close
تبلیغات در اینترنت
|سایت تفریحی|دانلود اهنگ جدید|دانلود فیلم جدید|اخبار جدید|
 
مطالب پر بازدید
 
مطالب تصادفی
معرفی بهترین سایت هاست رایگان ایران

استفاده كنندگان از اين هاست ملزم به رعايت قوانين كپي رايت و قوانين جمهوري اسلامي ايران هستند

براي استفاده از لينك زير ثبت نام كنين

اول قوانين و مقررات رو بخونين بعد برين صفحه اول و ثبت نام كنين


http://hostraygan.com/l

آخرین ارسال های انجمن
ازدواج تغییر جنسیتی ها جنجال به پا کرد!+عکس

ازدواج یک زن و مرد در کشور فلوریدا که هر دوی آنها عمل تغییر جنسیت انجام داده بودند حسابی جنجال به پا کرد و در اینترنت سر و صدای بسیاری به ران انداخت.عکس های این زوج را در ادامه ببینید..

 

یک زن و مرد فلوریدایی که هردو عمل تغییر جنسیت انجام داده اند به زودی با هم ازدواج خواهند کرد. آقای ” مارک کامینگز” سابقا دختری به نام ” مارتیزا” و خانم ” جسیکا او دانیل” نیز پسری به نام ” شاون” بوده اند و اکنون هویت جدیدی دارند و همین مسئله از ازدواج آنان یک سوژه خبری ساخته است

هردوی آنها به دلیل فشارهای روانی دست به خودکشی زده اند و بعد از مدتها تحمل فشار موفق شده اند تغییر جنسیت دهند. آنها در جلسات مشاوره روانشناسی با هم آشنا شده و در یک نگاه عاشق هم شدند. و بعد از مدتی نامزدی اکنون تصمیم به ازدواج دارند. مارک در این مورد میگوید: زمانیکه جسیکا را دیدم احساس کردم ما میتوانیم باهم خوشبخت باشیم و شرایط یکدیگر را به خوبی درک میکنیم. مارک در سال ۲۰۰۳ عمل تغییر جنسیت داد ، او سابقا به عنوان یک زن بدنسازی میکرد و اکنون که یک مرد است با جدیت بیشتری به کار بدنسازی میپردازد. جسیکا بعد از آشنایی با مارک عمل تغییر جنسیت انجام داد . او میگوید: ابتدا فکر میکردم تمایلات همجنسگرانه دارم و همین باعث آزار و اذیت من شده بود اما وقتی مطالعات زیادی انجام دادم فهمیدم که باید عمل تغییر جنسیت انجام دهم. اکنون از زندگی ام خیلی راضی هستم و احساس آرامش میکنم.

hamjens3 ازدواج تغییر جنسیتی ها جنجال به پا کرد!+عکس hamjens1 ازدواج تغییر جنسیتی ها جنجال به پا کرد!+عکس hamjens2 ازدواج تغییر جنسیتی ها جنجال به پا کرد!+عکس

تعداد بازدید از این مطلب: 421
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دختر بدکاره ای که یکبارگی تبدیل به مرد شد

 

دختر بدکاره ای  که یکبارگی تبدیل به مرد شد
پلیس ها با صحنه ای عجیب روبرو شدند.هنگامی که مامورین پلیس چین جهت دستگیر نمودن او اقدام نمودند دختر بی بندوبار شروع به فرار کرد.او اینقدر سریع می دوید که حتی مامورین از او عقب افتاده بودند.با تقسیم شدن مامورین پلیس اکثر راههای فرار برای دختر بسته شده بود.تنها راه فرار پیش روی او بالا رفتن از درخت بود.به گفته مامور پلیس "کوان یین سائی" دویدن دختر هیچ شباهتی به زنان نداشت.
 
اقدام عجیب فرار دختر بی بندوبار از دست پلیس (عکس)
 

او از روی فنس هایی می پرید که ما قادر به انجام ان نبودیم.مانند گربه ها از درخت بالا رفت.پس از چند ساعت صحبت کردن ما با او عاقبت راضی شد و از درخت پایین امد.از او درخواست مدرک شناسایی نمودیم.او گفت در حین فرار مدارکش را گم نموده است.هیکل و بازوهای قوی او مانند مردان بود.هنگامی که دختر روسپی فهمید که همه چیز او لو رفته است به پلیس گفت من مرد 31 ساله به نام  Luo Shihهستم. پلیس چین در گزارشی اورده است از هر 10 زنی که انها به جرم فاحشگی دستگیر می نمایند یکی از انها مرد است که لباس زنانه به تن می نماید.

تعداد بازدید از این مطلب: 439
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


دختر زیبای که از سن ۴ سالگی مورد تجاوز پدرش قرار گرفته بود / تصاویر

 

 

 

این دختر تاکید میکند که پدرش از سن ۴ سالگی تا ۱۳ سالگی از او سوء استفاده جنسی کرده است و او را مورد آزار و اذیت خود قرار می داده است. او در ویدئوی منتشر شده اش که تا کنون بیش از ۲۰۰۰ بیننده داشته است بدون هیچگونه آرایشی ظاهر شده و چهره ای دردمند و خسته دارد.

http://www.funarnia.ir/wp-content/uploads/2014/01/Beautiful-girl-who-at-age-4-was-raped-by-her-father-www.funarnia.ir-1392-10-29-1.jpg

http://www.funarnia.ir/wp-content/uploads/2014/01/Beautiful-girl-who-at-age-4-was-raped-by-her-father-www.funarnia.ir-1392-10-29-2.jpg

او با چشمانی اشکبار میگوید: میخواهم در مورد مردی صحبت کنم که درحق من ظلم کرده است، دوشیزگی ام را از من گرفته و معصومیت مرا خدشه دار کرده است. او حالا باید این ویدئو را تماشا کند.او میگوید پدرش نه تنها به او تجاوز کرده است بلکه بارها او را به مرگ تهدید کرده و حتی مادرش را کشته است.

http://www.funarnia.ir/wp-content/uploads/2014/01/Beautiful-girl-who-at-age-4-was-raped-by-her-father-www.funarnia.ir-1392-10-29-3.jpg

او توضیح میدهد با اینکه سن کمی داشته بخوبی به یاد دارد که مادرش را غرق در خون دیده است و پدرش در آن لحظات به دنبال او بوده تا وی را نیز به سرنوشت مادرش دچار کند. او ادعا میکند که هنوز هم شبها این تصاویر را در کابوسهای شبانه اش میبیند.

http://www.funarnia.ir/wp-content/uploads/2014/01/Beautiful-girl-who-at-age-4-was-raped-by-her-father-www.funarnia.ir-1392-10-29-4.jpg

وی از سن ۱۳ سالگی از خانه گریخته است  و با تحمل مشکلات بسیار توانسته موفقیتهایی در زندگی شخصی اش داشته باشد. او ادامه میدهد که عاشق هنر پیشگی است چرا که از این طریق میتوان از حقایق زندگی گریخت و شخص دیگری بود.

تعداد بازدید از این مطلب: 395
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


امروز یکصد و شصتمین سالگرد زادروز ونسان ون گوگ است.

ونسان ون گوگ

 

ونسان ون گوگ
VanGogh 1887 Selbstbildnis.jpg
خودنگارهٔ ون گوگ (۱۸۸۸)
زادهٔ ۳۰ مارس ۱۸۵۳
زوندِرت، برابانت شمالی، هلند
درگذشت ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰ (۳۷ سالگی)
اور، نزدیک پاریس، فرانسه
ملّیت Flag of the Netherlands.svg هلندی
حوزهٔ فعالیت نقاشی، طراحی، چاپ[۱]
جنبش پسادریافتگری
آثار برجسته سیب‌زمینی‌خورها، شب پر ستاره، گل‌های آفتابگردان، تراس کافه در شب
امضا  


وَنسان وَن گوگ یا فینسِنت ویلم فان خوخ (به هلندی: Vincent Willem van Gogh) (زاده ۳۰ مارس ۱۸۵۳ - درگذشته ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰) یک نقاش نامدار هلندی بود. هرچند او در زمان حیاتش در گمنامی به سر می‌برد و در تمام طول عمر خود تنها یک تابلو یعنی تاکستان سرخ را فروخت،[۲] اما اکنون به عنوان یکی از تاثیرگذارترین نقاشان پسادریافتگر شناخته می‌شود.

ون گوگ جوانی خود را به عنوان دلال آثار هنری و معلم گذراند. مدتی نیز در انگلستان و همچنین در میان کارگران معادن زغال سنگ شهر بوریناژ در بلژیک به عنوان مبلغ مسیحی فعالیت کرد. وی فعالیت‌های جدی خود را به عنوان طراح و نقاش از سال ۱۸۸۰ و در سن ۲۷ سالگی شروع کرد، و از آن‌جاکه در سن ۳۷ سالگی درگذشت، در واقع تمام آثارش را در ۱۰ سال پایانی عمر خویش آفرید که شامل بیش از ۹۰۰ نقاشی، بیش از ۱۱۰۰ طراحی و ۱۰ چاپ[۱] می‌باشد.

ون گوگ شیفته نقاشی از مردم طبقهٔ کارگر مانند تابلوی سیب‌زمینی‌خورها، کافه‌های شبانه مانند تراس کافه در شب، مناظر طبیعی فرانسه، گل‌های آفتابگردان، شب پر ستاره و خودنگاره بود. وی در اواخر عمر به شدت از بیماری روانی و فشار روحی رنج می‌برد و به اعتقاد اکثریت همین موضوع به خودکشی او منجر شد.

زندگی‌نامه

کودکی و جوانی (۱۸۵۳ - ۱۸۸۰)

ونسان ون گوگ در سال ۱۸۵۳ در زوندِرت[۳] در استان برابانت شمالی هلند، نزدیک مرز بلژیک به دنیا آمد. او پسر آنا کورنلیا کاربنتوس و تئودوروس ون گوگ بود. پدر و پدر بزرگش کشیش بودند و سه‌تا از عموهایش دلال آثار نقاشی. اسم پدربزرگ و عموی او نیز ونسان بود که به او «عمو کنت» می‌گفت. همچنین ونسان نام برادر بزرگ‌تر وی و فرزند اول خانواده بود که چندی پس از تولد و یک سال قبل از تولد ونسان درگذشته بود.

برادر محبوب و حامی‌اش تئودوروس ون گوگ، ملقب به تئو، چهار سال بعد از ونسان در ۱ مه ۱۸۵۷ به‌دنیا آمد. سپس خانواده ون گوگ دارای چهار فرزند دیگر شد، یک پسر به نام کور و سه دختر به نام‌های آنا، الیزابت و ویل. ونسان اغلب کودک ساکت و آرامی بود.

در سال ۱۸۶۰ وارد دبستان روستای زاندرت شد. جایی که یک کشیش کاتولیک به ۲۳۰۰ دانش‌آموز درس می‌داد.

از سال ۱۸۶۱ همراه خواهرش ویل در خانه تحت تعلیم یک معلم خصوصی بود تا این‌که در سال ۱۸۶۴ به یک مدرسه شبانه‌روزی به نام سنت پرولی[۴] در زونبرگ[۵] رفت. دوری از خانواده او را افسرده می‌کرد و این مساله را در بزرگ‌سالی نیز عنوان کرد. در سال ۱۸۶۶ به یک دبیرستان به نام ویلن کلس[۶] در تلبوری[۷] رفت و در آن‌جا تحت نظر کنستانتین هایزمن، که در پاریس به موفقیت‌هایی رسیده بود، اصول اولیه طراحی را آموخت.

در سال ۱۸۶۸ ونسان ناگهان به خانه بازگشت؛ بعدها تعریف وی از دوران نوجوانی‌اش این بود: «دوران نوجوانی من، تاریک، سرد و بی‌حاصل بود...»

ونسان در سال ۱۸۶۹ نزد عمویش ونسان در یک بنگاه خرید و فروش آثار هنری مشغول به کار شد و پس از مدتی از طرف عمویش به لندن فرستاده شد. این دوران خوبی برای ونسان بود و در بیست سالگی از پدرش بیشتر پول در می‌آورد.

در همین دوران او عاشق دختر صاحب‌خانه‌اش اگنی لویر[۸] شد ولی از وی جواب رد شنید. ونسان به‌تدریج منزوی شد و به مذهب روی آورد. پدر و عمویش او را به پاریس فرستادند. در آن‌جا بود که ونسان از این‌که با هنر مانند یک کالای مصرفی برخورد می‌کرد پشیمان شد و این روحیه را به مشتریان نیز منتقل می‌کرد تا این‌که در ۱۸۷۶ از کار اخراج شد.

اعتقاد مذهبی او به تدریج شدیدتر شد تا آن‌جا که به انگلستان بازگشت و در یک مدرسه به صورت داوطلبانه و بدون دستمزد به تدریس مشغول شد. او تصور می‌کرد در مسیر درست زندگی قرار گرفته‌است. این مدرسه در بندر رمسگیت[۹] قرار داشت و این فرصتی بود تا ونسان چند طرحی از مناظر آن‌جا بکشد.

مدتی بعد جای مدرسه عوض شد و ونسان هم به خانه بازگشت و شش ماه را در یک کتاب‌فروشی به کار مشغول بود، ولی این کار وی را راضی نمی‌کرد و وی بیشتر وقت خود را در اتاق پشت مغازه به طراحی و ترجمه انجیل به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی و آلمانی می‌گذراند.

در این دوران به گواهی هم اتاقی‌اش گورلیتز[۱۰] که معلمی جوان بود به شدت صرفه‌جو بود و از مصرف گوشت پرهیز می‌کرد.

در سال ۱۸۷۷ وی تصمیم داشت روحانی شود و تحصیلات الهیات را در دانشگاه ادامه دهد. بنابراین خانواده‌اش او را به آمستردام و نزد دیگر عمویش جان[۱۱] که یک فرمانده نیروی دریایی بود فرستادند. ولی وی موفق به تحصیل در الهیات نشد و آن‌جا را ترک کرد.

ون گوگ جوانی خود را به عنوان دلال آثار هنری، معلم و واعظ مذهبی گذراند. او در این دوران باورهای دینی عمیقی داشت و مدتی در انگلستان و نیز در میان کارگران معادن زغال سنگ شهر بوریناژ واقع در بلژیک به عنوان مبلغ دین مسیحی فعالیت کرد.

زندگی هنری (۱۸۸۰ - ۱۸۹۰)

سیب‌زمینی‌خورها، رنگ روغن، ۱۸۸۵

ونسان ون گوگ فعالیت هنری خود را به عنوان طراح و نقاش از سال ۱۸۸۰ و در سن ۲۷ سالگی شروع کرد. وی پس از مواجهه با آثار ژان فرانسوا میله عمیقاً تحت تاثیر نقاشی‌های او و پیام اجتماعی آن‌ها قرار گرفت و در همین زمان بود که طراحی را به‌صورت جدی و حرفه‌ای شروع کرد. او از آنجاکه در سن ۳۷ سالگی درگذشت، در واقع تمام آثارش را در ۱۰ سال آخر عمر خویش آفرید که شامل بیش از ۹۰۰ نقاشی، بیش از ۱۱۰۰ طراحی و ۱۰ چاپ[۱] می‌باشد. برخی از مشهورترین آن‌ها در ۲ سال پایانی عمرش کشیده شده‌اند.

ون گوگ در ابتدا تحت تاثیر نقاشی‌های هلندی از رنگ‌های تیره و محزون استفاده می‌کرد تا این‌که برادر جوان‌ترش تئو که به خرید و فروش تابلوهای نقاشی اشتغال داشت بعدها باعث آشنایی او با نقاشان دریافتگر شد.[۱۲] آشنایی وی با جنبش‌های دریافتگری و نودریافتگری در پاریس پیشرفت هنری او را سرعت بخشید.

ون گوگ شیفته نقاشی از کافه‌های شبانه، مردم طبقهٔ کارگر، مناظر طبیعی فرانسه و گل‌های آفتاب‌گردان بود. مجموعهٔ گل‌های آفتابگردان او که تعدادی از آن‌ها از معروف‌ترین نقاشی‌هایش نیز محسوب می‌شوند شامل ۱۱ اثر می‌باشد. خودنگاره‌ها و شب‌های پرستارهٔ وی از دیگر نقاشی‌های برجستهٔ او محسوب می‌شوند.

ماجرای بریده شدن گوش ونگوک

درباره اصل ماجرا تردیدی وجود ندارد و خود نقاش هم در یک "خودنگاره" تصویر آن را کشیده است. ون گوگ تا روز ۲۳ دسامبر دو گوش درسته داشت، اما روز بعد که او را در بستر غرق خون یافتند، جای گوش چپ او خالی بود و به یاد نمی‌آورد چه بلایی به سرش آمده است. درباره چگونگی ماجرا حرف و حدیث زیاد است و دو روایت بر سر زبانها است:

اول: ون گوگ، که در اوایل سال ۱۸۸۸ به توصیه برادر کوچک و مهربانش تئو به شهر آرل در جنوب فرانسه کوچ کرده بود، چند ماه بعد به ناراحتی روحی و افسردگی شدید دچار شد؛ او در کابوس‌های وحشتناک و هذیان‌آلود دست و پا می‌زد و به عوالم جنون نزدیک می‌شد. هنرمند رنجور و حساس که از مدتی پیش در گوش چپ خود صداهایی تحمل‌ناپذیر می‌شنید، تصمیم گرفت با اقدامی قطعی خود را از شر گوش راحت کند.

دوم: روایت دیگر این است که ون گوگ به یک روسپی به نام راشل دل بسته بود و چون مال و منالی نداشت به او بدهد، به دلبر خود قول داده بود که به او یک "هدیه گرانبها" تقدیم کند، و این البته گوش خودش بود. برای این روایت گواه واقعی وجود دارد، زیرا راشل واقعا گوش بریده را دریافت کرد.[۱۳]

مرگ (۱۸۹۰)

پرترهٔ دکتر گاشه، ونسان این اثر را در آخرین سال زندگی خود خلق کرد، ۱۸۹۰

ون گوگ در آخرین سال زندگی خود یعنی ۱۸۹۰ به دکتر گاشه روانشناسی که پیسارو به او معرفی کرده بود، مراجعه کرد. اولین برداشت ون گوگ از گاشه که چهره‌اش را نیز کشیده‌است،[۱۴] این بود که دکتر از خود او بیمارتر است.

روز به روز فرورفتگی و افسردگی ون گوگ عمیق‌تر می‌شد با این حال او تنها در ۲ ماه پایانی عمرش ۹۰ نقاشی برجای گذاشت. ونسان ون گوگ در ۲۹ ژوئیه ۱۸۹۰ در سن ۳۷ سالگی در شهر "اور سور اواز" در فرانسه در اثر شلیک گلوله به شکمش زخمی شد و روز بعد در مهمان‌سرای رَوو درگذشت. ونسان آخرین احساسش را به برادر خود، که قبل از مرگش بر بالین وی آمده بود، این‌گونه بیان کرد: «غم برای همیشه باقی خواهد ماند». شش ماه بعد تئو نیز درگذشت.

مقبره ونسان ون گوگ و برادرش تئو

بر اساس تصور عامه مردم وی خودکشی کرده‌است ولی بر اساس تحقیقات صورت گرفته، مرگ وی در اثر شلیک گلوله از یک تفنگ معیوب توسط دو نوجوان مست صورت گرفته است و وی بعدا تصمیم گرفت که برای حفاظت از آنها، مسئولیت واقعه را بر عهده بگیرد. محققان معتقدند که گلوله با زاویه به قسمت فوقانی شکم ون گوگ اصابت کرده و نه بطور مستقیم. در حالی که در صورت خودکشی انتظار می‌رود گلوله به طور مستقیم به فرد اصابت کند.

محققان بر اساس شواهد و نامه‌های بدست‌آمده معتقدند که ون‌گوگ نیت خودکشی نداشته اما زمانی که با مرگ و یا خطر آن مواجه شد، خود را تسلیم مرگ کرده‌است.[۱۵] وی تنها یک دهه آخر عمر خود را به صورت حرفه‌ای مشغول نقاشی بود و اکثر تابلوهایی که باعث شهرت او شده‌اند در طول سه سال آخر عمرش یعنی سال‌هایی که مدام گرفتار حمله‌های عصبی و افسردگی بود، کشیده شده‌اند. امروز بسیاری از مردم بعضی از این تابلوها را می‌شناسند؛ شب پر ستاره، گل‌های آفتابگردان، تراس کافه در شب، درختان سرو و بعضی از نگاره‌ها و خودنگاره‌هایش به صورت تصاویر چاپی، شهرت جهانی دارند و در بسیاری از اتاق‌های سادهٔ مردم عادی نیز دیده می‌شوند و این همان چیزی است که ون گوگ می‌خواست. او دوست داشت تابلوهایش تاثیر مستقیم و قوی اوکی‌یوئه‌های ژاپنی را داشته باشند که بسیار تحسینشان می‌کرد. آرزو داشت هنر صاف و ساده‌ای بیافریند که نه تنها هنرشناسان متمول را خوش بیاید، بلکه مایهٔ شعف و تسلای خاطر همه انسان‌ها باشد.[۱۶] گفته می‌شود که «گندم‌زار با کلاغ‌ها» آخرین اثر ون گوگ است لیکن پیرامون این مطلب، میان پژوهشگران هنر اختلاف نظر وجود دارد.

تئودوروس ون گوگ

چهره تئو ون گوگ، ۱۸۸۷. پیش از این تصور می‌شد این یک خودنگاره از ونسان باشد ولی تحقیقاتی در سال ۲۰۱۱ نشان داده‌است که این چهره تئو است.[۱۷]
نوشتار اصلی: تئودوروس ون گوگ

برادر محبوب و حامی‌اش تئودوروس ون گوگ ملقب به تئو چهار سال بعد از ونسان در ۱ مه ۱۸۵۷ به‌دنیا آمد. وی به فروش تابلوهای نقاشی اشتغال داشت و باعث آشنایی ونسان با نقاشان امپرسیونیست شد. تئو حتی زمانی که خود دستش تنگ بود مخارج ونسان را می‌پرداخت و در ازای آن ونسان تابلوهایش را برای او می‌فرستاد. او مخارج سفر ونسان به ارل در جنوب فرانسه و اقامتش در آن شهر را از درآمد خود پرداخت. ونسان امیدوار بود بتواند چند سال در آن‌جا با خیال آسوده کار کند تا سرانجام روزی با فروش تابلوهایش زحمات برادرش را جبران کند، البته این آرزوی ونسان هیچ‌گاه برآورده نشد.

تئودوروس همیشه با ونسان رابطهٔ بسیار صمیمی‌ای داشت و نامه‌های بسیاری به یکدیگر می‌نوشتند. تئو در واقع تنها فردی بود که در زمان حیات ونسان او و نقاشی‌هایش را عمیقاً درک می‌کرد. او همچنین تنها کسی بود که هنگام مرگ ونسان در کنارش بود و هر کاری که از دستش برمی‌آمد برای نجات زندگی او انجام داد. تئو شش ماه پس از مرگ ونسان، در سن ۳۳ سالگی درگذشت.

نامه‌های ونسان به تئو

ونسان در انزوای خود خواسته‌اش در آرل همه اندیشه‌ها و امیدهایش را در نامه‌هایی به تئو، که به صورت خاطره‌نگاری‌های روزانه درآمده بود می‌نوشت. در این نامه‌ها رسالتی که نقاش در خود احساس می‌کرده، تلاش‌ها و کام‌یابی‌ها، تنهایی غم‌بار و آرزوی داشتن هم‌صحبتی همدل به خوبی آشکار است.

در یکی از نامه‌هایش به تئو می‌نویسد: «ایده تازه‌ای در سرم بود و این پیش‌طرحی از آن است. این بار موضوع تابلو همان اتاق خواب خودم است، اتاقی که در آن فقط رنگ است که اهمیت دارد؛ و ضمن آن که با سادگی و یک‌دستی خود شکوهی به اشیا داده‌است، نشان می‌دهد که این اتاق چیزی جز محل خواب و استراحت نیست. خلاصه بگویم، نگاه کردن به این تابلو باید موجب استراحت فکر و بیش از آن آسودگی خیال شود.»[۱۸]

آثار

  • رنگ روغن: ۸۶۰ عدد[۱۹]
  • آب‌رنگ: ۱۵۰ عدد
  • طراحی: ۱۰۳۹ عدد
  • پیش‌طرح ضمیمه نامه: ۱۳۳ عدد
  • چاپ: ۱۰ عدد (شامل ۹ چاپ سنگی و ۱ چاپ فلزی)[۱]
  • نامه‌ها: ۸۷۴ عدد

آثار درباره ون گوگ

کتاب‌ها و فیلم‌های داستانی و مستند زیادی درباره ون‌گوگ و آثارش نوشته و ساخته شده است. از جمله: کتاب شور زندگی و فیلمی اقتباسی با همین نام (Lust For Life (۱۹۵۶ ساخته وینسنت مینلی Vincente Minnelli، با بازی کرک داگلاس و آنتونی کویین.[۲۰]

نگارخانه

جستارهای وابسته

پانویس

  1. چاپ‌های ونسان ون گوگ، وب‌گاه vggallery.com‏.
  2. وب‌گاه vangoghgallery.com
  3. Zundert
  4. Jan Provily
  5. Zevenbergen
  6. Willen ll collese
  7. Tilbury
  8. Eugénie Loyer
  9. Ramsgate
  10. Gorlitz
  11. jan van Gogh
  12. ارنست هانس گامبریچ(۱۳۸۵)، ص ۵۳۲
  13. چه بلایی بر سر گوش ون گوگ آمد؟، .‏
  14. چهره دکتر گاشه: مرد همراه پیپ، vggallery.com.‏
  15. http://www.bbc.co.uk/persian/arts/2011/10/111017_l34_vangogh_biograpghy_suicide.shtml
  16. ارنست هانس گامبریچ(۱۳۸۵)، ص ۵۳۴
  17. چهره تئو ون گوگ، وب‌گاه موزه ون گوگ.
  18. ارنست هانس گامبریچ(۱۳۸۵)، ص ۵۳۶
  19. نگارخانه ونسان ون گوگ، وب‌گاه vggallery.com‏.
  20. IMDb Search

منابع


   
تعداد بازدید از این مطلب: 424
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


فیلم: جایگزینی تکنولوژی با عشق طبیعی را تماشا کنید

 

در گیر و دار اتفاقات ناخوشایند زندگی تئودور، وی با یک برنامه کامپیوتری بسیار هوشمند به نام سامانتا (با صدای اسکارلت یوهانسون) مواجه می شود. برنامه‌ای که بسیار باهوش و جذاب است تئودور نیز رفته رفته به او عادت میکند. اما جذابیت سامانتا برای تئودور به حدی است که وی تصمیم میگیرد به جای تجربه کردن یک عشق حقیقی، به سامانتا عشق بورزد و...
کد خبر: ۳۸۹۳۹۲
تاریخ انتشار: ۰۹ فروردين ۱۳۹۳ - ۲۳:۳۴ - 29 March 2014
یکی از مهم‌ترین فیلم‌های سال 2013 که منتقدان و تماشاچیان را همزمان با خود همراه ساخت، درباره دنیای جدید و مواجهه انسانی با پدیده‌های جدید، آن هم در دورانی است که فاصله انسان‌ها از هم، بیش از هر دوران دیگری شده است؛ فیلمی که ثابت می‌کند همچنان می‌توان در پی سینمای قصه‌گو بود و آثاری با روایت‌های غیرتکراری را به تماشا نشست و در انتها از شگفتی نهفته در یک اثر سینمایی مبهوت شد.

به گزارش «تابناک»، اسپایک جونز کارگردان میانسال و کاربلد سینمای آمریکا بسیار گزیده پسند است و به همین دلیل در سال‌های اخیر آثار محدودی تولید کرده که اکثر آنها با موفقیت‌هایی همراه بوده اما آخرین فیلمی که نام او در مقام کارگردانش به ثبت رسیده، منحصر به فردترین ساخته‌اش به حساب می‌آید و احتمالاً جزو آثاری است که در سال‌های متمادی و شاید چند دهه درباره‌اش گفتارهایی در میان باشد، چرا که درباره مضمونی است که داستان امروز جامعه بشری است و هرچه تکنولوژی و ارتباطات آنلاین توسعه بیشتری بیابد، بیش از پیش اهمیت می‌یابد.

«او (دختر) / Her» که در سال 2013 رونمایی شد و جزو بخت‌های اصلی دریافت جایزه اسکار بهترین فیلم 2014 بود، در زمان آینده در شهر لس آنجلس اتفاق می افتد. تئودور « خواکین فونیکس » مرد میانسالی است که شغلش نوشتن نامه های عاشقانه از طرف افراد متقاضی به نامزدشان است. تئودور نامه های عاشقانه را به خوبی نگارش میکند؛ گویی که عاشق ترین فرد روی زمین است. اما وی در زندگی شخصی خودش چندان موفق نیست. رابطه اش با کاترین (رونی مارا) به شکست انجامیده و تئودور از نظر وضعیت روحی در شرایط خوبی به سر نمی برد.

در گیر و دار اتفاقات ناخوشایند زندگی تئودور، وی با یک برنامه کامپیوتری بسیار هوشمند به نام سامانتا (با صدای اسکارلت یوهانسون) مواجه می شود. برنامه‌ای که بسیار باهوش و جذاب است تئودور نیز رفته رفته به او عادت میکند. اما جذابیت سامانتا برای تئودور به حدی است که وی تصمیم میگیرد به جای تجربه کردن یک عشق حقیقی، به سامانتا عشق بورزد و...

«او» برخلاف تصویر رایجی که از زمان آینده در هالیوود ترسیم می شود، چندان رغبتی به فاجعه بار نشان داده این دوره ندارد. در آینده ای که اسپایک جونز در «او» ترسیم کرده، بسیاری از بیماری ها درمان پذیر شده اند، مشکلات سیاسی حل شده و معیشت مردم نیز در وضعیت خوبی به سر می برد. جونز با به تصویر کشیدن این دنیای ایده آل و فوق العاده قصد داشته از مزیت های تکنولوژی در آینده پرده بردارد و بگوید که تکنولوژی آنچنان هم که عام و خاص نگرانش هستند، پدیده مشکل زایی نیست.

اما در این دنیای شاد و جذاب، مشکل تنهایی انسان ها کماکان حل نشده باقی مانده و تئودور یکی از همین افراد هست که فیلم تمرکز خود را بر او و نحوه زندگی اش قرار داده است. تئودور فرد درونگرایی است که با وجود توانا بودن در نگارش نامه های عاشقانه از جانب دیگران برای نامزدشان، خود در زندگی با مشکلات متعددی در رابطه اش با کاترین مواجه است و نتیجه اش جدایی این دو بوده. جونز پس از برهم خوردن رابطه، تئودور را در وضعیت روحی بدی متصور می شود اما خیلی سریع به واسطه تکنولوژی هوشمندی به نام «سامانتا» به کمک تئودور می آید.

سیستم عامل هوشمند سامانتا دقیقاً همانی است که تئودور در زندگی اش کم داشته. سیستم عاملی بسیار باهوش و خوش صحبت که در مورد همه مسائل اطلاعات دارد و تنها مشکل اش عدم درک عشق و عواطف انسانی است و اغلب سوالاتی هم که از تئودور می پرسد در همین موارد خلاصه می شود. دیالوگ هایی که مابین تئودور و سامانتا در جریان فیلم شنیده می شود، به جزئیات ریز زندگی یک انسان اشاره دارد. اشاره هایی به تنهایی و عدم درک متقابل دو انسان از یکدیگر که تئودور قصد توضیح دادن آن به سامانتا را دارد و سامانتا نیز هربار با شنیدن آن ، پیشرفته تر شده و خود را برای سرویس دادن هرچه بهتر به تئودور آماده می کند.

دیالوگ هایی که میان تئودور و سامانتا در فیلم «او» رد و بدل می شود، فوق العاده جذاب و شنیدنی است. جونز با تسلط و هوشمندی تمام، موفق شده تنهایی یک انسان را نه با تاکید بر تصاویری که اغلب در آنها موسیقی شنیده می شود، بلکه با دیالوگ های شنیدنی میان یک انسان و سیستم عامل بر زبان بیاورد.

شوخی های تئودور با سامانتا بیشتر از آنکه یک شوخی رایج میان انسان و تست کردن تکنولوژی هوشمند مقابلش باشد، ریشه در تنهایی تئودور و نیاز به صحبت کردن و ارتباط برقرار کردن با یک جنس مخالف دارد. وقتی که سامانتا درباره عشق از تئودور سوال میکند، تئودور در ابتدا به واسطه اینکه طرف مقابل صحبتش یک سیستم عامل هست، از ارائه توضیح دقیق خودداری میکند اما به مرور که سامانتا مفهوم عشق را درک میکند و بیشتر وارد ذهن تئودور میشود، تئودور هم تصمیم می گیرد تا سامانتا را وارد خلوت و تنهایی خود کند و رابطه اش با سامانتا را گسترش دهد.


دانلود

تعداد بازدید از این مطلب: 329
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


ماجرای وفاداری آخرین خرس قطبی آفریقا به همسرش (+عکس)
 
از آن زمان تا کنون، حال و روز وانگ روز به روز بدتر می شود . او دیگر شنا نمی کند. برای مدت ها پس از مرگ " گی بی" وانگ تمایلی به رفتن به اتاق شب نداشت و حتی گریه می کرد.

"وانگ " 30 ساله آخرین و تنها خرس قطبی قاره آفریقا هنوز نتوانسته است با گذشت قریب به 3 ماه از مرگ همسرش، او را فراموش کند.

به گزارش عصر ایران به نقل از سی ان ان " وانگ" زمانی که یک ساله بود در سال 1985 از باغ وحشی در ژاپن به باغ وحش ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی آورده شد و " گی بی" همتای مونث او نیز به طور همزمان از باغ وحشی در کانادا به ژوهانسبورگ منتقل شد.

این زوج خرس قطبی نزدیک به 29 سال با یکیدگر زندگی کردند تا اینکه در 13 ژانویه سال جاری " گی بی" در حالی که مشغول شنا در آب بود ، سکته کرد و مرد.

مسئولان باغ وحش ژوهانسبورگ می گویند ، وانگ به مدت 24 ساعت در کنار جسد همسرش ماند و اجازه نداد مسئولان باغ وحش به بدن همسرش نزدیک شوند و به اتاق شب نرفت و در کنار جسد همسرش در آفتاب ماند.

از آن زمان تا کنون، حال و روز وانگ روز به روز بدتر می شود . او دیگر شنا نمی کند. برای مدت ها پس از مرگ " گی بی" وانگ تمایلی به رفتن به اتاق شب نداشت و حتی گریه می کرد.

آخرین و تنها خرس قطبی قاره آفریقا دچار افسردگی شدید شده است. حتی کادوی ولنتاین را که امسال از سوی مسئولان باغ وحش به او هدیه داده شد و حاوی خوراکی های دلپذیرش بود و روی آن نوشته شده بود " وانگ ما تو را دوست داریم" پاره کرد.

وانگ کادوی ولنتاین امسال را به دندان گرفته است

 


از زمان مرگ گی بی "وانگ " از سرگرمی های مورد علاقه مشترک شان با شریک زندگی اش در دوران زندگی مشترک 29 ساله شان، دوری می جوید.

وانگ و گی بی قادر به جفت گیری نبودند چون ماده خرس های قطبی برای جفت گیری باید دستکم 30 روز در دمای منهای 20 درجه بمانند.

مسئولان باغ وحش ژوهانسبورگ در 3 ماه گذشته راه های مختلفی را برای درمان افسردگی " وانگ " رفته اند اما هیچ کدام از اقدامات آنها جواب نداده است. علاقه وافر وانگ به شریک زندگی اش بیش از حد بوده است و بر خلاف رویه رایج در میان خرس های قطبی است که عموما عادت دارند به صورت انفرادی زندگی کنند.

وانگ از بیماری کبد رنج می برد و این در حلی است که از زمان مرگ شریک زندگی اش ، در آب و هوای گرم می ماند و تمایلی به شنا کردن و رفتن به ماشین برفی هدیه شده از سوی یک کمپانی ندارد. مسئولان باغ وحش می گویند ادامه این رفتارهای او عمر وانگ را کوتاه تر خواهد کرد.

گفتنی است خرس های قطبی غالبا در طبیعت بیش از 20 سال عمر نمی کنند و متوسط وزن آنها 400 کیلوگرم است. وانگ هم اکنون 30 سال دارد و به لحاظ سنی یک خرس قطبی پیر محسوب می شود. او هم اکنون 250 کیلوگرم وزن دارد.





"گی بی" زوج وانگ که 3 ماه پیش به هنگام شنا سکته کرد

تعداد بازدید از این مطلب: 399
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مدل لباس شب پرنسس 2014

بقیه تصاویر در ادامه برای اعضا

تعداد بازدید از این مطلب: 474
برچسب‌ها: دل لباس شب پرنسس , 2014 ,
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مدل های لباس شب 1393

 

 

vestido color azul2

vestido de moda largo

ادامه تصاویر در ادامه مطلب

تعداد بازدید از این مطلب: 451
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0




تعداد صفحات : 33


 
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد