفاق می‌افتد. او برای تمرین به باشگاهی در فرشته رفته بود. مربی‌اش پرسید او را می‌شناسی؟ پسری ۲۲ ساله که تمرینش را کرده و دارد می‌رود خانه. مربی می‌گوید او علی است، پسر ناصر محمدخانی؛ پسری که همه فکر می‌کردند قطر است اما برگشته. پیدایش می‌کنیم. او چند روز بعد روبه‌رویمان نشسته. استیلش که حسابی شبیه فوتبالیست‌هاست. انگیزه زیادی دارد و آمده تا حرف بزند. از فوتبال می‌گوید. از این می‌گوید که چقدر پدرش را دوست دارد و چقدر در این سال‌ها سختی کشیده.

او حالا دیگر به زندگی برگشته و در این گفت‌و‌گو بعد از ۱۱ سال از همه آن چیزهایی می‌گوید که یا دوستشان دارد یا از آنها بیزار است. او که آسیب دیده، جایی بعد از مصاحبه می‌گوید: «به اینکه نام خانوادگی‌ام محمدخانی است، افتخار می‌کنم و اگر خودم هم جای بابایم را نگیرم، حتما پسردار می‌شوم و پسرم نام او را در فوتبال زنده نگه می‌دارد.»

بگوییم علی محمد خانی فوتبالیست یا علی محمدخانی پسر فوتبالیست؟

هرجفتش. نه خب بازی هم کرده‌ام؛ هم در قطر و هم در ایران. هم فوتبالیست هستم، هم پسر فوتبالیست.

کدامش پررنگ‌تر است؟

فکر کنم پسر فوتبالیست.

گفتی در قطر هم بازی می‌کردی به شکل حرفه‌ای. فکر می‌کنم برای تیم الاهلی، درست است؟

بله

پدرت هم در الاهلی بازی می‌کرد؟

نه. بابا باشگاه القطر بود.

آنجا که رفتی چون شنیدند که پسر ناصر محمدخانی هستی، قبولت کردند؟

نه. اتفاقا در ایران که بازی می‌کردم در باشگاه راه‌آهن، مربی کارت من را نمی‌داد که بازی کنم. من نمی‌گویم بهترین بازیکن بودم ولی حقم بود که فیکس بازی کنم. نیم فصل شد ولی باز هم من را بازی ندادند. به بابا گفتم که اگر می‌شود تیمم را عوض کنم چون کارت من را نمی‌دهند و هر بار یک بهانه‌ای می‌آورند. بابا تماس گرفت و دوباره رفتم قرارداد بستم. گفتند این طوری کارت بازی‌ات می‌آید اما دوباره‌ همان آش بود و همان کاسه.

رفتی راه آهن چون پدرت هم از‌ همان جا شروع کرده بود؟

دقیقا. اتفاقا من‌ همان موقع می‌توانستم بروم در پرسپولیس بازی کنم ولی بابا گفت من از راه‌آهن شروع کرده‌ام، تو هم از راه‌آهن شروع کن. من در شهر ری به مدرسه تربیت بدنی می‌رفتم، خب گفتم نزدیک است، پس‌ به تیم راه‌آهن می‌روم. چند باری برای بازی رفتم، حتی نمی‌گفتند که کارتت نیامده و من را روی نیکمت می‌گذاشتند. کمی که پیگیر شدم، دیدم اصلا کارت من نیامده. بعد به بابا گفتم، بابا گفت خب بیا پرسپولیس زیر نظر عمو رحیم.

رحیم یوسفی؟

بله.

به همه پرسپولیسی‌های قدیم عمو می‌گفتی؟

بله. ولی همه به آقای یوسفی عمو رحیم می‌گفتند. رفتم پرسپولیس ۲ ماه تمرین کردم. موقع بازی‌ها هم نبود، بدنسازی بود.‌ همان موقع، سربازی من هم نزدیک می‌شد، به بابا گفتم من می‌روم قطر.

چند سال قطر بودی؟

از ۱۱ تا ۱۶ سالگی، حدود ۵ سال آنجا بودم، بعد یک سال، یک سال و نیم آمدم ایران.

پس وقتی اوضاع داشت سخت می‌شد، رفتی.

سخت، اگر بازی می‌کردم که نمی‌رفتم.

بار اول کی به قطر رفتی؟

بار اول ۱۱ سالم بود. البته من متولد قطر هستم.

پدرت بال راست بازی می‌کرد. تو چطور؟

من خیلی دوست داشتم در پست بابا بازی کنم ولی آن موقع که من در الاهلی بازی می‌کردم، تاکتیک فرق داشت، اما در امید، من بال راست و چپ بازی می‌کردم یا پشت مهاجم بودم.

دو پا بودی؟

بله، دوپا بودم، ولی از وقتی یک پایم را عمل کردم، دیگر یک پایم را از دست دادم. پای چپم حتی از پای راستم بهتر بود. البته اولش هیچ فرقی نداشت، دو پایم مثل هم بودند.

به نظرت تفاوت تو و پدرت چیست؟

بابا از من خیلی باهوش‌تر بود.

تعداد بازدید از این مطلب: 341
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ازدواج تغییر جنسیتی ها جنجال به پا کرد!+عکس

ازدواج یک زن و مرد در کشور فلوریدا که هر دوی آنها عمل تغییر جنسیت انجام داده بودند حسابی جنجال به پا کرد و در اینترنت سر و صدای بسیاری به ران انداخت.عکس های این زوج را در ادامه ببینید..

 

یک زن و مرد فلوریدایی که هردو عمل تغییر جنسیت انجام داده اند به زودی با هم ازدواج خواهند کرد. آقای ” مارک کامینگز” سابقا دختری به نام ” مارتیزا” و خانم ” جسیکا او دانیل” نیز پسری به نام ” شاون” بوده اند و اکنون هویت جدیدی دارند و همین مسئله از ازدواج آنان یک سوژه خبری ساخته است

هردوی آنها به دلیل فشارهای روانی دست به خودکشی زده اند و بعد از مدتها تحمل فشار موفق شده اند تغییر جنسیت دهند. آنها در جلسات مشاوره روانشناسی با هم آشنا شده و در یک نگاه عاشق هم شدند. و بعد از مدتی نامزدی اکنون تصمیم به ازدواج دارند. مارک در این مورد میگوید: زمانیکه جسیکا را دیدم احساس کردم ما میتوانیم باهم خوشبخت باشیم و شرایط یکدیگر را به خوبی درک میکنیم. مارک در سال ۲۰۰۳ عمل تغییر جنسیت داد ، او سابقا به عنوان یک زن بدنسازی میکرد و اکنون که یک مرد است با جدیت بیشتری به کار بدنسازی میپردازد. جسیکا بعد از آشنایی با مارک عمل تغییر جنسیت انجام داد . او میگوید: ابتدا فکر میکردم تمایلات همجنسگرانه دارم و همین باعث آزار و اذیت من شده بود اما وقتی مطالعات زیادی انجام دادم فهمیدم که باید عمل تغییر جنسیت انجام دهم. اکنون از زندگی ام خیلی راضی هستم و احساس آرامش میکنم.

hamjens3 ازدواج تغییر جنسیتی ها جنجال به پا کرد!+عکس hamjens1 ازدواج تغییر جنسیتی ها جنجال به پا کرد!+عکس hamjens2 ازدواج تغییر جنسیتی ها جنجال به پا کرد!+عکس

تعداد بازدید از این مطلب: 361
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دختر بدکاره ای که یکبارگی تبدیل به مرد شد

 

دختر بدکاره ای  که یکبارگی تبدیل به مرد شد
پلیس ها با صحنه ای عجیب روبرو شدند.هنگامی که مامورین پلیس چین جهت دستگیر نمودن او اقدام نمودند دختر بی بندوبار شروع به فرار کرد.او اینقدر سریع می دوید که حتی مامورین از او عقب افتاده بودند.با تقسیم شدن مامورین پلیس اکثر راههای فرار برای دختر بسته شده بود.تنها راه فرار پیش روی او بالا رفتن از درخت بود.به گفته مامور پلیس "کوان یین سائی" دویدن دختر هیچ شباهتی به زنان نداشت.
 
اقدام عجیب فرار دختر بی بندوبار از دست پلیس (عکس)
 

او از روی فنس هایی می پرید که ما قادر به انجام ان نبودیم.مانند گربه ها از درخت بالا رفت.پس از چند ساعت صحبت کردن ما با او عاقبت راضی شد و از درخت پایین امد.از او درخواست مدرک شناسایی نمودیم.او گفت در حین فرار مدارکش را گم نموده است.هیکل و بازوهای قوی او مانند مردان بود.هنگامی که دختر روسپی فهمید که همه چیز او لو رفته است به پلیس گفت من مرد 31 ساله به نام  Luo Shihهستم. پلیس چین در گزارشی اورده است از هر 10 زنی که انها به جرم فاحشگی دستگیر می نمایند یکی از انها مرد است که لباس زنانه به تن می نماید.

تعداد بازدید از این مطلب: 397
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دختر زیبای که از سن ۴ سالگی مورد تجاوز پدرش قرار گرفته بود / تصاویر

 

 

 

این دختر تاکید میکند که پدرش از سن ۴ سالگی تا ۱۳ سالگی از او سوء استفاده جنسی کرده است و او را مورد آزار و اذیت خود قرار می داده است. او در ویدئوی منتشر شده اش که تا کنون بیش از ۲۰۰۰ بیننده داشته است بدون هیچگونه آرایشی ظاهر شده و چهره ای دردمند و خسته دارد.

http://www.funarnia.ir/wp-content/uploads/2014/01/Beautiful-girl-who-at-age-4-was-raped-by-her-father-www.funarnia.ir-1392-10-29-1.jpg

http://www.funarnia.ir/wp-content/uploads/2014/01/Beautiful-girl-who-at-age-4-was-raped-by-her-father-www.funarnia.ir-1392-10-29-2.jpg

او با چشمانی اشکبار میگوید: میخواهم در مورد مردی صحبت کنم که درحق من ظلم کرده است، دوشیزگی ام را از من گرفته و معصومیت مرا خدشه دار کرده است. او حالا باید این ویدئو را تماشا کند.او میگوید پدرش نه تنها به او تجاوز کرده است بلکه بارها او را به مرگ تهدید کرده و حتی مادرش را کشته است.

http://www.funarnia.ir/wp-content/uploads/2014/01/Beautiful-girl-who-at-age-4-was-raped-by-her-father-www.funarnia.ir-1392-10-29-3.jpg

او توضیح میدهد با اینکه سن کمی داشته بخوبی به یاد دارد که مادرش را غرق در خون دیده است و پدرش در آن لحظات به دنبال او بوده تا وی را نیز به سرنوشت مادرش دچار کند. او ادعا میکند که هنوز هم شبها این تصاویر را در کابوسهای شبانه اش میبیند.

http://www.funarnia.ir/wp-content/uploads/2014/01/Beautiful-girl-who-at-age-4-was-raped-by-her-father-www.funarnia.ir-1392-10-29-4.jpg

وی از سن ۱۳ سالگی از خانه گریخته است  و با تحمل مشکلات بسیار توانسته موفقیتهایی در زندگی شخصی اش داشته باشد. او ادامه میدهد که عاشق هنر پیشگی است چرا که از این طریق میتوان از حقایق زندگی گریخت و شخص دیگری بود.

تعداد بازدید از این مطلب: 370
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امروز یکصد و شصتمین سالگرد زادروز ونسان ون گوگ است.

ونسان ون گوگ

 

ونسان ون گوگ
VanGogh 1887 Selbstbildnis.jpg
خودنگارهٔ ون گوگ (۱۸۸۸)
زادهٔ ۳۰ مارس ۱۸۵۳
زوندِرت، برابانت شمالی، هلند
درگذشت ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰ (۳۷ سالگی)
اور، نزدیک پاریس، فرانسه
ملّیت Flag of the Netherlands.svg هلندی
حوزهٔ فعالیت نقاشی، طراحی، چاپ[۱]
جنبش پسادریافتگری
آثار برجسته سیب‌زمینی‌خورها، شب پر ستاره، گل‌های آفتابگردان، تراس کافه در شب
امضا  


وَنسان وَن گوگ یا فینسِنت ویلم فان خوخ (به هلندی: Vincent Willem van Gogh) (زاده ۳۰ مارس ۱۸۵۳ - درگذشته ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰) یک نقاش نامدار هلندی بود. هرچند او در زمان حیاتش در گمنامی به سر می‌برد و در تمام طول عمر خود تنها یک تابلو یعنی تاکستان سرخ را فروخت،[۲] اما اکنون به عنوان یکی از تاثیرگذارترین نقاشان پسادریافتگر شناخته می‌شود.

ون گوگ جوانی خود را به عنوان دلال آثار هنری و معلم گذراند. مدتی نیز در انگلستان و همچنین در میان کارگران معادن زغال سنگ شهر بوریناژ در بلژیک به عنوان مبلغ مسیحی فعالیت کرد. وی فعالیت‌های جدی خود را به عنوان طراح و نقاش از سال ۱۸۸۰ و در سن ۲۷ سالگی شروع کرد، و از آن‌جاکه در سن ۳۷ سالگی درگذشت، در واقع تمام آثارش را در ۱۰ سال پایانی عمر خویش آفرید که شامل بیش از ۹۰۰ نقاشی، بیش از ۱۱۰۰ طراحی و ۱۰ چاپ[۱] می‌باشد.

ون گوگ شیفته نقاشی از مردم طبقهٔ کارگر مانند تابلوی سیب‌زمینی‌خورها، کافه‌های شبانه مانند تراس کافه در شب، مناظر طبیعی فرانسه، گل‌های آفتابگردان، شب پر ستاره و خودنگاره بود. وی در اواخر عمر به شدت از بیماری روانی و فشار روحی رنج می‌برد و به اعتقاد اکثریت همین موضوع به خودکشی او منجر شد.

زندگی‌نامه

کودکی و جوانی (۱۸۵۳ - ۱۸۸۰)

ونسان ون گوگ در سال ۱۸۵۳ در زوندِرت[۳] در استان برابانت شمالی هلند، نزدیک مرز بلژیک به دنیا آمد. او پسر آنا کورنلیا کاربنتوس و تئودوروس ون گوگ بود. پدر و پدر بزرگش کشیش بودند و سه‌تا از عموهایش دلال آثار نقاشی. اسم پدربزرگ و عموی او نیز ونسان بود که به او «عمو کنت» می‌گفت. همچنین ونسان نام برادر بزرگ‌تر وی و فرزند اول خانواده بود که چندی پس از تولد و یک سال قبل از تولد ونسان درگذشته بود.

برادر محبوب و حامی‌اش تئودوروس ون گوگ، ملقب به تئو، چهار سال بعد از ونسان در ۱ مه ۱۸۵۷ به‌دنیا آمد. سپس خانواده ون گوگ دارای چهار فرزند دیگر شد، یک پسر به نام کور و سه دختر به نام‌های آنا، الیزابت و ویل. ونسان اغلب کودک ساکت و آرامی بود.

در سال ۱۸۶۰ وارد دبستان روستای زاندرت شد. جایی که یک کشیش کاتولیک به ۲۳۰۰ دانش‌آموز درس می‌داد.

از سال ۱۸۶۱ همراه خواهرش ویل در خانه تحت تعلیم یک معلم خصوصی بود تا این‌که در سال ۱۸۶۴ به یک مدرسه شبانه‌روزی به نام سنت پرولی[۴] در زونبرگ[۵] رفت. دوری از خانواده او را افسرده می‌کرد و این مساله را در بزرگ‌سالی نیز عنوان کرد. در سال ۱۸۶۶ به یک دبیرستان به نام ویلن کلس[۶] در تلبوری[۷] رفت و در آن‌جا تحت نظر کنستانتین هایزمن، که در پاریس به موفقیت‌هایی رسیده بود، اصول اولیه طراحی را آموخت.

در سال ۱۸۶۸ ونسان ناگهان به خانه بازگشت؛ بعدها تعریف وی از دوران نوجوانی‌اش این بود: «دوران نوجوانی من، تاریک، سرد و بی‌حاصل بود...»

ونسان در سال ۱۸۶۹ نزد عمویش ونسان در یک بنگاه خرید و فروش آثار هنری مشغول به کار شد و پس از مدتی از طرف عمویش به لندن فرستاده شد. این دوران خوبی برای ونسان بود و در بیست سالگی از پدرش بیشتر پول در می‌آورد.

در همین دوران او عاشق دختر صاحب‌خانه‌اش اگنی لویر[۸] شد ولی از وی جواب رد شنید. ونسان به‌تدریج منزوی شد و به مذهب روی آورد. پدر و عمویش او را به پاریس فرستادند. در آن‌جا بود که ونسان از این‌که با هنر مانند یک کالای مصرفی برخورد می‌کرد پشیمان شد و این روحیه را به مشتریان نیز منتقل می‌کرد تا این‌که در ۱۸۷۶ از کار اخراج شد.

اعتقاد مذهبی او به تدریج شدیدتر شد تا آن‌جا که به انگلستان بازگشت و در یک مدرسه به صورت داوطلبانه و بدون دستمزد به تدریس مشغول شد. او تصور می‌کرد در مسیر درست زندگی قرار گرفته‌است. این مدرسه در بندر رمسگیت[۹] قرار داشت و این فرصتی بود تا ونسان چند طرحی از مناظر آن‌جا بکشد.

مدتی بعد جای مدرسه عوض شد و ونسان هم به خانه بازگشت و شش ماه را در یک کتاب‌فروشی به کار مشغول بود، ولی این کار وی را راضی نمی‌کرد و وی بیشتر وقت خود را در اتاق پشت مغازه به طراحی و ترجمه انجیل به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی می‌گذراند.

در این دوران به گواهی هم اتاقی‌اش گورلیتز[۱۰] که معلمی جوان بود به شدت صرفه‌جو بود و از مصرف گوشت پرهیز می‌کرد.

در سال ۱۸۷۷ وی تصمیم داشت روحانی شود و تحصیلات الهیات را در دانشگاه ادامه دهد. بنابراین خانواده‌اش او را به آمستردام و نزد دیگر عمویش جان[۱۱] که یک فرمانده نیروی دریایی بود فرستادند. ولی وی موفق به تحصیل در الهیات نشد و آن‌جا را ترک کرد.

ون گوگ جوانی خود را به عنوان دلال آثار هنری، معلم و واعظ مذهبی گذراند. او در این دوران باورهای دینی عمیقی داشت و مدتی در انگلستان و نیز در میان کارگران معادن زغال سنگ شهر بوریناژ واقع در بلژیک به عنوان مبلغ دین مسیحی فعالیت کرد.

زندگی هنری (۱۸۸۰ - ۱۸۹۰)

سیب‌زمینی‌خورها، رنگ روغن، ۱۸۸۵

ونسان ون گوگ فعالیت هنری خود را به عنوان طراح و نقاش از سال ۱۸۸۰ و در سن ۲۷ سالگی شروع کرد. وی پس از مواجهه با آثار ژان فرانسوا میله عمیقاً تحت تاثیر نقاشی‌های او و پیام اجتماعی آن‌ها قرار گرفت و در همین زمان بود که طراحی را به‌صورت جدی و حرفه‌ای شروع کرد. او از آنجاکه در سن ۳۷ سالگی درگذشت، در واقع تمام آثارش را در ۱۰ سال آخر عمر خویش آفرید که شامل بیش از ۹۰۰ نقاشی، بیش از ۱۱۰۰ طراحی و ۱۰ چاپ[۱] می‌باشد. برخی از مشهورترین آن‌ها در ۲ سال پایانی عمرش کشیده شده‌اند.

ون گوگ در ابتدا تحت تاثیر نقاشی‌های هلندی از رنگ‌های تیره و محزون استفاده می‌کرد تا این‌که برادر جوان‌ترش تئو که به خرید و فروش تابلوهای نقاشی اشتغال داشت بعدها باعث آشنایی او با نقاشان دریافتگر شد.[۱۲] آشنایی وی با جنبش‌های دریافتگری و نودریافتگری در پاریس پیشرفت هنری او را سرعت بخشید.

ون گوگ شیفته نقاشی از کافه‌های شبانه، مردم طبقهٔ کارگر، مناظر طبیعی فرانسه و گل‌های آفتاب‌گردان بود. مجموعهٔ گل‌های آفتابگردان او که تعدادی از آن‌ها از معروف‌ترین نقاشی‌هایش نیز محسوب می‌شوند شامل ۱۱ اثر می‌باشد. خودنگاره‌ها و شب‌های پرستارهٔ وی از دیگر نقاشی‌های برجستهٔ او محسوب می‌شوند.

ماجرای بریده شدن گوش ونگوک

درباره اصل ماجرا تردیدی وجود ندارد و خود نقاش هم در یک "خودنگاره" تصویر آن را کشیده است. ون گوگ تا روز ۲۳ دسامبر دو گوش درسته داشت، اما روز بعد که او را در بستر غرق خون یافتند، جای گوش چپ او خالی بود و به یاد نمی‌آورد چه بلایی به سرش آمده است. درباره چگونگی ماجرا حرف و حدیث زیاد است و دو روایت بر سر زبانها است:

اول: ون گوگ، که در اوایل سال ۱۸۸۸ به توصیه برادر کوچک و مهربانش تئو به شهر آرل در جنوب فرانسه کوچ کرده بود، چند ماه بعد به ناراحتی روحی و افسردگی شدید دچار شد؛ او در کابوس‌های وحشتناک و هذیان‌آلود دست و پا می‌زد و به عوالم جنون نزدیک می‌شد. هنرمند رنجور و حساس که از مدتی پیش در گوش چپ خود صداهایی تحمل‌ناپذیر می‌شنید، تصمیم گرفت با اقدامی قطعی خود را از شر گوش راحت کند.

دوم: روایت دیگر این است که ون گوگ به یک روسپی به نام راشل دل بسته بود و چون مال و منالی نداشت به او بدهد، به دلبر خود قول داده بود که به او یک "هدیه گرانبها" تقدیم کند، و این البته گوش خودش بود. برای این روایت گواه واقعی وجود دارد، زیرا راشل واقعا گوش بریده را دریافت کرد.[۱۳]

مرگ (۱۸۹۰)

پرترهٔ دکتر گاشه، ونسان این اثر را در آخرین سال زندگی خود خلق کرد، ۱۸۹۰

ون گوگ در آخرین سال زندگی خود یعنی ۱۸۹۰ به دکتر گاشه روانشناسی که پیسارو به او معرفی کرده بود، مراجعه کرد. اولین برداشت ون گوگ از گاشه که چهره‌اش را نیز کشیده‌است،[۱۴] این بود که دکتر از خود او بیمارتر است.

روز به روز فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیق‌تر می‌شد با این حال او تنها در ۲ ماه پایانی عمرش ۹۰ نقاشی برجای گذاشت. ونسان ون گوگ در ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی در شهر "اور سور اواز" در فرانسه در اثر شلیک گلوله به شکمش زخمی شد و روز بعد در مهمان‌سرای رَوو درگذشت. ونسان آخرین احساسش را به برادر خود، که قبل از مرگش بر بالین وی آمده بود، این‌گونه بیان کرد: «غم برای همیشه باقی خواهد ماند». شش ماه بعد تئو نیز درگذشت.

مقبره ونسان ون گوگ و برادرش تئو

بر اساس تصور عامه مردم وی خودکشی کرده‌است ولی بر اساس تحقیقات صورت گرفته، مرگ وی در اثر شلیک گلوله از یک تفنگ معیوب توسط دو نوجوان مست صورت گرفته است و وی بعدا تصمیم گرفت که برای حفاظت از آنها، مسئولیت واقعه را بر عهده بگیرد. محققان معتقدند که گلوله با زاویه به قسمت فوقانی شکم ون گوگ اصابت کرده و نه بطور مستقیم. در حالی که در صورت خودکشی انتظار می‌رود گلوله به طور مستقیم به فرد اصابت کند.

محققان بر اساس شواهد و نامه‌های بدست‌آمده معتقدند که ون‌گوگ نیت خودکشی نداشته اما زمانی که با مرگ و یا خطر آن مواجه شد، خود را تسلیم مرگ کرده‌است.[۱۵] وی تنها یک دهه آخر عمر خود را به صورت حرفه‌ای مشغول نقاشی بود و اکثر تابلوهایی که باعث شهرت او شده‌اند در طول سه سال آخر عمرش یعنی سال‌هایی که مدام گرفتار حمله‌های عصبی و افسردگی بود، کشیده شده‌اند. امروز بسیاری از مردم بعضی از این تابلوها را می‌شناسند؛ شب پر ستاره، گل‌های آفتابگردان، تراس کافه در شب، درختان سرو و بعضی از نگاره‌ها و خودنگاره‌هایش به صورت تصاویر چاپی، شهرت جهانی دارند و در بسیاری از اتاق‌های سادهٔ مردم عادی نیز دیده می‌شوند و این همان چیزی است که ون گوگ می‌خواست. او دوست داشت تابلوهایش تاثیر مستقیم و قوی اوکی‌یوئه‌های ژاپنی را داشته باشند که بسیار تحسینشان می‌کرد. آرزو داشت هنر صاف و ساده‌ای بیافریند که نه تنها هنرشناسان متمول را خوش بیاید، بلکه مایهٔ شعف و تسلای خاطر همه انسان‌ها باشد.[۱۶] گفته می‌شود که «گندم‌زار با کلاغ‌ها» آخرین اثر ون گوگ است لیکن پیرامون این مطلب، میان پژوهشگران هنر اختلاف نظر وجود دارد.

تئودوروس ون گوگ

چهره تئو ون گوگ، ۱۸۸۷. پیش از این تصور می‌شد این یک خودنگاره از ونسان باشد ولی تحقیقاتی در سال ۲۰۱۱ نشان داده‌است که این چهره تئو است.[۱۷]
نوشتار اصلی: تئودوروس ون گوگ

برادر محبوب و حامی‌اش تئودوروس ون گوگ ملقب به تئو چهار سال بعد از ونسان در ۱ مه ۱۸۵۷ به‌دنیا آمد. وی به فروش تابلوهای نقاشی اشتغال داشت و باعث آشنایی ونسان با نقاشان امپرسیونیست شد. تئو حتی زمانی که خود دستش تنگ بود مخارج ونسان را می‌پرداخت و در ازای آن ونسان تابلوهایش را برای او می‌فرستاد. او مخارج سفر ونسان به ارل در جنوب فرانسه و اقامتش در آن شهر را از درآمد خود پرداخت. ونسان امیدوار بود بتواند چند سال در آن‌جا با خیال آسوده کار کند تا سرانجام روزی با فروش تابلوهایش زحمات برادرش را جبران کند، البته این آرزوی ونسان هیچ‌گاه برآورده نشد.

تئودوروس همیشه با ونسان رابطهٔ بسیار صمیمی‌ای داشت و نامه‌های بسیاری به یکدیگر می‌نوشتند. تئو در واقع تنها فردی بود که در زمان حیات ونسان او و نقاشی‌هایش را عمیقاً درک می‌کرد. او همچنین تنها کسی بود که هنگام مرگ ونسان در کنارش بود و هر کاری که از دستش برمی‌آمد برای نجات زندگی او انجام داد. تئو شش ماه پس از مرگ ونسان، در سن ۳۳ سالگی درگذشت.

نامه‌های ونسان به تئو

ونسان در انزوای خود خواسته‌اش در آرل همه اندیشه‌ها و امیدهایش را در نامه‌هایی به تئو، که به صورت خاطره‌نگاری‌های روزانه درآمده بود می‌نوشت. در این نامه‌ها رسالتی که نقاش در خود احساس می‌کرده، تلاش‌ها و کام‌یابی‌ها، تنهایی غم‌بار و آرزوی داشتن هم‌صحبتی همدل به خوبی آشکار است.

در یکی از نامه‌هایش به تئو می‌نویسد: «ایده تازه‌ای در سرم بود و این پیش‌طرحی از آن است. این بار موضوع تابلو همان اتاق خواب خودم است، اتاقی که در آن فقط رنگ است که اهمیت دارد؛ و ضمن آن که با سادگی و یک‌دستی خود شکوهی به اشیا داده‌است، نشان می‌دهد که این اتاق چیزی جز محل خواب و استراحت نیست. خلاصه بگویم، نگاه کردن به این تابلو باید موجب استراحت فکر و بیش از آن آسودگی خیال شود.»[۱۸]

آثار

  • رنگ روغن: ۸۶۰ عدد[۱۹]
  • آب‌رنگ: ۱۵۰ عدد
  • طراحی: ۱۰۳۹ عدد
  • پیش‌طرح ضمیمه نامه: ۱۳۳ عدد
  • چاپ: ۱۰ عدد (شامل ۹ چاپ سنگی و ۱ چاپ فلزی)[۱]
  • نامه‌ها: ۸۷۴ عدد

آثار درباره ون گوگ

کتاب‌ها و فیلم‌های داستانی و مستند زیادی درباره ون‌گوگ و آثارش نوشته و ساخته شده است. از جمله: کتاب شور زندگی و فیلمی اقتباسی با همین نام (Lust For Life (۱۹۵۶ ساخته وینسنت مینلی Vincente Minnelli، با بازی کرک داگلاس و آنتونی کویین.[۲۰]

نگارخانه

جستارهای وابسته

پانویس

  1. چاپ‌های ونسان ون گوگ، وب‌گاه vggallery.com‏.
  2. وب‌گاه vangoghgallery.com
  3. Zundert
  4. Jan Provily
  5. Zevenbergen
  6. Willen ll collese
  7. Tilbury
  8. Eugénie Loyer
  9. Ramsgate
  10. Gorlitz
  11. jan van Gogh
  12. ارنست هانس گامبریچ(۱۳۸۵)، ص ۵۳۲
  13. چه بلایی بر سر گوش ون گوگ آمد؟، .‏
  14. چهره دکتر گاشه: مرد همراه پیپ، vggallery.com.‏
  15. http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/10/111017_l34_vangogh_biograpghy_suicide.shtml
  16. ارنست هانس گامبریچ(۱۳۸۵)، ص ۵۳۴
  17. چهره تئو ون گوگ، وب‌گاه موزه ون گوگ.
  18. ارنست هانس گامبریچ(۱۳۸۵)، ص ۵۳۶
  19. نگارخانه ونسان ون گوگ، وب‌گاه vggallery.com‏.
  20. IMDb Search

منابع


   
تعداد بازدید از این مطلب: 391
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


فیلم: جایگزینی تکنولوژی با عشق طبیعی را تماشا کنید

 

در گیر و دار اتفاقات ناخوشایند زندگی تئودور، وی با یک برنامه کامپیوتری بسیار هوشمند به نام سامانتا (با صدای اسکارلت یوهانسون) مواجه می شود. برنامه‌ای که بسیار باهوش و جذاب است تئودور نیز رفته رفته به او عادت میکند. اما جذابیت سامانتا برای تئودور به حدی است که وی تصمیم میگیرد به جای تجربه کردن یک عشق حقیقی، به سامانتا عشق بورزد و...
کد خبر: ۳۸۹۳۹۲
تاریخ انتشار: ۰۹ فروردين ۱۳۹۳ - ۲۳:۳۴ - 29 March 2014
یکی از مهم‌ترین فیلم‌های سال 2013 که منتقدان و تماشاچیان را همزمان با خود همراه ساخت، درباره دنیای جدید و مواجهه انسانی با پدیده‌های جدید، آن هم در دورانی است که فاصله انسان‌ها از هم، بیش از هر دوران دیگری شده است؛ فیلمی که ثابت می‌کند همچنان می‌توان در پی سینمای قصه‌گو بود و آثاری با روایت‌های غیرتکراری را به تماشا نشست و در انتها از شگفتی نهفته در یک اثر سینمایی مبهوت شد.

به گزارش «تابناک»، اسپایک جونز کارگردان میانسال و کاربلد سینمای آمریکا بسیار گزیده پسند است و به همین دلیل در سال‌های اخیر آثار محدودی تولید کرده که اکثر آنها با موفقیت‌هایی همراه بوده اما آخرین فیلمی که نام او در مقام کارگردانش به ثبت رسیده، منحصر به فردترین ساخته‌اش به حساب می‌آید و احتمالاً جزو آثاری است که در سال‌های متمادی و شاید چند دهه درباره‌اش گفتارهایی در میان باشد، چرا که درباره مضمونی است که داستان امروز جامعه بشری است و هرچه تکنولوژی و ارتباطات آنلاین توسعه بیشتری بیابد، بیش از پیش اهمیت می‌یابد.

«او (دختر) / Her» که در سال 2013 رونمایی شد و جزو بخت‌های اصلی دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم 2014 بود، در زمان آینده در شهر لس آنجلس اتفاق می افتد. تئودور « خواکین فونیکس » مرد میانسالی است که شغلش نوشتن نامه های عاشقانه از طرف افراد متقاضی به نامزدشان است. تئودور نامه های عاشقانه را به خوبی نگارش میکند؛ گویی که عاشق ترین فرد روی زمین است. اما وی در زندگی شخصی خودش چندان موفق نیست. رابطه اش با کاترین (رونی مارا) به شکست انجامیده و تئودور از نظر وضعیت روحی در شرایط خوبی به سر نمی برد.

در گیر و دار اتفاقات ناخوشایند زندگی تئودور، وی با یک برنامه کامپیوتری بسیار هوشمند به نام سامانتا (با صدای اسکارلت یوهانسون) مواجه می شود. برنامه‌ای که بسیار باهوش و جذاب است تئودور نیز رفته رفته به او عادت میکند. اما جذابیت سامانتا برای تئودور به حدی است که وی تصمیم میگیرد به جای تجربه کردن یک عشق حقیقی، به سامانتا عشق بورزد و...

«او» برخلاف تصویر رایجی که از زمان آینده در هالیوود ترسیم می شود، چندان رغبتی به فاجعه بار نشان داده این دوره ندارد. در آینده ای که اسپایک جونز در «او» ترسیم کرده، بسیاری از بیماری ها درمان پذیر شده اند، مشکلات سیاسی حل شده و معیشت مردم نیز در وضعیت خوبی به سر می برد. جونز با به تصویر کشیدن این دنیای ایده آل و فوق العاده قصد داشته از مزیت های تکنولوژی در آینده پرده بردارد و بگوید که تکنولوژی آنچنان هم که عام و خاص نگرانش هستند، پدیده مشکل زایی نیست.

اما در این دنیای شاد و جذاب، مشکل تنهایی انسان ها کماکان حل نشده باقی مانده و تئودور یکی از همین افراد هست که فیلم تمرکز خود را بر او و نحوه زندگی اش قرار داده است. تئودور فرد درونگرایی است که با وجود توانا بودن در نگارش نامه های عاشقانه از جانب دیگران برای نامزدشان، خود در زندگی با مشکلات متعددی در رابطه اش با کاترین مواجه است و نتیجه اش جدایی این دو بوده. جونز پس از برهم خوردن رابطه، تئودور را در وضعیت روحی بدی متصور می شود اما خیلی سریع به واسطه تکنولوژی هوشمندی به نام «سامانتا» به کمک تئودور می آید.

سیستم عامل هوشمند سامانتا دقیقاً همانی است که تئودور در زندگی اش کم داشته. سیستم عاملی بسیار باهوش و خوش صحبت که در مورد همه مسائل اطلاعات دارد و تنها مشکل اش عدم درک عشق و عواطف انسانی است و اغلب سوالاتی هم که از تئودور می پرسد در همین موارد خلاصه می شود. دیالوگ هایی که مابین تئودور و سامانتا در جریان فیلم شنیده می شود، به جزئیات ریز زندگی یک انسان اشاره دارد. اشاره هایی به تنهایی و عدم درک متقابل دو انسان از یکدیگر که تئودور قصد توضیح دادن آن به سامانتا را دارد و سامانتا نیز هربار با شنیدن آن ، پیشرفته تر شده و خود را برای سرویس دادن هرچه بهتر به تئودور آماده می کند.

دیالوگ هایی که میان تئودور و سامانتا در فیلم «او» رد و بدل می شود، فوق العاده جذاب و شنیدنی است. جونز با تسلط و هوشمندی تمام، موفق شده تنهایی یک انسان را نه با تاکید بر تصاویری که اغلب در آنها موسیقی شنیده می شود، بلکه با دیالوگ های شنیدنی میان یک انسان و سیستم عامل بر زبان بیاورد.

شوخی های تئودور با سامانتا بیشتر از آنکه یک شوخی رایج میان انسان و تست کردن تکنولوژی هوشمند مقابلش باشد، ریشه در تنهایی تئودور و نیاز به صحبت کردن و ارتباط برقرار کردن با یک جنس مخالف دارد. وقتی که سامانتا درباره عشق از تئودور سوال میکند، تئودور در ابتدا به واسطه اینکه طرف مقابل صحبتش یک سیستم عامل هست، از ارائه توضیح دقیق خودداری میکند اما به مرور که سامانتا مفهوم عشق را درک میکند و بیشتر وارد ذهن تئودور میشود، تئودور هم تصمیم می گیرد تا سامانتا را وارد خلوت و تنهایی خود کند و رابطه اش با سامانتا را گسترش دهد.


دانلود

تعداد بازدید از این مطلب: 327
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0




تعداد صفحات : 29


 
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد